در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد عید نوروز با مقدمه و نتیجه گیری

    1 بازدید

    انشا در مورد عید نوروز با مقدمه و نتیجه گیری را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    تــــــــوپ تـــــــــاپ

    تــــــــوپ تـــــــــاپ

    عید نوروز یکی از اعیاد باستانی کشور ما ایران است که می توان آن را مهمترین عید برای ایرانیان دانست. در این عید مردم کارهای زیاد برای انجام دادن دارند که اکثر این کارها در نهایت منجر به افزایش نشاط و لذت خود آنها خواهد شد. عید نوروز اهمیت زیادی برای ایرانیان دارد.

    مقدمه انشا: عید نوروز، جشنی باستانی در کشورمان است که می توان به عنوان مهمترین جشن و آیین کهن ایرانی آن را نامگذاری کرد. در این عید بسیار زیبا، مردم به دید و بازدید از یکدیگر می روند و سعی می کنند که در این اوقات دید و بازدید، نهایت لذت از معاشرت با یکدیگر را داشته باشند. عید نوروز فرصتی به مردم می دهد که صله رحم را به جای آورده و با اقوام و خویشاوندان خود مجددا ارتباط بگیرند. این فرصت مناسبی است که انسان روی خود کار کند و شخصیت جدید و قوی تری برای خودش به وجود آورد.

    تنه انشا: سوال اینجاست که چرا عید نوروز اینقدر برای ما اهمیت دارد؟ مگر در این عید چه اتفاقی می افتد که در دیگر اعیاد رخ نمی دهد؟ این عید چه تفاوتی با سایر اعیاد دارد که اینقدر برای ما ایرانیان مهم شمرده می شود؟

    عید نوروز اولین خصیصه ای که دارد، این است که با شروع فصل بهار همراه است. حتی از نام آن می توان متوجه این مسئله شد و به اهمیت آن پی برد.
    زمانی که فصل بهار می شود، دوباره طبیعت جان گرفته و شروعی دوباره خواهد داشت. همه جا سرسبز می شود و شور و نشاط را در طبیعت می توان مشاهده کرد. در این زمان انگار کشور ایران دوباره جانی تازه به خود گرفته و سرسبزی را به صورت کامل می شود در آن مشاهده نمود. به همین دلیل اولین نکته ای که می توان در مورد اهمیت عید نوروز ذکر کرد، همین است که با فصل بهار شروع می شود و از آنجا که این فصل شور و نشاط را با خود به همراه می آورد، پس این عید هم تعریف جداگانه ای از سایر اعیاد داشته و مردم در آن بیشتر به شادی مشغول می شوند.

    نکته ی دیگر در مورد به جا آوردن رسم صله رحم در این عید است. مردم در عید نوروز به دید و بازدید یکدیگر می روند و سعی می کنند که کدورت ها را کنار گذاشته و دوباره به مانند گذشته با هم ارتباط بگیرند. این مسئله در دین اسلام از اهمیت زیادی برخوردار است و مردم کشور ما که اغلب دین اسلام را پذیرفته اند، به اهمیت صله رحم پی برده و این عید را فرصت مناسبی می دانند تا صله رحم را به جای بیاورند. همین نکته هم اهمیت عید نوروز را نشان می دهد که در این عید مردم مجددا وارد رابطه با هم می شوند و به دید و بازدید هم می روند.

    نکته ی با اهمیت دیگر در مورد عید نوروز تعطیلاتی است که مردم در این عید با آن روبرو می شوند. در واقع هیچ عید دیگری در کشور ما به اندازه ی این عید برای مردم تعطیلات در بر نخواهد داشت و به همین دلیل آنها این عید را بسیار مهم می دانند! چرا که در طی تعطیلات می توانند به زندگی شخصی خود بیشتر برسند و استراحت کنند.

    مسئله ی دیگر این است که همانطور که از واژه ی عید پیداست، در این ایام مردم معمولا به جشن و خوشگذرانی مشغول می شوند که عید نوروز بیشترین فرصت را برای این کار به مردم می دهد و از همین جهت هم می توان آن را مهمترین عید باستانی ایران دانست.

    جدای از تمام این موارد، می توانیم از اهمیت عید نوروز در برابر اعیاد دینی صحبت کنیم! اعیاد دینی اهمیت زیادی دارند و مورد توجه بسیاری از مردم هستند. اما عید نوروز نیز دست کمی از این اعیاد ندارد و به نوعی می توان گفت با آنها برابری می کند. در این عید فقط خوشحالی و خوشگذرانی صورت نمی گیرد؛ بلکه کارهای مهمی از جمله صله رحم که در قبل هم در مورد آن گفته شد، انجام می گردد.

    مردم در این عید فرصت مناسبی پیدا می کنند که خود را بشناسند و به شخصیت حقیقی خود بیشتر پی ببرند. در واقع این عید فرصت مناسبی به مردم میدهد که روی خود و باورهای مخرب شان کار کنند و این باورها را از بین ببرند. گرچه که دین اسلام در اعیادی مانند عید غدیر خم و یا عید قربان این فرصت را به مردم می دهد، اما از آنجا که تعطیلات بیشتری در عید نوروز برای ما به همراه است، پس بهتر مردم می توانند این کار را انجام بدهند.

    عید نوروز فرصتی است که بتوان به واسطه ی آن با خدای خود هم بیشتر راز و نیاز کرد. در ایام عادی سال به دلیل فعالیت های کاری و مشغله های زندگی، شاید نتوان زیاد به انجام این کار پرداخت که در این عید، فرصت مناسبی به وجود می آید که بتوان این کار را انجام داد و حال و هوای دل را هم عوض کرد و آن را خداگونه تر کرد.

    حالا که با عید نوروز بیشتر آشنا شده ایم و از اهمیت آن بهتر اطلاع پیدا کرده ایم! باید بدانیم که چطور واقعا بیشترین استفاده را از این عید ببریم؟ این کار تنها با برنامه ریزی امکان پذیر است.

    اگر بتوانیم برای خود برنامه ای منظم بچینیم و برای تک تک روزهای تعطیلات برنامه داشته باشیم، بهتر می توانیم از آن بازخورد بگیریم. معمولا هر کسی تعریف خاصی از این عید دارد! شخصی می خواهد به مسافرت برود، شخصی می خواهد به دید و بازدید اقوام برود، شخصی دوست دارد استراحت کن و شخصی دیگر هم دوست دارد کارهای عقب مانده اش را انجام دهد. هر کدام از این افراد باید سعی کنند طبق یک برنامه خاص و اصولی منظم پیش بروند که به بهترین شکل ممکن بتوانند بازخورد بگیرند.

    تا زمانی که برنامه روی کاغذ آورده نشود، نمی توان روی آن حساب چندانی باز کرد و خیلی مهم به حساب نمی آید. پس باید سعی کنیم که برنامه خود را حتما روی کاغذ بیاوریم و تک تک برنامه های خود را روی کاغذ بنویسیم و سپس کاغذ را در جایی قرار دهیم که دائم در جلو چشم مان باشد که فراموش نکنیم که چه برنامه هایی در این عید داریم که قرار است انجام شوند.

    هر کسی دوست دارد در این عید کارهای خاصی انجام دهد. اما چطور بهترین استفاده را از عید را ببریم؟ آیا تا به حال به این فکر کرده اید؟ در این انشا من سعی می کنم بهترین شیوه استفاده از عید را بیان کنم. در صورتی می توان از این عید بیشترین استفاده را برد که ما در جهت افزایش و پیشرفت ویژگی های شخصیتی خود قدم برداریم و بیشتر روی خود کار کنیم. در این عید ما می توانیم با تهیه کتاب های مختلف و برنامه های آموزشی مختلف خود را برای افزایش شخصیت و سطح آگاهی مان آماده کنیم. همچنین می توانیم باورهای مخرب و زیان آور خود را شناسایی کرده و در این ایام روی آنها کار کنیم تا آنها را از بین ببریم.

    عید نوروز فرصت مناسبی است که به واسطه ی آن بتوانیم روی شخصیت خود کار کنیم. در دیگر ایام سال این فرصت به دلیل مشغله های مختلف پیش نمی آید. اما در این عید ما فرصت کافی برای انجام این کار را داریم.

    همچنین در این عید ما باید اهداف خود را در سال جدید مشخص کنیم و برای خودمان اهداف کوتاه مدت و بلند مدت طراحی کنیم تا مبادا در طی سالی که می خواهیم آغاز کنیم، با سردرگمی رو به رو شویم و ندانیم که قرار است چه کنیم. باید دقیقا مشخص کنیم و زمان تعیین کنیم که در فلان روز و در فلان موعد خاص، باید به فلان هدف خود دسترسی پیدا نماییم

    چند نکته ی اساسی و مهم در پایان این انشا باقی می ماند که در مورد عید نوروز حتما باید گفته شوند.

    در عید نوروز با دوباره جان گرفتن طبیعت ما نیز باید جانی دوباره بگیریم و اشتباهات گذشته خود را فراموش کنیم و سعی کنیم که فرصتی دوباره به خود بدهیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.

    همچنین در این عید باید همواره به یاد داشته باشیم که همانطور که زمستان دائمی نبود و بهار سر رسید، غم ها و اندوه های ما هم دائمی نیستند و زمانی به سر خواهند آمد. پس به آنها زیاد بها ندهیم و آن را خیلی بزرگ نکنیم.

    در این عید باستانی سعی کنیم که کدورت ها و ناراحتی هایی که در بین ما و دیگران به وجود آمده را از بین ببریم و دوباره به مانند گذشته ارتباط خوبی با مردم برقرار کنیم. به طور کلی سعی کنیم بخشش را بیاموزیم و همواره در جهت خیر قدم برداریم.

    اگر در اول عید نوروز برنامه ای می چینیم، در روزهای آینده به آن پایبند باشیم و آن را فراموش نکنیم تا مبادا دچار روزمرگی بشویم و تعطیلات ارزشمند ما به راحتی از بین بروند و همینطور کارهایی که می دانیم باید انجام شوند و انجام نشدن آنها برایمان زیان و ضرر به بار خواهند آورد را حتما در این عید انجام دهیم. به خود نگوییم که قرار است فقط در تعطیلات تفریح کنیم. تعطیلات فقط برای تفریح نیست و گاهی اوقات بهترین زمان برای انجام دادن کارهایی است که در دیگر روزهای سال نمی توانیم آنها را انجام دهیم.

    سعی کنیم فرصتی برای لذت بردن از زندگی به خود بدهیم. در این ایام سال، با شروع شدن بهار، فرصتی برای لذت بردن واقعی از زندگی به وجود می آید که بهتر است از آن استفاده کنیم و به راحتی از کنار آن نگذریم. به هر شکلی که دوست داریم از این فرصت استفاده کنیم تا مبادا در آینده برای از دست دادن این روزها غصه بخوریم.

    به واسطه ی این نکات میتوانید بیشترین استفاده را از عید نوروز ببریم.

    نتیجه ی انشا: اگر در عید نوروز سعی کنیم با برنامه پیش برویم و هر کاری را طبقه برنامه و نظمی خاص انجام دهیم، قطعا در آن زمان می توانیم از این عید زیبا بیشتر استفاده را ببریم و آن را به بهترین شکل ممکن سپری خواهیم کرد. در عید نوروز تعطیلات زیادی داریم که نباید از کنار آنها به راحتی عبور کنیم.

    تهیه کننده : توپ تاپ

    منبع مطلب : www.toptoop.ir

    مدیر محترم سایت www.toptoop.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    15 نمونه انشا در مورد عید نوروز با مقدمه و بدنه و نتیجه | انشا در مورد عید نوروز

    عید با شروع فصل بهار و شورو حال عجیب قبل از عید همراه است همان شور و حالی که همه مردم قبل از عید به تکاپو می افتند تا به همه ی کارهای خود رسیدگی کنند تا در تعطیلات نوروزی ب خیال راحت در کنار یکدیگر خاطرات جدیدی در سال جدید رقم بزنند… عید با خرید قبل آن و تهیه وسایل سفره هفت سین شامل سبزه، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سیب، سماق به همراه قران وآینه و شمدان و ماهی قرمز وکوچک و تخم مرغ رنگی همراه است که هر کدام از این ها مفاهیم خاص خود را دارد اکثرا می گویند عید است و از نو شدن یعنی با شروع سال جدید و بهاری جدید مانند بوی ها و اخلاق های بدمان و کینه و کدورت ها را کنار بگذاریم و در سال جدید با رفتار و قلبی پاک بهارمان را شروع کنیم.

    عید دارای رسم و رسومات زیبا و دلنشین مخصوص ایرانی دارد که مردم چهارشنبه قبل عید خود را با پریدن از آتش و گفتن جمله (سرخی تو از من و زردی من از تو) به آتش نشان می دهند.

    که می خواهند در سال جدید با صورت و روی بشاش و شادی شروع کنند و مراسم آجیل خوری و دادن عیدی بزرگترها به کوچیک ترها ,دید و بازدید و گردش و مسافرت مراسم های زیبا در ایام عید است که تا کنون مردم به این رسم زیبا پایبند و آن را اجرا می کنند.

     متن انشا جدید برای مدرسه در مورد عید نوروز


    بهار یعنی شکوفایی، طراوت، سرزندگی. بهار فصل رویش و سرسبزی در راه است وقتی برسد مانند مادری مهربان دست نوازش بر سر گلها و گیاهان می کشد و آنها را مانند کودکی شاداب و سرزنده می کند،بهاری مادری است مهربان که همه منتظر آمدنش هستند وقتی برسد طبیعت دوباره زنده می شود و جان می گیرد.

    بهار که می رسد همه شادابتر از روزهای قبل به کارهای روزانه مشغول می شوند شاخه های خشک درختان جان تازه می گیرند و گلها چون نوزادی کوچک متولد می شوند و به طبیعت حال و هوایی دوباره می بخشند،رودها با جوش و خروش از میان طبیعت می گذرند و با گلها و گیاهان به سلام و احوال پرسی می پردازند.

    حال با هم این شعر را که نوید آمدن بهار است می خوانیم:

    بوی باران…....بوی سبزه...بوی عید

    شاخه هایی شسته باران خورده پاک…

    آسمان آبی و ابر سپید، برگ های سبز بید…

    عطر نرگس …رقص باد…

    نغمه ی شوق پرستوهای شاد، نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش بحال روزگار…


    متن انشا در مورد عید باستانی نوروز


    هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.
    نزدیک سال تحویل همه لباسهای نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.
    وقتی که سال تحویل میشود روبوسی میکنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید.
    در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها می روند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته می شود.
    در نوروز همه بوی تازگی می دهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.
    ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده میشویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.
    ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم.
    بعضی ها در نوروز به مسافرت می روند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.
    در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را می گذرانیم٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.
    ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.
    وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

    انشا زیبا در مورد عید نوروز و جشن آن


    ن ” مثل نوروز، نخستین روز بهار”. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند. نوروز، روزی‌ست نو، روز، روز همان روشنی‌ست. پس نوروز، یعنی تابش آفتابی تازه در زندگی و سرزندگی نو‌ به‌ نوی انسان و جهان. نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند و سال آغاز می‌شود که یعنی این ایرانیان‌ اند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازه‌ی زندگی را جشن می‌گیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده‌ و نوروز را جشن‌ گرفته‌ اند.

    در آستانه‌ ی نوروز، خانه ‌تکانی می‌کنیم و هم ‌زمان، دل خود را نیز از کینه‌ ها پاک‌ کرده و آماده می‌شویم تا در فصلی تازه، بر شاخه‌ های زندگانی‌‌، عشق و مهر و مهر انگیزی، جوانه بزنیم و به شکوفایی بنشینیم.

    نوروز لبخند خداوند بر لبان طبیعت است و آن گاه که خداوند به زندگی لبخند می‌زند، گل لبخند بر لبان جهان هم می‌شکفد.
    نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه‌ی خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی نا پیدا کرانه‌ی الهی نگه‌ داریم.
    نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن‌ است.

    نوروز، آغاز فصلِ تفرج و تماشاست. چشم‌ها را بازکنیم و زیبایی‌ها را ببینیم. گوش‌ها را باز کنیم و آواز پرنده‌ها را بشنویم. دل‌ها را باز کنیم و دوست‌ بداریم. روز، نو می‌شود. سال، نو می‌شود. طبیعت، نو می‌شود. مبادا که ما کهنه بمانیم. مبادا که ما محروم بمانیم. پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: ” در زندگی شما، روزهایی هست که نفس خداوند بر شما می‌دمد. خود را در معرض نفس‌های پاک قراردهید. مبادا از آن روبگردانید!”

    این نفس‌های پاک خداست که بر آدم و عالم می‌دمد. دارد طبیعت از نو آغاز می‌شود. سال دارد از نو آغاز می‌شود. روز نو دارد آغاز می‌شود. نوروز دارد از راه می‌رسد، لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و تناوری…


    انشا عید نوروز برای بچه مدرسه ای

    این روزها تپش قلب ثانیه ها تند تر از همیشه است ولحظه ها جامه ی شیرینی ومهربانی را به تن کرده اند واز پی هم می گذرند.پنجره را گشودم! نسیمی خنک وزید،کمی موذیانه بوداما دلنشین،نسیمی با عطری دل انگیز،عطری آشنا،عطری که خاطراتی به یادماندنی وحسی دلنشین را در ذهن ها ترسیم می کند،عطری که خبر از عشق و مهربانی می دهد...آری!بوی بهار به مشام می رسد...

    این روزها هرجا که نام بهار را می شنوم،گویی قلبم با آبی سرد و گوارا آمیخته می شود وآن قدرغرق رؤیای بهاری ولحظه هایی که با عشق ومهربانی تزیین شده اند،می شوم که چشمانم از تلألؤ مروارید های شادابی وطراوت، متبلور می شوند.آری بهار،این آشنای زیبا،این تپش قلب ثانیه ها،این آغاز خلقت واین فصل عشق و معرفت در راه است.روح در این فصل زاده شده است وعشق در نوروز سرزده ونخستین بار آفتاب در نخستین نوروز طلوع کرده وزمان با آن آغاز شده...

    آری دراولین روز بهار سبزه ها روییدن را آغاز کرده اند،رودها جاری شدن،پرنده ها پرواز کردن،شکوفه ها سرزدن،جوانه ها شکفتن وزیبایی طلوع کردن را...

    واین یعنی بهار....

    وحال زمستان!

    دیگروقت آن است که سرمایت را به دست باد هایت بسپاری وسپیدی برف هایت را از صحنه ی طبیعت برداری...

    ومن! خاطرات زیبایت را در صندوقچه ی برفی ام بگذارم.

    ووقت آن است که خود را برای بهاری سبز ودل انگیز آماده کنم،قلبم را خانه تکانی کنم وروحم را با آب گوارای بخشش الهی بشویم وبعدعشق را در آن سرمشق کنم...

    همراه با بهاری که میرسد از راه....


    نمونه انشا عید نوروز برای پایه ابتدایی

    صبح می شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد وبه گیسوی سحر آویزد. شب کم کم دامن خود را از کوچه ها جمع می کند. زمستان مدت ها پیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقی مانده است که اکنون آسمان اینگونه زنگار گرفته است…

    وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد، درختان در خود فرو رفته اند، وقت آن است که سر را بالا آورند و به بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.
    وقت آن است که پروانه ی چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید، وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند… وقت آن است که روزی از نو آغاز شود، امروز بهار وارد صحرا می شود و بر درختان شکوفه ی سپیدی و پاکی می کارد و از درختان لخت دشت عروسی زیبا می سازد.
    لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد وبه بهار زیبا خوش آمد می گوید


    جدیدترین انشا عید نوروز


    هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است. نزدیک سال تحویل همه لباسهای نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند. وقتی که سال تحویل میشود روبوسی میکنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید. در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود. در نوروز همه بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود. ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده میشویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم. بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود. در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم. ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم. وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

    انشا در مورد عید نوروز برای کودکان

    چند روزی از باز گشایی مدارس در سال جدید، می گذشت. موضوع انشای ما: «توصیف عید نوروز در خانواده ی خود». فروردین 1358، سوم راهنمایی. دبیر ادبیات مان از لیست دفتر خود، چند نفر از دانش آموزان را یکی یکی صدا کرد. انشای خود را به ترتیب خواندند. بدون هیچ عکس العملی از سوی ما، با اشاره سر معلم، جای خود می نشستند. حبیب ... اجازه ی خواندن انشای خویش را گرفت!. چند نفری گفتند: آقا بخوند. آقا اجازه، بذارید بخوند. یکی دیگر را صدا زد!. بعد از خواندن او، حبیب دوباره اجازه گرفت؟!. این بار همه با اصرار میل به خواندن انشای او داشتند. شاید برخی انشا ننوشته بودند. بسیاری از ما نیز سعی در نخواندن انشاهای بی کیفیت مان داشتیم. آخر رضایت داد. با اشاره ی سر و چشم خود، حبیب را به سوی تخته سیاه فرا خواند.

    پای تخته رفت. دفتر خود را گشود. خواند: به نام خدا، توصیف عید نوروز در خانواده ی ما، نوروز، بدترین روز! همه خندیدند.

    معلم: ساکت، این شروع انشایی است که اصرار به خواندنش داشتید!. بخون.

    دوباره شروع کرد: نوروز، بدترین روز. روزی که من و دو برادرم شب تحویل سال را در خانه ی همسایه به صبح رساندیم. آخر آنان به مسافرت رفته بودند. کلید خانه ی خود را جهت مواظبت، به ما دادند. این شد که پدر ما سه نفر را روانه ی خانه ی همسایه کرد. تنها کاری که با شوق و ذوق پذیرفتیم. آخر مشاهده ی اسباب و اثاثیه آنان، دیدن برنامه های، تلویزیونی که نداشتیم و خوابیدن در رختخواب های گرم و نرم برایمان تازگی داشت!. بماند که مادر هی سفارش به عدم ریخت و پاش می کرد!. خدا می داند او هم در دلش چقدر حسرت زندگی آنان را می خورد.

    صبح عید وقتی به خانه بر گشتیم. بقچه حمام پدر گوشه ی اتاق بود. (خنده ی بچه ها) گویا نبود ما راحتی خیال آنان بود!. مادر، کنار اتاق مشغول وصله کردن شلوار برادرم بود. سراغ پدر را گرفتیم؟. فهمیدم، که به صحرا رفته. آبیاری باغ حاج عبدالعظیم بهاری! که هم حاجی بود و نامش بزرگ و بهاری نیز. کارهای باغ سر سبز و بزرگ او را، گدا گشنه هایی چون پدرم باید انجام دهند!. دلخوشی عیدمان رفتن به دیدن پدربزرگ بود. خوردن آجیل و شیرینی قرابی و گرفتن عیدی. که امسال او نیز به دیار حق رفته بود. مثل هر روز پا به کوچه گذاشتم. مردان و زنانی با بوی خوش، لباس های نو به تن داشتند. بچه های شان نیز لباس های عید پوشیده و همراه آنان یا به کول شان بودند. حمید و علیرضا از بچه های محله لب کوچه ایستاده بودند. هر دو کت و شلواری نو به تن داشتند. حمید گندم برشته می خورد. رضا در دهانش گزی می جوید!. داشت اولین عیدی دریافتی از پدرش را نشان می داد. حسرت لباس هایشان را میخوردم. دلم گندم برشته می خواست. دهنم از ملچ ملچ خوردن گز، آب افتاده بود!. انگار از پدرم عصبانی شده بودم که یه جای دادن عیدی، روز عید آبیاری باغ دیگران را می کرد!. اول خیابان، جمشید بساطی پهن کرده و آبی آلو می فروخت. انگار او نیز از هیاهوی عید باستانی، فقط نامی باستانی برایش برگزیده بودند!. بیچاره تحمل تمسخر شعرهای بچه ها را از دست داده بود. وقتی داد می زد: «آبیه ست و آبی آلو.» یکی جواب می داد: «آبوش کرنه چیه»(1)و اونم با عصبانیت جواب می داد.... و روز عید و فحش و دعوا و کتک و کتکاری و اشک های جمشید.

    انشا در مورد عید نوروز برای نوجوانان


    صبح می شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد وبه گیسوی سحر آویزد.شب کم کم دامن خود را از کوچه ها جمع می کند.زمستان مدت هاپیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقی مانده است که اکنون آسمان اینگونه زنگار گرفته است...

    وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد،درختان در خود فرو رفته اند،وقت آن است که سر را بالا آورند وبه بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.

    وقت آن است که پروانه ی چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید،وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند...وقت آن است که روزی از نو آغاز شود،امروز بهار وارد صحرا می شود و بر درختان شکوفه ی سپیدی و پاکی می کارد و از درختان لخت دشت عروسی زیبا می سازد.

    لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد وب ه بهار زیبا خوش آمد می گوید... در جنگل غوغایی برپاست نمی دانم چرا درختان از خواب زمستانی بیدار شده و با هم زمزمه کنان حرف می زنند گویا خندانتر و شادتر از همیشه اند آسمان از سر شوق می گرید انگار درختان دست هایشان را برای گرفتن دانه های بازیگوش باران که از گونه ی آسمان می چکد در هوا نگه داشته اند چه هوایی است بوی عجیب و مست کننده ای مشامم را قلقلک می دهد و مرا به بازی می گیرد، نمی دانم از کجاست ولی انگار با من قایم باشک بازی می کند و خودش را به من نشان نمی دهد،نگاهم به خطی مشکی در آسمان می افتد نزدیکتر می شود فکر کنم دسته ای پرستو در آسمان پرواز می کنند، دستم را در هوا برایشان تکان می دهم و به راهی که چون خطی خمیده و پرپیچ و خم در قلب جنگل کشیده شده به کنار رودخانه می رسم که بچه های شیطان آب در آن بازی می کنند ،صدای شادیشان در جنگل پیچیده و خروشان فریاد می زنند، صدای چهچجه بلبلان گوشم را نوازش می دهد، کم کم شب از راه می رسد و آسمان گیسوی سیاه زیبایش را با پنس هایی از جنس ستاره و چلچراغی از جنس ماه به من نشان می دهد ،امشب آسمان مهتابی است چهره ی ماه را به تمامی می نگرم ولی نمی توانم سخنانش را بشنوم فقط شادی و سرور را در نگاهش می خوانم اینک صدای پای عابری خسته را می شنوم صدایی آشنا با لبخندی بر رو ی لبانش و سرخی صورتش ،رهگذری که با آمدنش فقط می خواهد خنده ی زیبا را به همه هدیه دهد،بله بهار زیبایم تو آمدی با تمام سرسبزی با تمام شکوه و با تمام جذابیت هایت، بهار من خوش آمدی

    انشا عید نوروز برای مدرسه دبیرستان


    بهار یعنی شکوفایی ،طراوت سرزندگی، بهار فصل رویش و سرسبزی در راه است وقتی برسد مانند مادری مهربان دست نوازش بر سر گلها و گیاهان می کشد و آنها را مانند کودکی شاداب و سرزنده می کند،بهاری مادری است مهربان که همه منتظر آمدنش هستند وقتی برسد طبیعت دوباره زنده می شود و جان می گیرد

    بهار که می رسد همه شادابتر از روزهای قبل به کارهای روزانه مشغول می شوند شاخه های خشک درختان جان تازه می گیرند و گلها چون نوزادی کوچک متولد می شوند و به طبیعت حال و هوایی دوباره می بخشند،رودها با جوش و خروش از میان طبیعت می گذرند و با گلها و گیاهان به سلام و احوال پرسی می پردازند

    حال با هم این شعر را که نوید آمدن بهار است می خوانیم

    بوی باران....بوی سبزه...بوی عید...

    شاخه هابی شسته باران خورده پاک

    آسمان آبی و ابر سپید ،برگ های سبز بید

    عطر نرگس ...رقص باد

    نغمه ی شوق پرستوهای شاد نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش بحال روزگار...

    انشا عید نوروز برای مدرسه دبیرستان

    اینبار بهار می خواهد با کوله باری از سبزی،طراوت و خاطرات دیرینه ای که یکسال انتظارش را می کشیدم پابه جهان بگذارد ،بهار می خواهد بیاید و من باید در قلبم خانه تکانی کنم، تمام کینه ها را از روی پرده های امید قلبم بشویم و با دستمال صبوری بر روی کتابی که پراز محبت های سرد شده است بکشم تا غباری از دشمنی و جنگ و جدال باقی نماند و پرنده ی اسیر قلبم را از قفس آزاد کنم.

    بهار می خواهد با تیرکمان محبت،تیر مرخصی دادن به زمستان را بزند و زمستان باید کوله باری که سراسر سردی و قطره های مروارید ی بود را بردارد و به انتظار سال دیگر بماند ،کتاب سرنوشت زمستان را در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم می گذارم و قفلی محکم بر آن می زنم ، کلاف زندگی ام را با بهار ،با چهچه بلبلان و پروار پروانه های زیبا و رنگارنگ می بافم ،با مداد طراوت تخته ی قلبم را با کلمه ای به نام بهار آشنا می کنم و بر روی دفتر خاطرات زندگی ام با خودکار عشق و علاقه کلمه ی بهار را می نویسم ، چتر اندوه را می بندم و به امید آمدن بهار از جاده ی عاطفه می نشینم ،گویی نسیم ملایم اکنون چهره ام را نوازش می کند و طنین زیبایش در گوشم نواخته می شود ،خیاط ماهری می خواهد لباسی برای دنیا درست کند لباسی با گلهای رنگارنگ ،آنگونه که من دوست دارم.


    انشا عید نوروز برای مدرسه راهنمایی

    چراغ کلبه ی قلبم را با مهربانی روشن می کنم و پرچین های آن را با عطر و بوی بهار معطر می کنم

    اینک همه با هم به استقبال بهار می رویم

    بهار با کوله باری از بوی گل و ترانه ی شادمانی خاک در راه است .آسمان با آمدن بهار گونه ی زمین را تر می کند ونسیم بهاری بوی خوش بهار را پراکنده می سازد . پرندگان از سر شوق به بازی و خنده های کودکانه شان ادامه می دهند . خوشا بحال دشت ها و سبزه زارها که طعم شیرین بهار را از صمیم قلب حس می کنند خوشا بحالشان که معجزه ی باران را می فهمند،خوشا به حالشان که دست های شفابخش و مهربان بهار را در دست می گیرند و پیشانی تبدار زمین را با همه ی سبزی و عطر دل انگیزش می بینند .این بهار است که زیبایی و خوش رنگی را نه تنها به گونه ی گلها که به همه ی جهان هدیه داده است اوست که وقتی می رسد صدای پایش زمین و زمان را پر می کند و شکوفه ها و گیاهان به احترامش برمی خیزند و رودها هلهله کنان جاری می شوند .

    آری این همان فصل جوشش و رویش است ؛فصل زندگی و حرکت،فصلی که باید از آن با تمام رنگارنگی اش یکرنگی را بیاموزیم و حس زندگی را هم چون بهار متولد کنیم و بهاری زیباتر بیافرینیم

    پس بیایید با یکدیگر سخاوت را از بهار بیاموزیم و به قول سهراب سپهری امسال بهار را بفهمیم

    امیدوارم سلامت،سروری،سیادت،سعادت،سبزی و سرزندگی هفت سین سال 96 زندگی تان باشد


    انشا در مورد عید نوروز به صورت کامل

    نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می کند و سال آغاز می شود که یعنی این ایرانیان اند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازه ی زندگی را جشن می گیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده و نوروز را جشن گرفته اند.

    در آستانه ی نوروز، ایرانیان به خانه تکانی می پردازند و هم زمان، دل خود را نیز از کینه ها پاک می کنند و آماده می شوند تا در فصلی تازه، بر شاخه های زندگانی شان، عشق و مهر و مهرانگیزی، جوانه بزنند و به شکوفایی بنشینند.

    ایرانیان، نوروز را لبخنده ی خداوند بر لبان طبیعت تلقی کرده اند و آن گاه که خداوند به زندگی لبخند می زند، گل لبخند بر لبان جهان هم می شکفد.

    نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه ی خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی ناپیداکرانه ی الهی نگه داریم.

    نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن ست.

    نوروز، آغاز فصلِ تفرج و تماشاست. چشم ها را بازکنیم و زیبایی ها را ببینیم. گوش ها را باز کنیم و آواز پرنده ها را بشنویم. دل ها را باز کنیم و دوست بداریم. روز، نو می شود. سال، نو می شود. طبیعت، نو می شود. مبادا که ما کهنه بمانیم. مبادا که ما محروم بمانیم. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: « در زندگی شما، روزهایی هست که نفس خداوند بر شما می دمد. خود را در معرض نفس های پاک قراردهید. مبادا از آن روبگردانید!»

    این نفس های پاک خداست که بر آدم و عالم می دمد. دارد طبیعت از نو آغاز می شود. سال دارد از نو آغاز می شود. روز نو دارد آغاز می شود. نوروز دارد از راه می رسد؛ لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و تناوری…


    10 نمونه انشا در مورد عید نوروز با مقدمه و بدنه و نتیجه


    عید نوروز توسط تمام قوم های ایرانی در میان اهالی شهر و روستا و عشایر با هر طبقه اجتماعی برگزار می شود, مراسم جشن عید نوروز است. ایرانی ها، نوروز را در آغاز سال و آغاز گردش طبیعت، جشن می گیرند و معتقدند که سالی دیگر گذشته و بایستی کهنگی ها را به سال کهنه واگذارکرد. واژهٔ جشن، از ریشهٔ «یز» (Yaz) به معنی نیایش و پرستش است و جشن نوروز سپاس آغاز سالی نو است.

    به اعتقاد پارسیان، نوروز اول روز از زمانه و فل ک را آغاز گشتن است. اندیشهٔ ایرانی، نوروز را آغاز زندگی می داند و شروع هر پدیدهٔ مهمی را بدین روز منسوب می دارد. ایرانیان هر آغازی را جشن می گیرند و نوروز بزرگ ترین آغاز و بزرگ ترین جشن، با اصیل ترین سنت ها و مراسم جاودانه است. آغاز ِمراسم باشکوه عید نوروز به زمان پادشاهی جمشید شاه بازمی گردد. گفته می شود او در زمان سلطنت خود در آبادانی ایران و آسایش خاطرِ مردم از هجوم بیگانگان، نقش بسیاری داشت. در نوشته ها آمده روزی جمشید در سفری ، تخت زرینش به آسمان ( به سوی خورشید ) داشت و پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را نوروز نامید...

    پس از جمشید, سال به سال بر اهمیت و فراگیری این روز افزوده شد. در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز به عنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شد. اسطوره های گوناگونی در ایران باستان, درباره این جشن ملی آورده شده است که به برخی از آن ها جهت اطلاع علاقمندان اشاره می شود.

    یکی از این افسانه ها, اسطوره زیبای آفرینش است.

    اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی نمونه اولیه وآرمانی موجودات را در شش گاه با فاصله های نابرابر و در درازای یک سال می آفریند که به ترتیب عبارتند از: آسمان، آب، زمین، گیاه، چهار پای سودمند ومردم. به یادبود این آ‏فرینش های شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسیم می کردند و سالگرد این آفرینش ها را به صورت جشن های پنج روزه که در آیین ایران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار می کردند.

    از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند.در گذشته مردم معمولا پارچه هایی را خریداری می کردند که رنگ روشن داشت و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی بود که حتماً باید قبل از عید نوروز و برای عید انجام میگرفت.

    سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می گیرد. در شیراز معمولا برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .

    یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

    برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.

    هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع و آینه تخم مرغ و … سر سفره گذاشته میشود.

    منبع افتاب و دلخوشی

    منبع مطلب : www.netshahr.com

    مدیر محترم سایت www.netshahr.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا عید نوروز | ۱۰ انشا و تحقیق درباره تعطیلات عید نوروز و سال نو

    انشا عید نوروز | ۱۰ انشا و تحقیق درباره تعطیلات عید نوروز و سال نو

    همچنین بخوانید : 

    نقاشی هفت سین | ۶۰ نقاشی و رنگی آمیزی عید نوروز و سفره هفت سین

    انشا در مورد خاطرات نوروز+تعطیلات عید نوروز را چگونه گذراندید ( ۵ انشا )

    انشا درباره درخت | ۷ انشا با موضع درخت و درخت کاری ، از زبان یک درخت

    انشا در مورد دوست | ۱۰ انشا درباره دوستی و خصوصیات یک دوست خوب

    انشا در مورد حضرت محمد |  ۵ انشا در مورد زندگینامه و تولد حضرت محمد

    انشا در مورد امام رضا | ۵ انشا با موضوع زندگینامه و نامه ای به امام رضا

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    خوب

    چجچج 4 ماه قبل
    1

    خوببب

    فرحان 4 ماه قبل
    -1

    خوبه

    فرحان 4 ماه قبل
    0

    خوبه

    سلام 4 ماه قبل
    -2

    عالیییی

    .. 5 ماه قبل
    0

    خوب بود

    مهدی 7 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید