توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد پدر با مقدمه بدنه نتیجه

    1 بازدید

    انشا در مورد پدر با مقدمه بدنه نتیجه را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    انشا در مورد پدر - گام با گام | قدم به قدم تا موفقیت

    انشا در مورد پدر

    انشا های جدید درباره پدر

    انشا در مورد پدر

    انشا در مورد پدر

    ****************

    انشا با موضوع روز پدر

    بهشت زیر پای پدران نیست. اما بی ریانه برایمان زحمت می‌کشند. تمام طول روز کار میکند و سختیهای زندگی را تنهایی بـه دوش می‌کشد تنها برای یک لبخند مـا. بهشت زیرپای پدران نیست بلکه در دستان آنها اسـت. همان دستان پینه بسته ایی کـه کار میکنند تا مـا با اشاره ای هر وسیله ایی کـه دلمان میـــخواهد بخریم.

    بهشت در نگاه پدر اسـت همان نگاه خسته ایی کـه ازآن ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی می بارد، هم چون ابر از وجودش می کاهد و هم چون بارانی بر سرمان می بارد تا مثل بذری از دل خاک جوانه بزنیم و رشد کنیم ولی همان‌ گونه مانند ابری بالای سرمان می‌ماند و از دور حواسش هر لحظه بـه مـا اسـت.

    در سرما کنار می‌رود تا نور خورشید برما بتابد در گرما مانند چتری بالای سرما میماند تا از گرما دور بمانیم ودر هنگام عطش هم چون بارانی خنکای آب را در وجودمان تزریق می‌کند. پدرها در هنگام سختی اشک نمی ریزنند شیون نمیکشند بلکه عرق می ریزند، آه میکشند. پدر مانند کوهی محکم همیشه تکیه گاه میماند.

    پدر همیشه کمر خمیده ی خودرا پشت لبخند محکم خود پنهان میکند. پدرها قهرمان قصه ی همه ی ی بچه هاهستند. مراقب قهرمان زندگی‌تان باشید. خیلی از پدرهای سرزمین مـن هم پدر هستند هم مادر. اینها در زندگی اسطوره اند. اسطوره هایی کـه هرگز در ذهن و قلب ها نمی میرند. پدرها و مادر ها فرشته هایی هستند کـه بال ندارند.

    موضوع انشا در مورد روز پدر

    زنگ خانه مان بـه صدا در آمد … بـه ساعت نگاه می‌کنم، عقربه کوچک ساعت، 8 شب را نشان میدهد، او آمده اسـت! جلوی در ایستاده و مثل همیشه صورتی مهربان و چشمانی خسته دارد، نگاهش گرم و دوست داشتنی اسـت و دستانش پر! سریع بـه سمتش می دوم و میگویم: “درود بابا… خسته نباشید”. او قهرمان زندگی مـن اسـت.

    او کسی اسـت کـه با این‌کـه بسیاری اوقات در خانه نیست اما همیشه ودر هر لحظه حضورش را درکنار خود احساس می‌کنم و هر شب هرچه بـه ساعت هشت شب نزدیک تر میشوم شور و شوقم برای آمدنش بیشتر میشود. هرروز از صبح تا شب مشغول کار اسـت تا خانواده اش در رفاه باشند و بـه قول خودش وقتی مـا را شاد و سرحال می‌بیند خستگی اش را کاملا فراموش میکند.

    دوستم می‌گوید پدرش بـه آسمان ها رفته اسـت و مـن هر وقت بـه ستاره ها نگاه میکنم با خودم میگویم هر ستاره حتماً پدری اسـت کـه بـه آسمان پرواز کرده اسـت. پدر عزیزم! از این‌کـه هستی ممنونم و دستانت را می بوسم. امشب دراین دنیای بزرگ فقط یک آرزو دارم، این‌کـه خداوند بابای خوبم را سال های سال سلامت نگه دارد و دستم همیشه در دستان قوی او جای داشته باشد.

    انشا خاص درباره روز پدر

    خاطراتم راکه مرور می‌کنم و برگ برگ دوران کودکی ام را ورق می‌زنم، درکنار محبت و عشق بی دریغ مادرم کسی همیشه هست کـه آرامش را در لحظه لحظه زندگی ام تزریق کرده … کسیکه قلبی بـه وسعت عشق دارد و آرامشی بـه گستردگی یک دریا. پدر …. قهرمانیست کـه هرگز مدالی در گردنش نینداخته اند، کوهی استوار کـه همیشه کنارم بوده ودر دشواری های زندگی دلم قرص بوده بـه بودنش.

    مردی فداکار کـه بی هیچ منت یک عمر زحمت کشیده، رنگ موهایش بـه سپیدی گراییده و دستانش زبر و ضخیم شده اسـت اما دریغ از یکبار گله یا شکایت، دریغ از حرفی کـه بوی منت دهد، دریغ از یک لحظه دست از تلاش کشیدن … بچه تر کـه بودم وقتی بیمار میشدم هیچ وقت پدر در کنارم نبود، یادم هست مادر چقدر غصه مـن را میخورد.

    یادم هست پروانه وار دورم می‌چرخید و میدیدم شب تا صبح کنارم میخوابید … اما پدر هیچ وقت نبود! پدر! آن روزها تـو رابا “نبودن” تعریف می‌کردم چون همیشه زمانی می آمدی کـه مـن خواب بودم و وقتی می رفتی کـه مـن هنوز بیدار نشده بودم، همیشه در سکوت خودم با تـو حرف می زدم و همیشه طلبکار تـو می‌شدم! “بابا چرا هیچ وقت نیستی؟!”

    اما امروز درک می‌کنم کـه چـه معنایی داشتند همه ی این نبودن ها! تـو کار کردی و کردی تا مـن در رفاه بزرگ شوم، تا هیچ وقت آرزوی داشتن چیزی کـه دوست داشتم بر دلم نماند، تا جشن تولدم رابا دوستانم جشن بگیرم … تـو عرق ریختی تا مـن آسان و آسوده باشم و بی هیچ ترس و نگرانی درس بخوانم و شاگرد اول شوم!

    آن قدر کار کردی و کردی تا کمرت خمیده شد و دستانت لرزان، چشمانت کم سو شد و قدم هایت آرام، مـن فدای کمر خمیده و دستان لرزانت کـه همه ی فدای اسانی های مـن شده اسـت. مـن فدای بزرگ مرد زندگی ام شوم کـه با همان اندک لحظه هایی کـه در خانه بوده برایم زیباترین خاطرات زندگی ام رابه تصویر کشیده اسـت. دوستت دارم پدر خوبم!

    انشا احساسی درباره روز پدر

    روز پدر روزی کـه می توانیم با یک هدیه از زحمات پدر خود تشکر کنیم روز پدر روزی اسـت کـه بالاخره مـا هم می توانیم پدرمان رو خوشحال کنیم و طبق معمول این کار رابا خرید یک هدیه انجام می دهیم. ولی همه ی ی پدر ها بیشتر از خرید هدیه با این خوشحال می‌شوند کـه جواب زحمت های انها را بدهیم و بـه فکر خوبی خودمان و اینده مان باشیم.

    و مـا هم در همه ی ی روزهای زندگیمان سعی میکنیم برای پدر خود پسر خوبی باشیم ودر همه ی جا ودر هر وقتی پدر خورد را سربلند و پیروز بکنیم. اینکارها بـه مراتب پدر هارا بیشتر خوشحال میکند. ولی مـا بازهم برای نشان دادن علاقه و توجه مان در روز پدر برای انها یک هدیه و کادو در حد توانمان می‌خریم و همین کار هم انهارا بسیار زیاد خوشحال میکند.

    روز پدر روز خوبی برای قدر دانی و سپاس و تقدیر از زحماتی اسـت کـه پدر در طول روز های زندگی برای مـا انجام داده اسـت زیرا پدر شخصی اسـت کـه در زندگی خود از خیلی چیز ها گذشته تا مـا بـه چیز هایی کـه می‌خواهیم برسیم و همیشه از خود فداکاری نشان داده اسـت، روز پدر رابه همه ی پدران زحمت کش دنیا مثل پدر خودم و تمام همکلاسی هایم تبریک میگویم.

    انشاء کوتاه درباره روز پدر

    بابا یعنی غصه، بابا یعنی غم، بابا یعنی درد، بابا یعنی خستگی، بابا یعنی تلاش، بابا یعنی کارمند، بابا یعنی مستاجر، خلاصه این‌کـه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی مـن و تـو.

    پس بیائید از امروز برای بابا هایی کـه مثل بابای مـن اسـت دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و وی را پیش خودش بـه بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار اسـت او دیگر توان کار ندارد قدرت «نه» گفتن را ندارد او خسته اسـت او شکسته اسـت او از دیروز پشیمان اسـت او فردا را نمیخواهد.

    فردایی کـه مثل دیروز بوده فردایی کـه باید فردای مـن باشد و مـن پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم تلاش کنم بخاطر هیچ بابای مـن بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت بـه اتمام بازی و روز های اخر ماه می‌رسید آن چـه را در بازی های دیروز برده بود بـه رقیب مقابلـش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت.

    این جا بود کـه باز مات می‌شد و ساعتها بـه نقطه ای خیره میماند و ان نقطه چیزی نبود جز اینده ی مـن مثل گذشته ی خودش پس نتیجه می‌گیریم کـه بابا یعنی کار یعنی کسیکه چشم بـه فردا های دور و دراز ارزو دوخته و شاید امروز کـه مـن این انشا را برای شـما می‌خوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی مینویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشت های روزانه ی خودش را ارام میکند.

    انشا در مورد روز پدر همراه با عکس

    ای پدرم مو های سپیدت یک دنیا خرابم میکند و آن زانوهایت کـه هر شب از درد برایشان آواز سر میدهی،برایم دردمند اسـت. آخر ای پدرم تـو رابه چـه مانند کنم کـه زیباترین تعریف تـو باشد اما میدانم ان قدر از روزگار زخمها خورده ای کـه بهبود دادنشان کار دشواری اسـت پدرم: انگاه کـه معلم درس بابا نان داد را برایم معنی کرد فهمیدم کـه نان دادن همان زندگی دادن اسـت و نان دادن تـو همان عشق اوست.

    چـه خوب اسـت کـه تـو را دیدن ٬هرروز تـو را شنیدن ودر عشق تـو ودر قلب تـو همیشه جاری بودن  قهرمانم؛ می‌دانی دست هایم را خیلی دوست دارم زیرا یاداور دستان پینه بسته توست زخم هایی کـه شاید هر کدامشان برای ارامشم بریده شده اند ای رستم شاهنامه ی زندگی ام: تـو را در اوج خلوت و تنهایی ام صدا میزنم چون تـو را بدین وسیله معنا کردم…

    پدر یعنی نفس یعنی صداقت

    پدر یعنی ستون صبر و طاقت

    پدر یعنی شکوهی جاودانه

    پدر یعنی اولین عاشقانه

    موضوع انشا درباره پدر برای دانش آموزان

    پدر واقعا کلمه ای زیبا کـه از درونش کلی معنای فداکاری و ازخود گذشتگی و صمیمیت بروز میدهد. پدر کسیکه حاضراست حتی از هرچیزی کـه باعث پیشرفت و خوشحالی خودش میشود بگذرد و همه ی اینها را دودستی بـه فرزندش تقدیم کند. او همان کسی اسـت کـه صورتش رابا سیلی سرخ نگه میدارد تا یک وقت آبروی فرزندش جلوی دوستان بـه مخاطره نیفتد.

    پدرهمیشه بدترین ها رابه جان می‌خرد تا یک وقت اعضای خانواده اش بیهوده بـه چیزی کـه میخواهند زل نزنند و فکرشان مشغول نشود. همه ی میدانند همیشه غم برای پدر اسـت و غصه برای مادر و امید هم برای فرزند اسـت. اغلب پدرها بهترین ها را برای خود انتخاب نمیخواهند تا معنی ایثار وفداکاری را عملا بـه فرزند نشان دهند.

    انها درسخت ترین شرایط زندگی چیزی رابه زبان نمی اورندتاشجاعت بـه معنای واقعی را اموزش دهند ومحیط گرم خانه را تبدیل بـه غمخانه نکنند. پدر بارها راضی بـه التماس شده تا خانواده اش از کسی چیزی تقاضای نکنند. نیرومند ترین اراده ها نمی‌تواند اراده ی پولادین یک پدر رابرای سربلندی خانواده اش بشکند. این خاصیت را خداوند بـه پدر داده اسـت تا همیشه چون کوهی استوارباشد.

    مادران نیز نعمت های بهشتی اند چون گل لطیفند وچون دوست با محبت .خدای احساس وکوه صبر هستند چـه قدر خوشحالم کـه دو نعمت بزرگ را در خانه ام دارم. اکنون کـه خوب فهمیدم چـه نعمات بزرگی را درکنار خودم دارم بیشتر مواظبم تا دل انها را نرنجانم چون میدانم دلشان چون بلور صاف وروشن اما شکننده اسـت اگر خدایی نکرده بشکند خانه سوت وکور می‌شود.

    انشا با موضوع پدر با موضوعات مختلف

    پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم. برای یک دخترپدریعنی همه ی چیز یعنی همه ی کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره بـه دخترم کمتر از گل بگویید. پدر برای پسر اولین قهرمان وبرای دختر اولین عشق اسـت. پدر تنها رفیقی اسـت کـه میشود بی شک روی حرفهایش حساب کرد.

    پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست کـه هیچ مترادفی نمی‌توان برایش پیداکرد. یک روزبه مـن گفتند: «باپدرجمله بساز.» گفتم:«باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.» پدرم تنها کسی اسـت کـه باعث می شودبدون شک باور کنم کـه فرشته هاهم می توانندمردباشند. پدرم مـن را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتن تـو را نداشته باشم حتی اگر درتنهاییت کنارت نبودم.

    توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتن تـو بدون طمع اسـت وبوسه هایت بوی گل می‌دهد. باپدرم جدول حل میکردم گفتم:«نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه کـه حرف اولشم «پ» و حرف آخرش هم «ر» اسـت.پدرم گفت: «میشه پدر.» تازه فهمیدم همه ی توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار اسـت.

    چقدرجای سوره ای بنام«پدر»خالیست کـه آن گونه آغازشود:

    سوگند برپینه دستانت کـه بوی نان می داد

    و سوگند برچشمان همیشه نگرانت…

    سوگند بر بغض فروخورده ات کـه شانه کوه را لرزاند

    و سوگند برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست.

    انشا با موضوع تشکر و قدردانی از پدر

    پدر را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد زیرا زبان از وصف مقام پدر ناتوان و قاصر اسـت. پدر سمبل صبر و تلاش اسـت، کسیکه در لحظات دشوار زندگی هم چون کوه کنار فرزندش ایستاده و برای موفق شدن او از آرزوها و رویاهایی کـه در سر داشته گذشته اسـت. پدر ترکیب زیبایی از عشق و مهر و عطوفت با صبر و تلاش و قدرت اسـت.

    او شیر مردی اسـت کـه همیشه ودر هر شرایطی تنها آرزویش دیدن خنده فرزندانش بوده و برای این‌کـه فرزندش خوب بپوشد و خوب بگردد و هیچ کم و کسری در زندگی حس نکند نیازهای خودش را فراموش کرده و لحظه بـه لحظه زندگی اش رابا فداکاری و از خود گذشتگی سپری نموده اسـت. پدر یعنی عشق بـه خانواده کاری کند.

    صبح ها، زمانی کـه هوا گرگ و میش اسـت از خانه بیرون بروی و شبها با نگاهی خسته اما پرفروغ، لبخندی بـه پهنای صورت و دست هایی کـه اثر پینه و زخم روی آن می‌ماند بـه خانه برگردی. خداوند رابه خاطر حضور پدر کـه آرامش بخش و تکیه گاه محکم مـن اسـت شاکر هستم. کودکی هایم پر اسـت از خاطرات خوشی کـه پدرم برایم ساخته، خاطراتی کـه در ذهن و قلبم حک شده.

    پدرم قهرمان مـن اسـت و همیشه هم قهرمان زندگی ام باقی خواهد ماند زیرا او بود کـه هیچگاه نگذاشت حسرت چیزی در دلم بماند، او بود کـه با صبوری چیزهای زیادی بـه مـن یاد داد، او بود کـه باوجود خستگی های روزانه و مشغله زیاد همیشه برای مـن وقت داشت و بـه حرف هایم با دل و جان گوش داده اسـت. پدرم …. چـه بی منت و عاشقانه برای فرزندانت تلاش می‌کنی، دوستت دارم و دستانت را می بوسم.

    مـن پدرم را خیلی دوست دارم چون او بسیار مهربان اسـت و از زمانی کـه بدنیا آمدم همیشه بـه همراه مادرم از مـن مراقبت کرده و هرچه نیاز داشتم برایم تهیه کرده اسـت. پدرها از صبح خیلی زود تا شب کار میکنند و زحمت می‌کشند کـه بتوانند نیازهای فرزندان خودرا تامین کنند تا آنها بتوانند درس بخوانند ودر آینده فرد موفقی در جامعه شوند.

    دست پدر بخاطر کار زیاد زخم میشود و پینه می بندد اما هیچ وقت شکایتی نمیکند و همیشه با مهربانی و محبت با فرزند خود رفتار میکند. وقتی پدرم مـن را بغل میکند احساس می‌کنم از هیچ چیز نمیترسم و میتوانم درکنار پدرم از عهده هرکاری بربیایم. پدر مـن در طول روز سرکار اسـت و فقط شبها در خانه اسـت.

    اما همان چندساعتی کـه بـه خانه می‌آید با خودش خنده و شادی و بازی می آورد و با این‌کـه بسیار خسته اسـت در مرور درس و مشق هایم بـه مـن کمک می‌کند. مـن پدرم راکه “بابا” صدایش میکنم خیلی دوست دارم و دعا می‌کنم همیشه سلامت باشد و سعی میکنم خوب درس بخوانم و موفق شوم تا او همیشه از مـن راضی باشد و بـه مـن افتخار کند.

    انشا با موضوعات مختلف درباره روز پدر

    پدر خوب و مهربان مـن، هرگز زحمت هایی کـه برایم کشیدی را فراموش نمی‌کنم. بخاطر خواهم داشت روزهایی کـه خسته از کار روزانه بـه خانه می آمدی و باز برایم فرصت داشتی و بـه رویم لبخند می زدی، مرا در آغوش می‌گرفتی و می پرسیدی روزم چطور بوده و مـن تمام روز را برایت تعریف میکردم تـو صبورانه بـه آنها گوش می کردی.

    پدرم از تـو ممنونم کـه در سختی ها و مشکلاتم مانند کوه پشتم هستی و حمایتم میکنی، بابت اشتباهاتم سرزنشم نمیکنی و بجای آن بـه مـن فرصت جبران می‌دهی. پدر از تـو معذرت می‌خواهم کـه بعضی وقت ها از همه ی چیز ایراد می‌گیرم و فکر می‌کنم مرا درک نمی کنی و تـو ایراد گرفتن های گاه و بی گاه مرا تحمل میکنی و خم بـه ابرو نمی آوری و بعد مـن متوجه میشوم کـه چقدر ناسپاس بوده ام.

    دلم میخواست می شد کم تر کار کنی و بیش تر کنارمان باشی اما می‌دانم این کم تر خانه بودنت هم بخاطر مـا اسـت و برای ساختن زندگی آسان برای خانواده ست کـه مجبوری این طور کار کنی. تـو بهترین پدر دنیا هستی این جمله را هرروز بـه تـو میگویم. تـو کـه تمام زندگی ات را وقف مـا کردی و از هیچ تلاشی برای خوشی مـا دریغ نکردی و تمام مشکلات رابه دوش کشیدی تا مـا آسان باشیم.

    **************

    موضوع انشا در مورد پدر و عشق او

    پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم.
    برای یک دخترپدریعنی همه چیزیعنی همه کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره به دخترم کمترازگل بگویید.
    پدربرای پسراولین قهرمان وبرای دختراولین عشق است.پدرتنهارفیقی است که می شودبدون شک روی حرفهایش حساب کرد.پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست که هیچ مترادفی نمی توان برایش پیداکرد.
    یک روزبه من گفتند:(باپدرجمله بساز.)گفتم:(باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.)
    پدرم تنها کسی است که باعث می شودبدون شک باور کنم که فرشته هاهم می توانندمردباشند.
    پدرم من را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتنت رانداشته باشم حتی اگردرتنهاییت کنارت نبودم.توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتنت بدون طمع است وبوسه هایت بوی گل می دهد.
    باپدرم جدول حل می کردم گفتم:(نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه که حرف اولشم(پ)وحرف آخرش هم(ر)است.)پدرم گفت:(میشه پدر.)تازه فهمیدم همه توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار است.
    چقدرجای سوره ای به نام(پدر)خالیست که اینگونه آغازشود:
    قسم برپینه دستانت که بوی نان می دادوقسم برچشمان همیشه نگرانت…قسم بر بغض فروخورده ات که شانه کوه رالرزاندوقسم برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیرپاییت نیست.

    ***************

    موضوع انشا در مورد خوبی های پدر

    بابا یعنی غصه ، بابا یعنی غم ، بابا یعنی درد ، بابا یعنی خستگی ، بابا یعنی تلاش ، بابا یعنی کارمند ، بابا یعنی مستاجر ، خلاصه اینکه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی من و تو پس بیائید از امروز برای بابا هایی که مثل بابای من است دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و او را پیش خودش به بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار است او دیگر توان کار ندارد قدرت (نه) گفتن را ندارد او خسته است او شکسته است او از دیروز پشیمان است او فردا را نمی خواهد فردایی که مثل دیروز بوده فردایی که باید فردای من باشد و من پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم تلاش کنم به خاطر هیچ بابای من بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت به پایان بازی و روز های اخر ماه می رسید انچه را در بازی های دیروز برده بود به حریف مقابلـش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت و اینجا بود که باز مات میشد و ساعتها به نقطه ای خیره می ماند و ان نقطه چیزی نبود جز اینده ی من مثل گذشته ی خودش پس ما از موضوع انشا امروز نتیجه میگیریم که بابا یعنی عقده یعنی حسرت یعنی کار یعنی کسی که چشم به فردا های دور و دراز ارزو دوخته و این ارزو ها چیزی نیست جز تلف کردن عمرش و شاید امروز که من این انشا را برای شما می خوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی می نویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشتهای روزانه ی خودش را ارام میکند اجازه خانوم تموم شد.

    منبع مطلب : gambagam.ir

    مدیر محترم سایت gambagam.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا روز پدر | چند انشا کوتاه و زیبا درباره پدر

    انشا روز پدر | چند انشا کوتاه و زیبا درباره پدر

    انشا روز پدر

    چندین انشا درباره روز پدر ، اگر قصد دارید یک انشا زیبا درباره پدر و  تشکر از پدر بنویسید ما بشما در این جا با انشاهای کوتاه کمک خواهیم کرد بهترین انشا را بنویسد.

    برای تشکر از پدر این انشا زیبا را بنویسد و بهترین نمره انشا را بگیرید.

    انشا با موضوع پدر با موضوعات مختلف

    پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم. برای یک دخترپدریعنی همه ی ی چیز یعنی همه ی ی کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره به دخترم کمتر از گل بگویید. پدر برای پسر نخستین قهرمان وبرای دختر نخستین عشق است. پدر تنها رفیقی است که میشود بدون شک روی حرفهایش حساب کرد.

    پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست که هیچ مترادفی نمیتوان برایش پیداکرد. یک روزبه من گفتند: «باپدرجمله بساز.» گفتم:«باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.» پدرم تنها کسی است که باعث می شودبدون شک باور کنم که فرشته هاهم می توانندمردباشند. پدرم من را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتنت را نداشته باشم حتی اگر درتنهاییت کنارت نبودم.

    توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتنت بدون طمع است وبوسه هایت بوی گل میدهد. باپدرم جدول حل میکردم گفتم:«نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه که حرف اولشم «پ» و حرف آخرش هم «ر» است.پدرم گفت: «میشه پدر.» تازه فهمیدم همه ی ی توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار است.

    چقدرجای سوره ای بنام«پدر»خالیست که این گونه آغازشود:

    قسم برپینه دستانت که بوی نان می داد

    و قسم برچشمان همیشه نگرانت…

    قسم بر بغض فروخورده ات که شانه کوه را لرزاند

    و قسم برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست.

    انشا با موضوع تشکر و قدردانی از پدر

    پدر را نمی توان با کلمات توصیف کرد زیرا زبان از وصف مقام پدر ناتوان و قاصر است. پدر نماد صبر و تلاش است، کسی که در لحظات دشوار زندگی همچون کوه کنار فرزندش ایستاده و برای موفق شدن او از آرزوها و رویاهایی که در سر داشته گذشته است. پدر ترکیب زیبایی از عشق و مهر و عطوفت با صبر و تلاش و قدرت است.

    او شیر مردی است که همیشه و در هر شرایطی تنها آرزویش دیدن خنده فرزندانش بوده و برای اینکه فرزندش خوب بپوشد و خوب بگردد و هیچ کم و کسری در زندگی حس نکند نیازهای خودش را فراموش کرده و لحظه به لحظه زندگی اش را با فداکاری و از خود گذشتگی سپری نموده است. پدر یعنی عشق به خانواده کاری کند.

    صبح ها، زمانی که هوا گرگ و میش است از خانه بیرون بروی و شب ها با نگاهی خسته اما پرفروغ، لبخندی به پهنای صورت و دست هایی که اثر پینه و زخم روی آن میماند به خانه برگردی. خداوند را به خاطر حضور پدر که آرامش بخش و تکیه گاه محکم من است شاکر هستم. کودکی هایم پر است از خاطرات خوشی که پدرم برایم ساخته، خاطراتی که در ذهن و قلبم حک شده.

    پدرم قهرمان من است و همیشه هم قهرمان زندگی ام باقی خواهد ماند زیرا او بود که هیچگاه نگذاشت حسرت چیزی در دلم بماند، او بود که با صبوری چیزهای زیادی به من یاد داد، او بود که با وجود خستگی های روزانه و مشغله زیاد همیشه برای من وقت داشت و به حرف هایم با دل و جان گوش داده است. پدرم …. چه بی منت و عاشقانه برای فرزندانت تلاش میکنی، دوستت دارم و دستانت را می بوسم.

    من پدرم را خیلی دوست دارم چون او بسیار مهربان است و از زمانی که به دنیا آمدم همیشه به همراه مادرم از من مراقبت کرده و هرچه نیاز داشتم برایم تهیه کرده است. پدرها از صبح خیلی زود تا شب کار میکنند و زحمت می کشند که بتوانند نیازهای فرزندان خود را تامین کنند تا آنها بتوانند درس بخوانند و در آینده فرد موفقی در جامعه شوند.

    دست پدر بخاطر کار زیاد زخم میشود و پینه می بندد اما هیچوقت شکایتی نمی‌کند و همیشه با مهربانی و محبت با فرزند خود رفتار میکند. وقتی پدرم من را بغل میکند احساس میکنم از هیچ چیز نمی‌ترسم و میتوانم در کنار پدرم از عهده هرکاری بربیایم. پدر من در طول روز سرکار است و فقط شب ها در خانه است.

    اما همان چندساعتی که به خانه می آید با خودش خنده و شادی و بازی می آورد و با اینکه بسیار خسته است در مرور درس و مشق هایم به من کمک می کند. من پدرم را که “بابا” صدایش میکنم خیلی دوست دارم و دعا میکنم همیشه سلامت باشد و سعی میکنم خوب درس بخوانم و موفق شوم تا او همیشه از من راضی باشد و به من افتخار کند.

    انشا با موضوعات مختلف درباره روز پدر

    پدر خوب و مهربان من، هرگز زحمت هایی که برایم کشیدی را فراموش نمیکنم. بخاطر خواهم داشت روزهایی که خسته از کار روزانه به خانه می آمدی و باز برایم فرصت داشتی و به رویم لبخند می زدی، مرا در آغوش می گرفتی و می پرسیدی روزم چطور بوده و من تمام روز را برایت تعریف میکردم تو صبورانه به آنها گوش می کردی.

    پدرم از تو ممنونم که در سختی ها و مشکلاتم مانند کوه پشتم هستی و حمایتم میکنی، بابت اشتباهاتم سرزنشم نمی‌کنی و به جای آن به من فرصت جبران میدهی. پدر از تو معذرت می خواهم که بعضی وقت ها از همه ی ی چیز ایراد میگیرم و فکر می کنم مرا درک نمی کنی و تو ایراد گرفتن های گاه و بی گاه مرا تحمل میکنی و خم به ابرو نمی آوری و بعد من متوجه می شوم که چقدر ناسپاس بوده ام.

    دلم می خواست می شد کم تر کار کنی و بیش تر کنارمان باشی اما می دانم این کم تر خانه بودنت هم بخاطر ما است و برای ساختن زندگی راحت برای خانواده ست که مجبوری این طور کار کنی. تو بهترین پدر دنیا هستی این جمله را هر روز به تو میگویم. تو که تمام زندگی ات را وقف ما کردی و از هیچ تلاشی برای خوشی ما دریغ نکردی و تمام مشکلات را به دوش کشیدی تا ما راحت باشیم.

    انشا با موضوع روز پدر

    بهشت زیر پای پدران نیست. اما بی ریانه برایمان زحمت می کشند. تمام طول روز کار میکند و سختی های زندگی را تنهایی به دوش میکشد تنها برای یک لبخند ما. بهشت زیرپای پدران نیست بلکه در دستان آنها است. همان دستان پینه بسته ایی که کار میکنند تا ما با اشاره ای هر وسیله ایی که دلمان می‌خواهد بخریم.

    بهشت در نگاه پدر است همان نگاه خسته ایی که ازآن ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی می بارد، همچون ابر از وجودش می کاهد و همچون بارانی بر سرمان می بارد تا مثل بذری از دل خاک جوانه بزنیم و رشد کنیم ولی همچنان مانند ابری بالای سرمان می ماند و از دور حواسش هر لحظه به ما است.

    در سرما کنار میرود تا نور خورشید برما بتابد در گرما مانند چتری بالای سرما میماند تا از گرما دور بمانیم و در هنگام عطش همچون بارانی خنکای آب را در وجودمان تزریق می کند. پدرها در هنگام سختی اشک نمی ریزنند شیون نمی کشند بلکه عرق می ریزند، آه میکشند. پدر مانند کوهی محکم همیشه تکیه گاه میماند.

    پدر همیشه کمر خمیده ی خود را پشت لبخند محکم خود پنهان میکند. پدرها قهرمان قصه ی همه ی ی ی بچه هاهستند. مراقب قهرمان زندگیتان باشید. خیلی از پدرهای سرزمین من هم پدر هستند هم مادر. این‌ها در زندگی اسطوره اند. اسطوره هایی که هرگز در ذهن و قلب ها نمی میرند. پدرها و مادرها فرشته هایی هستند که بال ندارند.

    موضوع انشا در مورد روز پدر

    زنگ خانه مان به صدا در آمد … به ساعت نگاه میکنم، عقربه کوچک ساعت، 8 شب را نشان میدهد، او آمده است! جلوی در ایستاده و مثل همیشه صورتی مهربان و چشمانی خسته دارد، نگاهش گرم و دوست داشتنی است و دستانش پر! سریع به سمتش می دوم و میگویم: “سلام بابا… خسته نباشید”. او قهرمان زندگی من است.

    او کسی است که با اینکه بسیاری اوقات در خانه نیست اما همیشه و در هر لحظه حضورش را در کنار خود احساس می کنم و هر شب هرچه به ساعت هشت شب نزدیک تر می‌شوم شور و شوقم برای آمدنش بیشتر میشود. هر روز از صبح تا شب مشغول کار است تا خانواده اش در رفاه باشند و به قول خودش وقتی ما را شاد و سرحال میبیند خستگی اش را کاملا فراموش میکند.

    دوستم میگوید پدرش به آسمان ها رفته است و من هر وقت به ستاره ها نگاه میکنم با خودم میگویم هر ستاره حتما پدری است که به آسمان پرواز کرده است. پدر عزیزم! از اینکه هستی ممنونم و دستانت را می بوسم. امشب در این دنیای بزرگ فقط یک آرزو دارم، اینکه خداوند بابای خوبم را سال های سال سلامت نگه دارد و دستم همیشه در دستان قوی او جای داشته باشد.

    انشا خاص درباره روز پدر

    خاطراتم را که مرور میکنم و برگ برگ دوران کودکی ام را ورق میزنم، در کنار محبت و عشق بی دریغ مادرم کسی همیشه هست که آرامش را در لحظه لحظه زندگی ام تزریق کرده … کسی که قلبی به وسعت عشق دارد و آرامشی به گستردگی یک دریا. پدر …. قهرمانیست که هرگز مدالی در گردنش نینداخته اند، کوهی استوار که همیشه کنارم بوده و در دشواری های زندگی دلم قرص بوده به بودنش.

    مردی فداکار که بی هیچ منت یک عمر زحمت کشیده، رنگ موهایش به سپیدی گراییده و دستانش زبر و ضخیم شده است اما دریغ از یک بار گله یا شکایت، دریغ از حرفی که بوی منت دهد، دریغ از یک لحظه دست از تلاش کشیدن … بچه تر که بودم وقتی بیمار میشدم هیچوقت پدر در کنارم نبود، یادم هست مادر چقدر غصه من را می‌خورد.

    یادم هست پروانه وار دورم می چرخید و می‌دیدم شب تا صبح کنارم می خوابید … اما پدر هیچوقت نبود! پدر! آن روزها تو را با “نبودن” تعریف می کردم چون همیشه زمانی می آمدی که من خواب بودم و وقتی می رفتی که من هنوز بیدار نشده بودم، همیشه در سکوت خودم با تو حرف می زدم و همیشه طلبکار تو می شدم! “بابا چرا هیچوقت نیستی؟!”

    اما امروز درک می کنم که چه معنایی داشتند همه ی ی این نبودن ها! تو کار کردی و کردی تا من در رفاه بزرگ شوم، تا هیچوقت آرزوی داشتن چیزی که دوست داشتم بر دلم نماند، تا جشن تولدم را با دوستانم جشن بگیرم … تو عرق ریختی تا من راحت و آسوده باشم و بی هیچ ترس و نگرانی درس بخوانم و شاگرد اول شوم!

    آنقدر کار کردی و کردی تا کمرت خمیده شد و دستانت لرزان، چشمانت کم سو شد و قدم هایت آرام، من فدای کمر خمیده و دستان لرزانت که همه ی ی فدای راحتی های من شده است. من فدای بزرگ مرد زندگی ام شوم که با همان اندک لحظه هایی که در خانه بوده برایم زیباترین خاطرات زندگی ام را به تصویر کشیده است. دوستت دارم پدر خوبم!

    انشا احساسی درباره روز پدر

    روز پدر روزی که میتوانیم با یک هدیه از زحمات پدر خود تشکر کنیم روز پدر روزی است که بالاخره ما هم می‌توانیم پدرمان رو خوشحال کنیم و معمولاً اینکار را با خرید یک هدیه انجام می‌دهیم. ولی همه ی ی ی پدر ها بیشتر از خرید هدیه با این خوشحال می شوند که جواب زحمت های انها را بدهیم و به فکر خوبی خودمان و اینده مان باشیم.

    و ما هم در همه ی ی ی روزهای زندگیمان سعی می کنیم برای پدر خود پسر خوبی باشیم و در همه ی ی جا و در هر وقتی پدر خورد را سربلند و پیروز بکنیم. اینکارها به مراتب پدر هارا بیشتر خوشحال میکند. ولی ما باز هم برای نشان دادن علاقه و توجه مان در روز پدر برای انها یک هدیه و کادو در حد توانمان میخریم و همین کار هم انهارا بسیار زیاد خوشحال میکند.

    روز پدر روز خوبی برای قدر دانی و سپاس و تقدیر از زحماتی است که پدر در طول روز های زندگی برای ما انجام داده است زیرا پدر شخصی است که در زندگی خود از خیلی چیز ها گذشته تا ما به چیز هایی که می خواهیم برسیم و همیشه از خود فداکاری نشان داده است، روز پدر را به همه ی ی پدران زحمت کش دنیا مثل پدر خودم و تمام همکلاسی هایم تبریک میگویم.

    انشاء کوتاه درباره روز پدر

    بابا یعنی غصه، بابا یعنی غم، بابا یعنی درد، بابا یعنی خستگی، بابا یعنی تلاش، بابا یعنی کارمند، بابا یعنی مستاجر، خلاصه اینکه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی من و تو.

    پس بیائید از امروز برای بابا هایی که مثل بابای من است دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و او را پیش خودش به بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار است او دیگر توان کار ندارد قدرت «نه» گفتن را ندارد او خسته است او شکسته است او از دیروز پشیمان است او فردا را نمی‌خواهد.

    فردایی که مثل دیروز بوده فردایی که باید فردای من باشد و من پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم تلاش کنم بخاطر هیچ بابای من بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت به پایان بازی و روز های اخر ماه میرسید آن چه را در بازی های دیروز برده بود به حریف مقابلش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت.

    این جا بود که باز مات می ‌شد و ساعتها به نقطه ای خیره میماند و آن نقطه چیزی نبود جز اینده ی من مثل گذشته ی خودش پس نتیجه میگیریم که بابا یعنی کار یعنی کسی که چشم به فردا های دور و دراز ارزو دوخته و شاید امروز که من این انشا را برای شما میخوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی می‌نویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشت های روزانه ی خودش را ارام میکند.

    انشا در مورد روز پدر همراه با عکس

    ای پدرم مو های سپیدت یک دنیا خرابم میکند و آن زانوهایت که هر شب از درد برایشان آواز سر میدهی،برایم دردمند است. آخر ای پدرم تو را به چه مانند کنم که زیباترین تعریف تو باشد اما میدانم آن قدر از روزگار زخم ها خورده ای که التیام دادنشان کار دشواری است پدرم: انگاه که معلم درس بابا نان داد را برایم معنی کرد فهمیدم که نان دادن همان زندگی دادن است و نان دادن تو همان عشق اوست.

    چه خوب است که تو را دیدن ٬هر روز تو را شنیدن و در عشق تو و در قلب تو همیشه جاری بودن قهرمانم؛ میدانی دست هایم را خیلی دوست دارم زیرا یاداور دستان پینه بسته توست زخم هایی که شاید هر کدامشان برای ارامشم بریده شده اند ای رستم شاهنامه ی زندگی ام: تو را در اوج خلوت و تنهایی ام صدا میزنم چون تو را بدین گونه معنا کردم…

    پدر یعنی نفس یعنی صداقت

    پدر یعنی ستون صبر و طاقت

    پدر یعنی شکوهی جاودانه

    پدر یعنی نخستین عاشقانه

    موضوع انشا درباره پدر برای دانش آموزان

    پدر واقعا کلمه ای زیبا که از درونش کلی معنای فداکاری و ازخود گذشتگی و صمیمیت بروز میدهد. پدر کسی که حاضراست حتی از هرچیزی که باعث پیشرفت و خوشحالی خودش میشود بگذرد و همه ی ی این ها را دودستی به فرزندش تقدیم کند. او همان کسی است که صورتش را با سیلی سرخ نگه میدارد تا یک وقت آبروی فرزندش جلوی دوستان به مخاطره نیفتد.

    پدرهمیشه بدترین ها را به جان می خرد تا یک وقت اعضای خانواده اش بیهوده به چیزی که می خواهند زل نزنند و فکرشان مشغول نشود. همه ی ی می دانند همیشه غم برای پدر است و غصه برای مادر و امید هم برای فرزند است. اغلب پدرها بهترینها را برای خود انتخاب نمی‌خواهند تا معنی ایثار وفداکاری را عملا به فرزند نشان دهند.

    انها درسخت ترین شرایط زندگی چیزی را به زبان نمی اورندتاشجاعت به معنای واقعی را اموزش دهند ومحیط گرم خانه را تبدیل به غمخانه نکنند. پدر بارها راضی به التماس شده تا خانواده اش از کسی چیزی درخواست نکنند. قدرتمند ترین اراده ها نمی تواند اراده ی پولادین یک پدر رابرای سربلندی خانواده اش بشکند. این خاصیت را خداوند به پدر داده است تا همیشه چون کوهی استوارباشد.

    مادران نیز نعمت های بهشتی اند چون گل لطیفند وچون دوست با محبت .خدای احساس وکوه صبر هستند چه قدر خوشحالم که دو نعمت بزرگ را در خانه ام دارم. اکنون که خوب فهمیدم چه نعمات بزرگی را در کنار خودم دارم بیشتر مواظبم تا دل انها را نرنجانم چون میدانم دلشان چون بلور صاف وروشن اما شکننده است اگر خدایی نکرده بشکند خانه سوت وکور می شود.

    انشا با موضوع قدردانی از پدر و مادر

    خداوند رحمان نعمت‌های‌ فراوانی را به انسان‌ها عطا نموده است، یکی از این نعمت‌‌های‌ ارزشمند و گران‌بها وجود پدر و مادر است. خداوند در وجود فرزندان، عاطفه و علاقه خاص نسبت به والدین قرار داد و این علاقه را ممکن نیست بتوان از انسان سلب نمود و هم‌چنین در آیات قرآن و احادیث درباره محبت فرزندان به پدر و مادر سفارشاتی صورت گرفته است.

    سالیانی است که شعرا و نویسندکان بزرگ و کوچک، مردمان عادی و خاص در وصف پدر و مادر، کتاب‌ها و شعرها و مقالات نوشتند اما هیچ‌گاه این توصیفات پایانی نداشته، ندارد و نخواهد داشت، چرا که وجود مقدس‌شان را پایانی نیست و اگر بخواهند در وصف‌شان گویند و کتابی بنگارند، کلمه که هیچ، زبان که هیچ، زمان هم کم می آورد و مثنوی هفتاد من کاعذ هم کاعذ پاره ای بیش نخواهد بود.

    رضایت والدین در سرنوشت دنیای انسان باعث افزایش عمر، گشایش روزی و دفع مرگ‌های‌ بد است، اگر پدر و مادر از انسان راضی باشند، نخستین هدیه‌ای که نصیب شخص می شود کسب رضایت خداست و در مرحله بعد، این رضایت والدین نقش و تأثیر مثبت و سازنده‌ ای در زندگی دنیوی افراد دارد. در حدیثی از پیامبر اکرم«ص» است که فرمودند: دعایی که پدر برای فرزند کند، همانند دعایی است که پیامبری برای امت خود نماید.

    انشا زیبا برای پدر و مادر

    بسیار روشن است که احترام به پدر و مادر در دین اسلام بسیار سفارش شده است و کسی که به پدر و مادر خود نیکی کند مورد رضایت خداوند خواهد بود، بنابراین بر همگان واجب است که در همه ی ی حال با احترام به والدین، رضایت خداوند را حاصل نمایند و حتی اگر پدر و مادر آن‌ها در قید حیات نیست با رفتن بر سر مزار آن‌ها و قرائت فاتحه، دعای پدر و مادر را بدرقه راه زندگی خود کنند.

    اگر شخصی کوچکترین نیکی و احسانی در حق انسان به جای آورد، عقل تشکر و قدردانی از او را لازم می داند حال با توجه به این که پدر و مادر از جان خود برای پرورش او مایه می گذارند، آیا جای اندکی تآمل نیست؟ اگر انسان به زحمت ها و رنج‌های‌ والدین توجه کند هرگز نیکی‌های‌ آنان را از یاد نمی‌برد. امام زین العابدین علیه السلام می‌فرماید: حق مادرت آن است که بدانی.

    او به گونه‌ای تو را حمل کرد که هیچ کس، کسی را چنین حمل نکرده است و چنان ثمره‌ای از قلبش را به تو داده است که هیچ‌کس به کسی نمی‌دهد، او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسی ازآن نداشته است که با وجود گرسنگی، تو را سیر و با وجود تشنگی، تو را سیراب کند و تو را بپوشاند در حالی که خود عریان است. سپاس‌گزاری از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است.

    به سلامتیت پدرم که 1000 بار

    ترک برداشتی و یک بار دم از شکست نزدی

    کهنه را پوشیدی و ذوق لباس نو را به من بخشیدی

    غرورم را خریدی و یک بار مغرورم نگشتی

    پرواز یادم دادی و پریدنم را نگریستی

    پدرم من از تو من شدم

    هستیم از توست

    دستانم را بگیر که بزرگ کودکت

    هنوز غرق در نیاز به توست

    انشا با موضوع تشکر از پدر و مادر

    ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است، ‌می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست. همچنانکه هیچ کس به اندازه انها، با انسان مهربان نیست. پدر و مادر بعد از خداوند، حق حیات بر گردن فرزند دارند. این دو موجود مهربان، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی انها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می‌رسانند و همه ی ی امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می‌کنند.

    بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر را بدانند. جایگاه پدر و مادر در تمام ادیان آسمانی و حتی مکاتب غیرالهی، مورد احترام و تکریم قرار گرفته است. پیامبر و اهل بیت آن حضرت و همچنین آیاتی از قرآن کریم، به طور مکرر، مقام و منزلت والدین را بیان کرده و به انسانها سفارش می‌کنند که از احترام به پدر و مادر و نیکی به انها غفلت نورزند.

    متن های زیبای تقدیر از پدر

    متن های شکرگزاری و قدردانی از پدر و مادر

    در چند سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین، بلافاصله پس از مبحث توحید آمده است. اهمیت این موضوع تا بدان پایه است که در روایات اهل بیت پیامبر «ص» توصیه شده که حتی اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. در سوره انعام قسمتی از آیه 151 می خوانیم : چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید…

    ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ

    ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

    ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ

    و ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

    ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ

    ﻣﺜﻞ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

    ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

    ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭﻟﯽ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ

    ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﯼ

    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

    ﮐﺎﺵ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ

    ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻗﻨﺪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ

    ﭼﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﮑﻨﻨﺪ

    ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

    انشا چهارم درمورد پدر و مادر

    احترام گذاشتن به پدر و مادر فقط به این نیست که پاهامون را جلوی انها دراز نکنیم، جلوتر از انها حرکت نکنیم، جلو پاهایشان بلند بشویم، در اتاق و خودرو را براشون باز کنیم و … همه ی ی‌ی این ها کارهای خوبی‌اند ولی اگر طوری باشیم که هر کس ما را دید با لحنی آمیخته به ستایش و احترام بگویداین فرزند فلانی است یا این که:این هرچه دارد از پدر و مادرش دارد.

    به نظرم این بهترین تعریفی است که مردم می‌توانند از پدر و مادرهامون بکنند و بهترین احترامی است که ما تقدیم آنها کرده‌ ایم. کارهایی که ما در ارتباط با پدر و مادرهامون انجام میدهیم، ریشه در تربیت ما دارد. ریشه در صفاتی دارد که ما بر اساس انها بار آمده‌ایم و شکل گرفته‌ایم. حتی اگر محل زندگی و شهر و همسایه‌هامون را عوض کنیم نمی‌توانیم و نباید صفات مثبتی که پایه‌های‌ تربیت خانوادگی ما است از دست بدهیم.

    متن هایی زیبا برای تشکر از پدر و مادر

    متن تشکر از پدر و مادر

    آنهایی که با یک تغییر آب و هوایی همه ی ی‌چیز را از دست می دهند حتی پدرشون را نه تنها با نام کوچک بلکه به صورت نصف و نیمه صدا می‌زنند و این را حمل بر صمیمیت می‌کنند با این کارشون نشان می‌دهند که در رنگ‌پذیری و هم‌رنگ جماعت شدن و حتی از جماعت هم جلو افتادن، رکوردشکن هستند. اگر در احترام گذاشتن ما به پدر و مادرهامون:

    زمان و مکان یا شرایط اقلیمی و آب و هوایی یا نوع لباسی که می پوشیم یا مبلی که روش مینشینیم و یا خوراکی‌ ای که می خوریم و یا دوست و رفیقی که انتخاب کرده‌ایم و یا زبانی که یاد گرفته‌ایم یا داریم یاد می گیریم، یا گوشی موبایلی که به دستمان گرفته‌ایم و یا …. تأثیر داشته باشند باید مطمئن باشیم که هنوز در الفبای این درس در جا میزنیم.

    پدر عزیزم

    به خاطر تمام خوبیهایی که در حق من کردی

    و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی

    و با سوختن خود عشق و شور را

    در وجودم روشن کردی با تمام وجودم

    و با تک تک سلولهایم دوستت دارم

    بابا دوست دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی

    دستانت را می بوسم و ممنونتم

    پدر جان باش و با بودنت باعث بودن من باش

    از صمیم قلب دوستت دارم

    پدر جان با تمام وجود دوستت دارم

    انشا زیبا با موضوع پدر

    همیشه گفته اند بهشت زیر پای مادران است اما این بار می گویم بهشت در دستان پدران است. همان دستانی که دست های‌ کوچک فرزندش را می گیرد و همه ی ی جا به آن این امید را می دهد که کوهی مثل پدر پشتش است. تا با خیال راحت فرزند قدم هایش را پیش ببرد در حالیکه از هیچ چیز نترسد زیرا پدری دارد که مثل کوه استوار در کنارش ایستاده است.

    انشا و متن ادبی تشکر از پدر و مادر

    همان دستانی که با کار و زحمت در بیرون از خانه خورد و خوراک و آسایش فرزندانش را تهیه می کند … پدر همان کسی است که با آغوش گرفتن نتیجه زندگیش این حس خوب را به فرزند می دهد که در همه ی ی شرایط در کنار اوست و پا به پا یا پشت در پشت در کنار فرزندش قدم بر می دارد تا که هر وقت فرزندش پایش بلغزد دستانش را بگیرد و مانع سقوط آن شود.

    پدر یعنی از خود گذشتگی های‌ بزرگ. پدر یعنی دستان پینه بسته، پدر یعنی شرمندگی ازآن انچه که هست ,پدر یعنی نقابی از صبور و تحمل و استواری آما در زیر نقاب همش استرس و ناراحتی … هست ,پدر یعنی نگرانی های‌ پنهانیپشت در اتاق هنگام مریضی, پدر یعنی بغض های‌ یواشکی هنگام ازدواج فرزندانش, پدر یعنی قهرمان کودکی همه ی ی بچه ها.

    با پدرم جدول حل می کردم که گفتم

    نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه

    اتفاقا دو حرف اولشم در اومده بود یعنی ب و الف

    یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا

    با این که میدونستم بابا میشه

    ولی بهش گفتم نه اشتباهه گفت

    ببین اگه بنویسی بابا عمودیش هم درمیاد

    تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم

    میدونم میشه بابا

    ولی این جا نوشته چهار حرفی

    ولی تو که حرف نداری

    انشا جالب با موضوع پدر

    بابا یعنی غصه، بابا یعنی غم، بابا یعنی درد، بابا یعنی خستگی، بابا یعنی تلاش، بابا یعنی کارمند، بابا یعنی مستاجر، خلاصه اینکه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی من و تو پس بیائید از امروز برای بابا هایی که مثل بابای من است.

    دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و او را پیش خودش به بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار است او دیگر توان کار ندارد قدرت «نه» گفتن را ندارد او خسته است او شکسته است او از دیروز پشیمان است او فردا را نمی خواهد فردایی که مثل دیروز بوده فردایی که باید فردای من باشد و من پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم.

    متن زیبا برای پدر و مادر و تقدیر و تشکر از آنها

    جملات تشکر از پدر و مادر

    تلاش کنم به خاطر هیچ بابای من بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت به پایان بازی و روز های‌ اخر ماه می رسید آن انچه را در بازی های‌ دیروز برده بود به حریف مقابلش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت و اینجا بود که باز مات میشد و ساعتها به نقطه ای خیره می ماند و آن نقطه چیزی نبود جز ایندۀ من.

    مثل گذشتۀ خودش پس ما از موضوع انشا امروز نتیجه میگیریم که بابا یعنی عقده یعنی حسرت یعنی کار یعنی کسی که چشم به فردا های‌ دور و دراز ارزو دوخته و این ارزو ها چیزی نیست جز تلف کردن عمرش و شاید امروز که من این انشا را برای شما می خوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی می نویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشتهای روزانه ی خودش را ارام میکند اجازه خانوم تموم شد.

    مادر پیر شده

    و آشپزخانه از تنها شدن نگران است

    یقه پیراهن پدر هراسان

    به آخرین دکمه های‌ بسته شده با دست او خیره شده اند

    فرشته مو سفید خانه مان کوله بارش را بسته

    امروز برایم خاطره نخستین روز مدرسه ام را گفت

    که وقتی وارد کلاس شدم و او میرفت گریه می کردم

    خواستم بگویم آخر مهربان

    آن روز زجه هایم برای چهار ساعت ندیدنت بود

    ولی یک عمر ندیدنت را چه کنم؟

    اما نگفتم

    عکس و متن تشکر از پدر و مادر

    متن های قدردانی از پدر و مادر

    روزهایی هست که همه ی ی چیز بر وفق مراد است و هیچ مشکلی نیست، در این روزها تنها چیزی که باعث تکمیل شدن این شادی می شود، بودن در کنار مادری است که شاید تنها تجلی عشق بر روی زمین است. اگر عشق زمینی قابل تصور باشد میتوانم آن هم با اغماض آنرا به طور کامل مرتبط با احساس بین مادر و فرزندش بدانم. باز هم باید اعتراف کنم که این عشق را خودم تجربه کرده ام.

    و اگر آنرا به طور رسمی بیان نمیکنم، علتش این است که ابزار خوبی برای اثبات ادعایم ندارم. اما روزهای دیگری هم هست که آنقدر همه ی ی چیز خراب می شود و درهم و برهم است که هیچ راهی جز آرامیدن در کنار مادر نیست. موج عشق و محبت و حمایتی که از مادر روانه ی وجود ما می شود کافی است تا هر مشکل و تلخی ای در مقابل این حس عجیب و غریب و فوق العاده رنگ ببازد.

    متن کوتاه درباره پدر و مادر

    انشا کوتاه تشکر از پدر و مادر

    می توانم باز هم بنویسم و آن حس آسمانی که روی زمین شکل میگیرد را بیشتر توصیف کنم و صد البته بیشتر هم در این امر شکست بخورم، اما ترجیح می دهم سکوت کنم و در دنیای بیرون از نوشتن مادرم را ببینم و از وجودش صاف و پاک و آرام شوم.

    مجید «بهروز وثوقی» در فیلم سوته دلان

    حبیب: چرا نیومدی در دوکون؟

    مجید: امروز جمعه س، تعطیلیه

    حبیب: امروز دوشنبه س، خیلی داریم تا جمعه

    مجید: نخیییر تو اون تقویم که آقام اون سال

    خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه س

    حبیب: اون تقویم باطله س

    مجید: واسه من جمعه جمعه آقامه

    شنبه به شنبه آقامه

    خواه مرده خواه زنده

    منبع مطلب : www.talab.org

    مدیر محترم سایت www.talab.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا با موضوع پدر

    انشا با موضوع پدر

    انشا با موضوع پدر

    انشا با موضوع پدر:

    انشا ساده روز پدر,انشا ادبی در مورد پدر,نامه ای به پدر,توصیف پدر,انشا با موضوع روز پدر,انشا درباره پدر و مادر,انشا درمورد روز پدر,انشا ساده پدر

    بنام خدا

    مقدمه : پدر..کلمه ی محبوبم برای این کلمه چه بنویسم که دلم ارام گیرد چه بنویسم که از عمق دوست داشتن ها بگوید دوست داشتن پدر بزرگ ترین تکیه گاه مهربان ترین من کاش می دانستم برای تو ای پدر از چه بنویسم تا دوست داشتنم در نوشته هایم نیز اثبات شود .

    متن انشا : گوارای وجود و احساسش هر انکس که این نعمت بزرگ الهی رادارد ..پدر از زمانی که به دنیا می اییم می شویم عزیز دل پدر کم کم روی پاهایمان به زور می ایستیم اما میخوریم زمین و ان گاه که پدر دستان کوچک مرا میگیرد بلند می شوم به قدرت دستان او راه میروم و غروری به سمت من می اید که من به راحتی میتوانم راه بروم اما دریغا که به  این فکر نمیکنم که دستان پدر مرا به سمت جلو میبرد و دستان پدرم باعث شده است که من راه بروم حس بهتری است وقتی می شوی عزیز دل پدر می شوی دردانه ی پدر ..وقتی دستان کوچک فرزندش را پدری در دست می گیرد این صحنه اوج زیبای است صحنه ای هر عکاسی در گالری عکس هایش بهترین عکس میداند. بچه ای که به راحتی دیگر راه نیز میرود با پدر با لحن بچه گانه اش می گوید پدر من میتوانم تورا شکست بدهم و پدر چقدر پدرانه این شکست را قبل چشیدن ان قبول می کند قدرت خودرا می کنار میگذارد و بچه ای که با همان بچگی اش این پیروزی را برای خود بزرگ و بزرگ تر می داند و باز هم غروری که به او دست مید هد و او احساس می کند که قوی تر از پدرش است در حالیکه بازهم نمی داند پدر خودش نخواست که قوی باشد در برابر بازوان فرزند کوچکش ، پدرم فداکاری های تورا هیچ وقت و هیچ زمان اززندگی ام از یاد نخواهم برد چرا که پدرم صداقتت را در فداکاریت دیدم پدرم من فهمیدم معنی اسم فرشته ها را زمانی که فهمیدم فرشته ها میتوانند پدر ادم باشند پدران سرزمین من بارها شنیده ایم که بهشت زیر پای مادران است اما بگذار این بار من بگویم بهشت در دستان پدر است دستانی که بارها بخاطر نیازهای من و تمام فرزندان ایین سرزمین شکرگذاری وظیفه ی تمام کسانی است که پدری زحمت کش و فداکار دارند پدری که از جان خود میگذرد تا فرزندش نان حلالی بخورد این دستان زحمت کش را باید بوسید و گفتم پدرم دوستت دارم به اندازه تمام دوست داشتن های دنیا به راستی که دوست داشتن پدر خاص است پدرم تو بلند ترین شعر عاشقانه برای من است پدرم شاید بهشت زیر پایت نیست اما همان دستانی که بهشت در ان است پدرم تو به جرم پدر بودنت باید ایستادگی کنی و ای پدر تو باوجود همه ی مشکلات لبخندت رابازهم هدیه می کنی پدرم تو کشتی زندگی من را از میان موج های بزرگ و سخت به ساحل ارام رساندی.

    نتیجه گیری : قدر پدران سرزمین خود را بدانیم پدران شایسته بهترین ها هستند پدرانی که سخت تلاش می کنند و زندگی را به کام فرزندانشان شیرین می کنند و پدر بودنش کافی است تا زندگی جاری باشد.

    منبع مطلب : hamyareto.ir

    مدیر محترم سایت hamyareto.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : 👏👏👏👏👏عالیه خوبه

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ب نت بنبم 5 ماه قبل
    0

    سلام

    رررررررر 5 ماه قبل
    0

    ممنون

    ناشناس 6 ماه قبل
    0

    خوابگاه دخترانه فاطمه نت میده

    [email protected] 8 ماه قبل
    0

    Ok

    ناشناس 8 ماه قبل
    1

    عالیه

    خیلی دوست دارم 8 ماه قبل
    0

    خیلی دوست دارم

    ناشناس 8 ماه قبل
    0

    ن،*،***،*،*،

    Shila 8 ماه قبل
    0

    عالیه👌👏👏

    ۱۱ 8 ماه قبل
    0

    سلام

    اا 8 ماه قبل
    0

    سلام

    مقگیبجبیجیی 8 ماه قبل
    -2

    جیدبیمزحینییمقی زطو۹یمیکطتطپوس

    ناشناس 10 ماه قبل
    0

    خوب بود عشقم 💗💗💗

    🤗نگار🤗 10 ماه قبل
    1

    خیلی ممنون از انشاء که در این سایت قرار دادید😚

    واقعا انشا خوبی بود

    Takdel 11 ماه قبل
    1

    عشق هس

    Takdel 11 ماه قبل
    0

    جانم فدایش

    نرمین 11 ماه قبل
    0

    یک روز از کارهای پدر

    نرمین 11 ماه قبل
    -1

    انشا در مورد یک روز از کارهای پدر

    -1
    بابا 8 ماه قبل

    انشا درمود اینکه پدر گرمی این خونه است

    محمد حسنی 11 ماه قبل
    1

    باچشم ادب نگر پدر را

    1
    درست بابا ندارم ....... 11 ماه قبل

    من که بابا ندارم .......

    حسین محمدحسینی 11 ماه قبل
    2

    درباره پدر نتیجه گیری

    ناشناس 11 ماه قبل
    -1

    درباره پدر

    ندا 12 ماه قبل
    3

    خوب

    ناشناس 2 سال قبل
    4

    👏👏👏👏👏عالیه خوبه

    مهدی 2 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید