توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا صدای باران با مقدمه و نتیجه گیری

    1 بازدید

    انشا صدای باران با مقدمه و نتیجه گیری را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    انشا در مورد صدای باران

    انشا در مورد صدای باران

    انشا درباره صدای باران

    انشا صفحه 53 کتاب نگارش پایه هشتم

    مقدمه : صدای رعد و برق آسمان سکوت سنگین شهر را می شکند.دانه های تسبیح از دست ابر رها می شوندو هر کدام در جای جای این شهر فرو می افتند.یکی بر سر دشت،یکی بر روی رود.دیگری بر صورت گلی سرخ و آن یکی بر سقف خانه ما.

    بدنه : باران با همه عظمتش می بارد تا گلی را زنده کند و زمینی را تازه کند و دل خاک خورده انسانی را از غم بشوید.بارانی که از خود می گذرد تا شاعر با آهنگ دل نشینش شعری بسراید و به راستی که چه صدای موزونی دارد! صدای تپش قلب آسمان همانند لالایی مادران آرام و گوش نواز است و انسان را به وجد می آورد.

    صدای شلپ شلپ پای مردمی که با چترهایشان زیر باران قدم می زنند و چاله های آب را رد می کنند نیز زیبا است. جالب تر ازآن کودکانی هستند که بدون توجه به باران ، همچنان گل کوچک بازی می کنند سر و از پا نمی شناسند وبدون هراسی از سرما خوردگی فریاد می دوند و فریاد می زنند ، دعوا می کنند و در نهایت خسته می شوند.

    باران شدید مرا مجبور میکند به خانه پناه می ببرم.بهترین مکان خانه هنگام بارش باران اتاق زیر شیروانی است.صدای تاک تاک باران اتاق را پر کرده است و این پیام را به من می دهد که باران هنوز ادامه دارد. و درپس این پیام ، امید به آینده را نیز در وجود من تداعی می کند.اینکه بالاخره باران تمام می شود و از خانه بیرون خواهم آمد.

    نتیجه : مروارید های الهی به بزرگی خداوند متعال ایمان دارند و این گونه از اوج آسمان پایین می آیند و سر بر خاک می گذارند.در حالی که ما انسان های روی زمین هنوز در خواب غفلت به سر می بریم.پس چه خوب است که با شنیدن صدای این نعمت بزرگ الهی ، از خواب غفلت بر خیزیم و خدا را با تمام وجود حس کنیم.

    انشا درباره صدای باران پایه هشتم صفحه 53

    انشا در مورد صدای باران

    منبع مطلب : 7sc.ir

    مدیر محترم سایت 7sc.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد صدای باران

    انشا در مورد صدای باران

    انشا در مورد صدای باران

    پایه۸ درس۴ صدای باران صفحه۵۳

    انشا پایه هشتم صدای باران

    مقدمه:باران یکی از  با ارزش ترین نعمت های خداوند است. این نعمت اگر روزی نباشد بشر نیز نابود می شود

    تنه انشا: باران همواره نعمت با ارزش خداوند است که از ابرها حاصل می شود. باران از برخورد ابرها و ارتعاشاتی که در آن ها صورت می گیرد حاصل می شود. در بعضی از نقاط ایران به دلیل نزدیکی به دریا باران بیشتری می بارد مانند مناطقی چون گیلان و مازندران. اما مناطق مرکزی ایران به دلیل خشکی و دوری از دریا همواره با کمبود باران و کم آبی رو به رو هستند. صدای باران برای این مناطق بسیار دلنشین تر است هر چند که باران برای مناطق شمالی نیز سرشار از شعف و سرور است. وقتی باران می بارد صدای نم نم باران که بر برگ های درختان می خورد احساس بسیار زیبایی در من ایجاد می کند. باران وقتی می بارد بوی خاک را بلند می کند که با آن صدا، من را به زیباترین رویاهایم می برد. صدای باران همواره این احساس را تلاقی گر است که اگر روزی نباشد بشر چه خواهد کرد باران باعث رویش درختان و مزارع و پر شدن آب های زیرزمینی است و نقش بسیار مهمی در تامین آب شیرین زمین دارد. باران گاه به صورت نم نم است و گاه انقدر شدید می شود که باعث آب گرفتگی معابر و سیل می شود. سیل یک بلای طبیعی است که گاهی گریبان گیر انسان ها می شود و صدمات جبران ناپذیری را به بار می آورد. صدای باران هرگاه بسیار شدید  شود. در من ترسی را ایجاد می کند که مبادا به سیل منجر شود. ولی در بیشتر مواقع از صدای نم نم باران لذّت می برم و احساسی سرشار از آرامش را به روح ام تزریق می کند.

    نتیجه گیری: باران یکی از با ارزش ترین نزولات خداوند است. صدای آن بسیار دلنشین است، زیرا نمایانگر حاصل خیزی و رشد گیاهان و درختان است. باران سرشار از عشق و محبت است.

    انشا پایه هشتم صفحه ۵۳ در مورد صدای باران

    مهارت های نوشتاری انشا با موضوع صدای باران

    موضوع انشا صدای باران

    نظر شما درمورد این انشا انشا چه بود ؟ نظر بزارید

    منبع :انشاباز

    منبع مطلب : nexdan.ir

    مدیر محترم سایت nexdan.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد باران ✍ انشا درمورد صدای باران پایه هشتم

    انشا صدای بارش باران

    توصیف صدای باران، توصیف یک روز بارانی ادبی، انشا درمورد صدای باران پایه هشتم، صدای بارش باران، انشا در مورد روز بارانی

    انشا صدای باران

    خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری کردم نتوانستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم. از جایم بلند شدم . آرام آرام به سمت حیاط حرکت کردم . صدای چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم. چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

    چترها را باید بست زیر باران باید رفت
    فکر را ، خاطره را زیر باران باید برد
    با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
    دوست را زیر باران باید دید عشق را زیر باران باید جست
    هرکجا هستم باشم آسمان مال من است
    پنجره ، فکر ، هوا عشق ، زمین مال منست وقتی همنفس باران شدم خودم را بدستش سپردم . حال برخورد قطرات باران را به صورتم حس میکردم . هر قطره از باران جان تازه ای به کالبدم می دمید و زخمهای دلم را با هر ترنمش تسکین می داد . سر مست باران گشته بودم احساس عجیبی داشتم یک نوع احساس سبکی …
    دستانم را به سوی خدا بلند کردم و چشمانم به آسمان دوخته شد . ناگهان درهای آسمان باز گشت . صیحه ای از دل آسمان بلند شد و بر قلبم نشست . برخیز و روحت را با باران نگاهت جان تازه ای بخش . نوری از آسمان بر قلبم فرود آمد و قطرات اشک بر بستر خشک تنهایی ام جاری گشت .
    حرفهایم را با او زدم و تمام دردها را با او گفتم./

    این بود انشای من، از صدای دلنشین باران

    انشاء در مورد باران شماره ۲

    باران

    مقدمه :

    در کنار یک دریای پرتلاطم روی صخره ای نشسته بودم ، غرق در تفکرات خویش بودم ، البته به دنبال یک موضوعی می گشتم که انشاء خود را با آن آغاز کنم که ناگهان صدای امواج خروشان دریا مرا به سمت خود کشاند

    در همین حین چشمم به صدفی خورد که موج دریا با خود آورده بود ، هنگامی که صدف را در دستانم گرفتم یک نور زیبایی از آن به چشم می خورد ، در لابه لای نور زیبای این صدف کلمه ای چون « باران » می درخشید ، آری اینگونه تلنگری بر من وارد شد که موضوع انشاء خودم را باران انتخاب کنم .

    بدنه کلی :

    «ب» باران یعنی بوی کاهگل خانه مادر بزرگ ، باران که می بارد بوی کاهگل به مشام می رسد و آدمی را مدهوش و افسونگر می کند این بوی خاک …

    «الف» باران یعنی آسمانی دلگیر ، باران که می بارد انگار آسمان دلش گرفته است ، انگار آسمان بغض دارد و می خواهد اشک بریزد بر سر زمینیان ، چقدر بغض آسمان آبی دلنشین است …

    «ر» باران یعنی رنگین کمان هفت رنگ ، باران که می بارد رنگهای قشنگ رنگین کمان صفای دیگری دارد ، وقتی که نور آفتاب وارد قطرات در حال بارش می خورد به رنگهای اصلی تجزیه می شود و رنگین کمان را تشکیل می دهند ، رنگهایی چون : قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی و بنفش…

    «الف» باران یعنی آرامش ، باران که می بارد آرامش سرتاسر وجود آدمی را فرا می گیرد ، قدم زدن زیر نم نم باران آدمی را به وجد می آورد ، صدای چکیدن قطره قطره های باران کودکیم را زنده می کند ، به روحم ! به احساسم ! طراوت می بشخد …

    «ن» باران یعنی ناودان های خونه هامون ، نسترنهای باغچه هامون ، باران که می بارد ناودان ها یک خودی نشان می دهند ، نسترنها جان می گیرند …

    نتیجه :

    باران خوب است ، زندگی زیباست ، باران مرا می برد به دوران کودکی ، به آن زمان که خانه ها کاهگلی بود ، دورهمی ها سادگی بود ، قصه رنگین کمان توأم با شادی کودکی بود .

    انشاء در مورد باران شماره ۳

    توصیف صدای باران، توصیف یک روز بارانی ادبی، انشا درمورد صدای باران پایه هشتم، صدای بارش باران، انشا در مورد روز بارانی

    چقدر لذت بخش است هنگامی که با طنین دلنشین باران که از پشت پنجره با باد رقصان ضربه های آرام به شیشه ی آن میزند صبح خود را آغاز کنیم…..
    -صبحی که سرآغاز آن نعمت گوارای پروردگار باشد بارانی که گاه آرام و بی صدا گونه گلهارا نوازش میدهد و گاه با بی رحمی بالها پرندگان را خیس میکند…..
    -باران با دانه های نگین مانند خود” آسمان را به زمین وصل میکند. وقتی باران به صدا در می آید دلم میگیرد…..
    – کاش من هم مانند کودکانی که آمدن باران را به یکدیگر خبر میدهند و به دنبال چترهای رنگی خود میگردند شور شوق بازی در زیر اشک های آسمان را داشتم…..
    لحظه های زیباییست وقتی که دختر بچه ای آرام با جعبه ی شکلاتش کنار جاده زیر قطره های باران نشسته است ولی پسرک او را با سایه ی چتر خود مواجه میکند…..
    -باران رحمت اتهی را از معصیت پاک و منزه میکند کاش می شد دلهایمان هم با بارش باران همچون گلی نو شکفته تازه و پاک میشد…..
    -کاش قلب هایمان صاف و آینه مانند قلب کودکان بود که با آوای دلنشین باران همخوانی می کردند و در هنگام برق آسمان یکدیگر را در آغوش می کشیدند به گمانم آماده ی عکس انداختن آسمانی بودند…..
    -صدای تپش قلب آسمان به وسیله قطرات ریز باران به زمین میرسد…..
    -کاش زودتر برسد روزی که همه ی ما بدون چتر در زیر بارانی که به یمن ظهور امام مهدی (عج) می بارد بایستیم…..

    منبع مطلب : www.bankesoalat.com

    مدیر محترم سایت www.bankesoalat.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 9 روز قبل
    1

    عالی

    رونالدو 14 روز قبل
    1

    سووووووو

    ناشناس 20 روز قبل
    0

    .

    وحید 1 ماه قبل
    2

    مقدمه هاش خو نی😕😐

    آرنی 1 ماه قبل
    1

    خوب بود عالی 👌👍

    نازنین 2 ماه قبل
    0

    خوب بود

    مرسی❤

    احمد 2 ماه قبل
    1

    عالییییییی👌👌👌

    احمد 2 ماه قبل
    0

    خیلی خوبه

    ناشناس 2 ماه قبل
    2

    زیبا دلنشین بود

    mobi 12 ماه قبل
    1

    عاااالی

    مهدی 1 سال قبل
    4

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید