در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا درباره چگونه باید قدر فرصت ها را دانست

    1 بازدید

    انشا درباره چگونه باید قدر فرصت ها را دانست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    چگونه فرصت ها را در زندگی از دست ندهیم؟

    چگونه فرصت ها را در زندگی از دست ندهیم؟

    فرصت ها را از دست ندهید شاید فردایی در کار نباشد

    عمر انسان کوتاه و زودگذر است، و فرصت‎های زندگی کوتاهت‏ر و زودگذرتر از آن. هر روزی که از عمر انسان می‏گذرد، تعدادی از فرصت‎های زندگی او نیز برای همیشه از دست می‏رود و نابود می‎شود.

    حدود یک دهه پیش، کارگر یکی از معادن، در راه بازگشت به خانه تصادف کرد و جان خود را از دست داد. در مراسم تدفین و خاکسپاری او عده زیادی شرکت کردند. اعضای خانواده، دوستان، آشنایان، همکاران، حتی مدیران و... همه از اخلاق خوب و رفتار پسندیده آن مرد سخن می گفتند.

    یکی می گفت:«واقعاً انسانی دوست داشتنی بود. »دیگری حرف او را تأیید می کرد و ادامه می داد «ما همه عاشق او بودیم» «آدم فوق العاده ای بود» هر کس چیزی می گفت که اشک آدم را در می آورد. اما از این متعجب بودم که چرا ما آدم ها پیش از دست دادن یک عزیز زبان باز نمی کنیم و به او نمی گوییم «دوستت دارم» یا هرگز به خاطر بودنش از او تشکر و قدردانی نمی کنیم.

    آن حادثه، زنگ هشداری شد برای من و شاید برای خیلی از آدم های اطرافم و درس بزرگی گرفتیم. به من آموخت تا دیر نشده با دیگران حرف بزنم و از احساسم به آن ها بگویم، با خودم هم حرف بزنم. گاهی با خودم خلوت کنم و به خودم بگویم چقدر خودم را دوست دارم و چه انسان مهم و باارزشی هستم! از عقاید و نگرشم با خودم حرف بزنم، از رویاها و آرزوهایم بگویم و خلاصه، هر چیزی را که دلم می خواهد، نزد خودم اعتراف کنم.

    واقعیت تلخ و تکان دهنده این است که ما هرگز نمی دانیم چه وقت همه چیز تغییر می کند، فرصت ها چه زمانی در خانه ما را می زنند، آیا لحظه ای که هم اکنون از دست می دهیم فرصت بزرگ زندگی نبوده و... تمام چیزهایی که به ما هدیه شده، روزی از ما پس گرفته خواهد شد و ما هرگز این راز بزرگ را کشف نخواهیم کرد که فرصت بعدی دور است یا نزدیک.

    اجازه ندهیم این واقعیت های به ظاهر تلخ و گزنده ما را افسرده کنند. بگذاریم حقایق زندگی ما را به خودمان بیاورد تا از این به بعد، فرصت ها را از دست ندهیم.

    برحذر داشتن از تلف کردن فرصت ها

    دوستت دارم!

    عشق تا وقتی ظهور نکند و آثار و نتایج آن را نبینیم، شناخته نمی شود. پس اگر در زندگی عزیزی دارید که عاشقش هستید، همین امروز به او بگویید. اگر کسی را دوست دارید، به او نشان بدهید. قلب‏ها به طور معمول با حرف‏هایی که نگفته مانده‏ یا نادرست تعبیر شده‏، می‏شکنند و درمان قلب شکسته به مراتب دشوارتر از مراقبت پیش از آسیب است. شاید فردایی در کار نباشد. امروز، روزی است که می‏توانید عشق‏ خود را به زبان بیاورید و شگفتی آن را به وضوح ببینید!

    متشکرم!

    یک نفر تعریف می‏کرد، پدربزرگش برای تولد 17 سالگی‏ او هدیه ‏ای نخرید و یکی از تی شرت‏ های خودش را به او داد و گفت؛ چون تی شرت دیگر به دردش نمی‏خورده و از طرفی فکر می کند به او بیشتر می ‏آید، آن را به نوه ‏اش هدیه داده.

    آن فرد می‏گوید:«آن روز به اهمیت هدیه پی نبردم و تا حدی از کار پدربزرگم دلخور شدم، بنابراین چندان که باید، از او تشکر نکردم. فقط یک لبخند خشک و خالی زدم، تی شرت را روی میز گذاشتم و سراغ هدیه‏ های دیگر رفتم.

    پدربزرگ، دو روز بعد با سکته قلبی از دنیا رفت و آن تی شرت، آخرین هدیه ‏ای بود که او در تمام عمرش به کسی داده بود. حالا این حسرت همیشه در دل مرد جوان مانده که چرا آن روز به خاطر هدیه ‏ای چنان گرانبها از پدربزرگش تشکر نکرده.

    من انسان خوبی هستم!

    انسان می‏تواند تقریباً یک هفته بدون آب، دو هفته بدون غذا و سال‏ها بدون خانه دوام بیاورد، اما با تنهایی هرگز نمی‏تواند کنار بیاید. تنهایی بدترین درد و رنج انسان است. بدترین و آزاردهنده‏ترین نوع تنهایی وقتی است که با خودتان راحت نیستید و هرگز هم نمی‏توانید از خودتان فرار کنید.

    حقیقت این است که یک دوست یا شریک زندگی می‏تواند زیبایی‏ هایی زیادی به زندگی‏ شما اضافه کند، اما نمی‏تواند خلأیی را که در شما هست، پر کند. شما به تنهایی مسؤول پر کردن این حفره خالی هستید. اگر وقتی تنها هستید، احساس ناامیدی می‏کنید و حالتان بد است، نشانه‏ خوبی نیست و معنایش این است که قبل از هرچیز و هرکس باید روی روابط‏ با خودتان کار کنید.

    من می‏توانم!

    خود مانع، برای متوقف کردن شما کافی نیست. آنچه شما را از ادامه راه باز می‏دارد، این باور است که نمی‏توانید از مانع عبور کنید. مشکل این نیست که چیزی کم دارید یا مشکلات شما بیش از اندازه است. مشکل این است که به جای کوشش، منتظر شرایط خوب و فرصت مناسبی می‏مانید که وجود ندارد.

    موفقیت‏ هایی که در زندگی به دست می‏ آید، نتیجه پذیرفتن واقعیت ‏ها و رودررویی با آن هاست نه فکر و خیال‏ های ما. برای عدم موفقیت‏ هایتان بهانه نتراشید و فقط بر تمام دلایلی که چرا باید کاری را انجام دهید و چرا باید از مانعی عبور کرد، تمرکز کنید. دشواری‏ها همیشه وجود دارد، اما فراموش نکنید همیشه راهی برای گذر از شرایط دشوار وجود دارد.

    از دست ندادن فرصت

    همیشه نمی‏توانم پیروز شوم!

    گناه تصمیم ‏های اشتباه را گردن قسمت و سرنوشت نیندازید! اشتباهات خود را بپذیرید. فراموش نکنید تمام افراد اشتباه می‏کنند. از این اشتباهات تجربه بیندوزید تا قدرتمند شوید. آگاهی به این که ما مسؤول اعمال و نگرش‏ها و تصمیم‏ های خودمان هستیم، نشان دهنده این است که حق انتخاب داریم و برای عوض کردن سرنوشت‏مان، آزادیم. درست است که حوادث گذشته، احساسات و دیدگاه شما را شکل می‏دهد، اما تمام این‏ها تغییر می‏کند به‏شرطی که بخواهید و مشتاق باشید همه چیز را از نو بسازید.

    وقتش شده کار مثبتی انجام بدهم!

    دفعه بعدی که از همه چیز شکایت دارید و در حال گله از زمین و زمان هستید، لحظه‏ ای دست نگه دارید! با خودتان صادق باشید و ببینید آیا واقعاً می‏خواهید اوضاع را تغییر دهید یا فقط دوست دارید ناله و شکایت کنید؟ گاه در پس هر گله و شکایت، این خواسته وجود دارد که می‏خواهید تغییر کنید و همه چیز را هم تغییر دهید. پس اوضاع و شرایط دشوار را با ناله کردن، دشوارتر نکنید. با افکار مثبت، ایده‏ها و فعالیت‏های تازه، موقعیت جدیدی خلق کنید.

    زندگی دیگران به خودشان ربط دارد!

    با خودتان صادق باشید. شما نمی‏توانید از تمام آدم‏های دور و برتان محافظت کنید. پس بیش از حد سرتان را در زندگی دیگران فرو نبرید و در مشکلات آن ها کنجکاوی نکنید. زندگی دیگران مال شما نیست که بخواهید با روش‏های خودتان به مشکلات آن ها رسیدگی کرده یا آن‏ها را حل و فصل کنید. مطمئن باشید حتی آدم‏هایی که در شرایط دشوار به سر می‏برند، تا از شما نخواسته ‏اند، دوست ندارند در کارشان دخالت کنید.

    من متاسفم!

    در زندگی، وقتی درخواست عذرخواهی طرف مقابل را رد می‏ کنید، منتظر روزی باشید که او هم عذرخواهی شما را قبول نکند و اغلب این اتفاق می‏افتد چون دنیا صحنه‏ واقعی عمل و عکس ‏العمل است.

    عذرخواهی بهترین و آخرین راه برای پایان دادن به مشکلات است. کسی که پیش از دیگران عذرخواهی می‏کند، قوی‏تر است و کسی که ابتدا پیشقدم می‏شود، انسان شادتری است. به خاطر اشتباه عذرخواهی کرده و این را در رفتارتان هم نشان بدهید. وقتی از کسی عذر می‏خواهید، به چشم‏هایش نگاه کنید تا معنای واقعی احساس شما را درک کند.

    من، تو را می‏بخشم!

    رابطه ترک خورده‏ای که پیش از این با بخشش ترمیم شده، به مراتب قوی‏تر از رابطه اولیه خواهد بود، اما همیشه این طور نیست. پس به خاطر داشته باشید بخشش لزوماً برای جوش دادن رابطه خوب نیست و گاهی هم باید به یک رابطه‏ ناسالم پایان داد.

    نکته مهم همین است. گاه یک رابطه اساساً اشتباه است و به هر دو طرف یا یکی از آن ها آسیب جدی می‏زند. بنابراین به چنین رابطه‏ ای پایان دهید و به جای بخشیدن طرف مقابل، خودتان را ببخشید. این کار به شما اجازه می‏دهد بر آینده، بدون گلاویز شدن با گذشته تمرکز کنید.

    بدون بخشیدن خودتان هرگز نمی‏توانید زخم‏ ها را درمان کنید و جراحت‏های رابطه معیوب تا مدت‏ها شما را درگیر می‏ کند و در زندگی پیشرفت نخواهید کرد. آنچه در گذشته اتفاق افتاده، فقط یک فصل از زندگی شماست.

    زندگی همین حالا قشنگ است!

    حتماً شما هم آدم ‏هایی را دیده ‏اید که تمام روز را به انتظار رسیدن ساعت پنج عصر می‏ گذرانند. تمام هفته را منتظر جمعه می‏مانند و تمام سال را به امید سال جدید سپری می‏کنند و گاه تمام عمرشان را در حسرت رسیدن به خوشبختی هدر می‏دهند.

    شما سعی کنید یکی از آن ها نباشید! تمام عمرتان را منتظر نمانید، تا بالاخره یک روز به این نتیجه برسید که زندگی چقدر زیباست و چه احساس خوبی دارید. زندگی خوب، درست در همین لحظه‏ای است که در آن هستید. همین لحظه ‏ای که نباید آن را به انتظار یک لحظه بهتر، هدر داد.

    منبع مطلب : namnak.com

    مدیر محترم سایت namnak.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    چگونه از فرصت های زندگی به خوبی استفاده کنیم؟

    چگونه از فرصت های زندگی به خوبی استفاده کنیم؟

    همهٔ ما می‌دانیم برای موفقیت در زندگی، باید از فرصت‌هایی که سر راهمان قرار می‌گیرند، به‌خوبی استفاده کنیم. اما فرصت اصلا چیست و چگونه باید آن را در زندگی روزمره تشخیص بدهیم؟ بعد هم چگونه باید در جهت رسیدن به اهداف و آرزوهایمان از آن استفاده کنیم؟ در این مقاله تلاش می‌کنیم به این پرسش‌ها پاسخ بدهیم.

    آیا فرصت‌هایتان را از دست می‌دهید؟

    می‌گویند دور و برمان پُر از فرصت است. اما متأسفانه بیشتر ما مدام فرصت‌ها را از دست می‌دهیم، چون یا آموزش لازم را ندیده‌ایم، یا نسبت به نشانه‌هایی که زندگی سر راهمان قرار می‌دهد آگاهی نداریم. بعضی وقت‌ها هم که متوجه این فرصت‌ها می‌شویم، از آن‌ها استفاده‌ای نمی‌کنیم، چون در ظاهر مشکل به نظر می‌رسند، نه فرصت. سری هم که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند، نه؟!

    تردیدی نیست که انسان هر روز و مدام فرصت‌های فوق‌العاده‌ای را که سر راهش قرار می‌گیرد، از دست می‌دهد. برای رسیدن به اهداف و آرزوهایش به‌سختی کار می‌کند، ولی موفقیتی به دست نمی‌آورد، چون از شانس‌هایی که زندگی در مسیرش قرار می‌دهد، بهره‌ای نمی‌برد.

    وقتی اتوبیوگرافی ریچارد برانسون را می‌خواندم، این‌طور به ذهنم خطور کرد که این کارآفرین فوق‌العاده موفق، به‌خاطر توانایی عجیبش در شناسایی فرصت‌ها بوده که میلیاردها دلار به دست آورده است. اما آنچه او را از دیگران متمایز می‌کرد و تفاوت لازم در حیطهٔ کسب‌وکار و زندگی را به وی می‌داد، تمایلش به ریسک کردن روی فرصت‌هایی بود که سر راهش قرار می‌گرفتند. او برای استفاده از فرصت‌ها، منتظر فلان موقعیت عالی نمی‌ماند، بلکه در اولین فرصت و فوری از آن‌ها بهره می‌برد و همین تفاوت او نسبت به رقبایش بود. البته گاهی اوقات هم که از آن فرصت استفاده می‌کرد، دقیقا نمی‌دانست قدم بعدی‌اش چه باید باشد. اما اهمیتی نداشت، چون به هر حال یک قدم جلوتر از بقیه بود و مطمئن بود که همه‌چیز را فوراً راست‌وریس خواهد کرد. برای ریچارد برانسون، برداشتن نخستین قدم، مهم‌ترین قدم بود. او می‌دانست که بالاخره همه‌چیز سر جای خودش قرار خواهد گرفت.

    حالا که از ریچارد برانسون به‌عنوان الگو در استفاده از فرصت‌ها استفاده می‌کنیم، می‌خواهم بگویم چگونه فرصت‌هایی را که سر راهمان قرار می‌گیرند، بشناسیم و از آن‌ها استفاده کنیم. اما برای شروع، ابتدا باید بفهمیم فرصت دقیقا چیست و چگونه می‌توانیم ذهن خود را برای دریافت فوری آن آماده کنیم.

    اصلا فرصت چیست؟

    فرصت چیست

    فرصت هر آن چیزی است که شانس تغییر شرایط به‌سوی بهتر شدن را به شما می‌دهد. تغییر به‌سوی بهتر شدن هم که در ظاهر عالی به نظر می‌رسد. فرصت‌های زیادی دور و برمان هستند که می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم تا به اهداف خود برسیم، نه؟ خُب… کمی دست نگه دارید!

    خیلی از فرصت‌هایی که سر راهمان قرار می‌گیرند، در لفافهٔ مسئله، مشکل یا کار دشوار پیچیده شده‌اند. برای فرد آموزش‌ندیده‌ای که نمی‌تواند فراتر از لحظهٔ حال را ببینند، همهٔ فرصت‌ها مشکلات حل‌نشدنی‌ای به چشم می‌آیند که زندگی را دشوار، پُراضطراب و سخت می‌کنند. همین جاست که دچار اشتباه می‌شویم. به‌جای آنکه مسئله را چالشی برای آزمایش و تقویت اراده خود بدانیم، آن را «مشکل» می‌بینیم.

    اما اگر دید خود را تغییر دهید و مسائل را به چشم چالش ببینید، کم‌کم مغزتان را برای شناسایی فرصت‌ها آموزش می‌دهید. شاید مشکلات برطرف‌نشدنی باشند، اما روی چالش‌ها می‌توانید کار کنید تا شرایط فعلی را بهبود ببخشید.

    بنابراین چالش همان فرصت تغییر است؛ فرصت کسب تجربه؛ فرصت یادگیری دربارهٔ خودتان و شرایط‌تان؛ فرصت پیشرفت و رشد ذهنی، روحی و حسی.

    معاشرت کنید

    اگر بدانید مردم منبع راه‌حل‌ها و پاسخ‌هایی هستند که دنبال‌شان هستید، آن وقت بیشتر چالش‌هایی که در زندگی با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید، تبدیل به فرصت می‌شوند. بله، مردم کلید اصلی هستند، چون همین مردم هستند که دانش، مهارت‌ها، تجربه و منابعی را در اختیار دارند که می‌توانند در تبدیل وضعیتی دشوار به چیزی که باعث پیشرفت شود، کمک‌تان کنند. به این پرسش‌ها پاسخ بدهید:

    بنابراین مدام و هر روز باید روی ساخت و تقویت روابط خود با افراد مهم کار کنید تا حمایت لازم برای تبدیل چالش به فرصتی برای بهتر کردن شرایط را به دست آورید.

    یکی از بهترین راه‌ها برای کسب حمایت دیگران، حمایت کردن از آن‌ها، به‌ویژه در موقعیت‌های دشوار است. به آن‌ها نشان دهید که می‌خواهید فراتر بروید، که خوشحال می‌شوید راه‌حل‌ها و پاسخ‌هایی را که برای بهبود شرایط‌شان نیاز دارند، در اختیارشان بگذارید. هرقدر بیشتر به دیگران کمک کنید، فرصت‌های بیشتری در مواقع سختی سر راهتان قرار می‌گیرند.

    ذهن فرصت‌گرا

    برخی ویژگی‌های ضروری هستند که شخصی همچون ریچارد برانسون را از دیگران متمایز می‌کنند؛ منظور از دیگران، همان‌هایی هستند که مدام تقلا می‌کنند تا از فرصت‌هایی که زندگی سر راهشان قرار می‌دهد، استفاده کنند. همین ویژگی‌ها هستند که ما باید روی استفادهٔ هر روزه از آن‌ها تمرکز کنیم.

    چگونه فرصت‌ها را بشناسیم

    چگونه فرصت را بشناسیم

    همیشه از دیدن آدم‌هایی که با دیدن فرصت‌ها و موفقیت دیگران ناراحت و مضطرب می‌شوند، تعجب می‌کنم. اما اگر از خودشان بپرسید واقعا در زندگی چه می‌خواهند، نمی‌توانند خواسته‌های خودشان را در قالب واژه و جمله بیان کنند.

    اگر نتوانید آنچه می‌خواهید را درست بیان کنید، اصلا چگونه می‌توانید فرصت‌هایی را که سر راهتان قرار می‌گیرند بشناسید؟ اگر دقیقا ندانید دنبال چه هستید، چطور می‌خواهید آن را پیدا کنید؟ بیایید به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

    موانعی که سر راه هستند

    حالا که فهمیدید واقعا چه می‌خواهید، و نسبتا می‌دانید باید دنبال چه فرصت‌هایی باشید، زمان پرداختن به موانعی است که نمی‌گذارند از فرصت‌های پیش رویتان درست استفاده کنید.

    ابتدا نگاهی به باورهای خود بیندازید و ببینید آیا باور مضری وجود دارد که مانع شما در استفاده از فرصت‌ها بشود یا نه:

    بعد هم به نقاط قوت و ضعف خود توجه کنید و بررسی کنید که این قوت‌ها و ضعف‌ها چه تأثیری روی شما می‌گذارند:

    در نهایت، آستانهٔ ریسک پذیری خود را شناسایی کنید. این مهم است، چون هر چقدر بیشتر ریسک کنید، می‌توانید از شانس‌ها و فرصت‌های بیشتری استفاده کنید.

    ارزیابی شما از این حیطه‌ها کمک‌تان می‌کند تا درک بهتری از خود، انگیزه‌ها، محدودیت‌ها و اَعمالی داشته باشید که وقتی فرصت‌ها خودشان را نشان دادند، به‌راحتی بتوانید آن‌ها را بپذیرید یا رد کنید.

    اگر در بعضی از این حیطه‌ها ضعفی دارید، باید شروع به پرورش مهارت‌های جدیدی کنید که اعتمادبه‌نفس، باور و تمایل را در شما تقویت کنند؛ چیزهایی که برای پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف و آرزوهایتان به آن‌ها نیاز دارید.

    چگونه فرصت‌ها را کشف کنیم

    حالا که متوجه شدید چه می‌خواهید، و فهمیدید به‌دنبال چه نوع فرصت‌هایی هستید، بیایید نگاهی به چگونگی شناسایی فرصت‌هایی بینداریم که زندگی سر راهمان قرار می‌دهد.

    همیشه آماده باشید

    وقتی به‌دنبال فرصت هستید، مهم‌ترین چیزی که باید داشته باشید، آمادگی است؛ آمادگی برای هر فرصتی که شاید سر راهتان قرار بگیرد. این یعنی باید مدام دنبال چیزهایی باشید که می‌توانند در دستیابی سریع‌تر، مؤثرتر و به‌صرفه‌تر به اهداف و آرزوها کمک‌تان کنند. باید از چشم‌اندازها و ایده‌های جدید هم استقبال کنید، چیزهایی که روزمره نیستند و احتمالا می‌توانند درک منحصربه‌فردی در اختیارتان بگذارند که در پیشبرد اهداف یا غلبه بر مشکلاتِ پیش رو کمک‌تان کند.

    کلید این آگاهی، در تمایل و توانایی شما در مطرح کردن پرسش‌های درست نهفته است. این پرسش‌ها کنجکاوی‌تان را برمی‌انگیزند و شما را وادار می‌کنند دربارهٔ اتفاقات و شرایط زندگی خود به روش جدیدی فکر کنید؛ که آن هم به‌نوبهٔ خود به شما چشم‌اندازی می‌دهند که برای شناسایی فرصت‌های مناسب نیاز دارید.

    چگونه فرصت را کشف کنیم

    این پرسش‌ها را یادداشت کنید و همین‌طور که روز خود را می‌گذرانید، مدام آن‌ها را مرور کنید تا فرصت‌های احتمالی را جلوی چشم خود حفظ کنید:

    هرقدر بیشتر این پرسش‌ها را مطرح کنید، کنجکاوتر می‌شوید، و در نتیجه، پرسش‌های بهتری مطرح خواهید کرد؛ پرسش‌هایی که کمک می‌کنند تا ذهن‌تان را روی اتفاقات، افراد، چیزها یا شرایط درستی متمرکز کنید که می‌توانند در پیشرفت به بهترین شیوه کمک‌تان کنند.

    اما شاید دوست ندارید این پرسش‌ها را با خود مطرح کنید، در این صورت، باید ذهن‌تان را در قبال فرصت‌های احتمالی آماده و متمرکز نگه دارید. برای این کار، مدام این جمله‌های مثبت را برای خود تکرار کنید:

    ترکیبی از این پرسش‌ها و جمله‌های مثبت، تمرکزی به شما می‌دهد که برای هدایت حس‌هایتان برای کمک در جهت رسیدن به اهداف نیاز دارید.

    دنبال سرنخ‌ها بگردید

    وقتی به پرسش‌هایی عادت کردید که کنجکاوی شما را برمی‌انگیزند، موقع آن است که در قالب شرلوک هولمز فرو بروید و شروع به بررسی سرنخ‌ها کنید.

    سرنخ‌هایی که شما را به فرصت‌های منحصربه‌فرد می‌رسانند، در قالب‌های فراوانی خودشان را نشان می‌دهند و از جنس همان فرصت‌هایی هستند که دنبال‌شان می‌گردید. اما برخی از انواع سرنخ‌ها هم هستند که باید در ذهن داشته باشید. این سرنخ‌ها می‌توانند به شکل مسائلی خودشان را نشان دهند که مردم با آن‌ها مواجه هستند یا چیزهایی که درباره‌شان اعتراض دارند؛ مانند کمبودهای موجود در بازار، الگوها، رویدادها یا شرایط غیرمعمول.

    همهٔ این سرنخ‌ها فرصتی برای شما فراهم می‌کند که کار متفاوتی انجام بدهید؛ جدید یا غیرمعمول. ممکن است خیلی از این مسائل را از زاویه یا چشم‌انداز منحصربه‌فردی هم ببینید که آن هم به‌نوبهٔ خود، به شما کمک می‌کند تا درکی متفاوت برای تغییر شیوهٔ معمول به‌دست آورید. علاوه‌براین، سرنخ‌ها می‌توانند شما را به راه‌های جدیدی بکشانند؛ می‌توانند درهای جدیدی برایتان باز کنند و منابع، پشتیبانی یا ابزار فوق‌العاده‌ای برایتان فراهم کنند که به شما برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود کمک کند.

    در این مرحله توصیه می‌کنم کمی شبیه لئوناردو داوینچی شوید و طرح یا یادداشتی از افکار و مشاهدات پراکندهٔ خود در طول روز تهیه و نگهداری کنید. این طرح‌ها یا یادداشت‌ها به شما کمک می‌کنند تا آنچه دربارهٔ رویدادها یا شرایط زندگی در ذهن دارید را به‌ نوع و شکل دیگری تغییر دهید.

    حدود حرکت خود را گسترش دهید

    برای تقویت بیشتر توانایی شناسایی فرصت‌ها، باید با یادگیری مهارت‌های جدید، برقراری ارتباط با افرادی که ممکن است در مسیر جدید به شما کمک کنند و با دستیابی به منابع جدیدی که به گسترش فهرست منابع‌تان در زندگی کمک می‌کنند، شعاع حرکت خود را گسترش دهید.

    علاوه بر همهٔ این‌ها، وقتی کارهای جدیدی انجام می‌دهید، دنبال تجربه‌ها و مسئولیت‌های جدید می‌روید، و تمایل خود را به مواجهه با مسائل بزرگ‌تر نشان می‌دهید، به‌طور طبیعی خود را در معرض فرصت‌های بیشتری قرار می‌دهید.

    چگونه از فرصت‌ها استفاده کنیم؟

    چگونه از فرصت استفاده کنیم

    شناسایی فرصت‌هایی که سر راهتان قرار می‌گیرند عالی است، اما اگر نتوانید یا نخواهید از آن‌ها استفاده کنید، چه فایده‌ای دارد. البته این هم درست است که همهٔ فرصت‌ها ارزش دنبال کردن ندارند. مطمئنم ریچارد برانسون از همهٔ فرصت‌هایی که در مسیرش قرار گرفته‌اند هم استفاده نکرده، یا نخواسته استفاده کند. اما همیشه فرصت‌های مهمی وجود دارند که می‌توانید شانس استفاده از آن‌ها را داشته باشید و همهٔ این‌ها به شرایط بستگی دارند که باید خود را آماده‌شان کنیم.

    در بخش آخر مقاله، می‌خواهم در این مورد بحث کنم که چگونه از فرصت‌هایی که زندگی سر راهتان قرار می‌دهد، برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود استفاده کنید.

    از محدودهٔ آسایش خود خارج شوید

    خیلی از فرصت‌هایی که زندگی سر راهتان قرار می‌دهد، شما را به روش‌های گوناگونی به چالش می‌کشند. این یعنی قرار است از شعاع معمول خارج شوید، و برای چنین کاری باید آمادگی خروج از محدودهٔ آسایش خود را داشته باشید تا بتوانید از آن‌ها استفاده کنید. چه‌بسا، این یعنی اینکه، باید وارد دنیای عدم‌قطعیت شوید و دست به ریسک‌هایی بزنید که انتظارشان را نداشتید. هرکدام از این ریسک‌ها، معایب خودشان را دارند که باید آن‌ها را با مزایایی که به دست خواهید آورد مقایسه کرده و تصمیم بگیرید که آن ریسک را انجام بدهید یا نه.

    فرصت‌های کوچک هم اهمیت دارند

    باید به خاطر داشته باشید که همهٔ فرصت‌ها یکسان نیستند. اندازهٔ فرصت مهم نیست، بلکه آنچه شما در مواجهه با فرصت موردنظر انجام می‌دهید، اهمیت دارد. بنابراین هرگز نباید آنچه فرصت‌ها می‌توانند برایتان به ارمغان بیاورند را دست کم بگیرید. چه کسی می‌داند، شاید فرصت کوچکی که الان دارید، بتواند شما را به سوی فرصت‌های بزرگ‌تری در آینده سوق دهد. فقط باید با تمام وجود بخواهید و آماده باشید تا وقتی موقعش رسید، از آن استفاده کنید.

    با آدم‌های خلاق رابطه برقرار کنید

    می‌توانستم بگویم «رابطه با همه»، اما این روزها چه‌کسی فرصت این کارها را دارد؟! در عوض، روی برقراری ارتباط با آدم‌های درستی تمرکز کنید که از منابع، ارتباطات، تجربه و مهارت‌های لازم برای کمک به شما در دستیابی به اهداف و آرزوهایتان برخوردار هستند.

    فراتر از همهٔ این‌ها، برقراری رابطه با آدم‌های خلاق، کسانی که خارج از عرف فکر می‌کنند، آدم‌هایی که وقتی همه در حال فروش هستند، آن‌ها می‌خرند، شما را به چالش می‌کشد تا درباره زندگی، اهداف، مسائل و شرایط متفاوت فکر کنید.

    چیزهایی که باید از آن‌ها دوری کنید

    وقتی می‌خواهید از فرصت‌هایی که سر راهتان قرار گرفته استفاده کنید، به‌هیچ‌وجه نباید این کارها را انجام دهید:

    دنبال بقیه رفتن، شما را متوسط نگه می‌دارد. اگر ریچارد برانسون دنبال این بود که بقیه چه می‌کنند، میلیاردر می‌شد؟ منتظر آمدن فرصت‌ها ماندن هم مثل لاتاری می‌ماند: شاید اتفاق بیفتد، اما برای ۹۹/۹۹ درصد افراد هرگز اتفاق نمی‌افتد.

    همه دچار ترس می‌شوند. اما وقتی برای چیزی می‌جنگید که آن را با تمام وجود می‌خواهید، باید شانس خود را امتحان کنید و آنجاست که باید ترس‌هایتان را پشت در بگذارید؛ چه بسا این فرصت دیگر هرگز سر راهتان قرار نگیرد. زندگی فرصت دوم چندانی به آدم نمی‌دهد.

    بزرگ فکر کنید، بزرگ‌تر!

    موقع مواجهه با فرصت، محدود فکر کردن، فقط توانایی شما را برای استفاده کامل از شرایطی که برایتان فراهم شده، محدود خواهد کرد. در عوض، باید بزرگ و بزرگ‌تر فکر کنید! دربارهٔ هر فرصتی که زندگی سر راهتان قرار می‌دهد، خلاقانه و خارج از محدوده بیندیشید. باید بدانید هر چه از آن فرصت نصیب‌تان می‌شود،‌ بازتاب تلاش خودتان است.

    اقدام کنید

    چگونه اقدام کنیم

    وقتی فرصتی خودش را نشان می‌دهد، باید به‌سرعت تشخیص دهید که آیا با گذشت زمان از دست خواهد رفت یا نه. اگر این‌طور است، فرصت اندکی برای استفاده از آن دارید و باید حداکثر استفاده از این موقعیت یا شرایط را بکنید.

    در چنین مواردی، باید به‌سرعت مزایا و معایب را بسنجید و طرحی عملیاتی ایجاد کنید که در استفاده از شرایطی که با آن‌ها مواجه هستید، کمکتان کند.

    اما اگر به فرصت پیش رو خیلی دل بسته‌اید، نباید تصمیمات عجولانه بگیرید. دل بستن به فرصت‌ها بسیار خطرناک است و ممکن است شما را زمین بزند. به همین خاطر توصیه می‌شود همیشه نقشهٔ دومی هم برای مواقع لزوم داشته باشید. این‌طوری اگر آن‌طور که انتظار داشتید پیش نرفت، همیشه راه دیگری هم دارید.

    این‌ها پرسش‌هایی هستند که در مواجهه با فرصت‌ها باید از خودتان بپرسید:

    اگر وقت بگذارید و به این پرسش‌ها فکر کنید، مطمئن می‌شوید که با چهارچوب ذهنی درستی پیش می‌روید که به شما کمک می‌کند بهرهٔ بیشتر و بهتری از فرصت پیش رو ببرید.

    از فرصت‌ها بیاموزید

    چه استفادهٔ موفقیت‌آمیزی از فرصت بکنید و چه نه، مهم است که وقت بگذارید و آنچه انجام دادید، آنچه اشتباه از آب درآمده، و اینکه چگونه می‌توانید از فرصت‌های مشابه در آینده بهرهٔ بهتری ببرید، و نکته‌های دیگر را تحلیل کنید. این یعنی یادگیری همیشگی؛ همین است که می‌تواند کلید موفقیت شما در هر حیطه‌ای باشد.

    جمع‌بندی

    سخت است بگویم تجربه‌های خودم هم دقیقا همین‌طور بوده‌اند یا نه، اما طی سال‌هایی که از عمرم گذشته، متوجه شده‌ام که زندگی یعنی انتخاب‌هایی که می‌کنید. شما یا انتخاب می‌کنید که از فرصت‌ها استفاده کنید یا مسیر دیگری را در پیش می‌گیرید. در نهایت، کل داستان زندگی‌تان، بر اساس تصمیماتی نوشته خواهد شد که گرفته‌اید. البته ما هرگز در لحظهٔ تصمیم‌گیری، مطمئن نیستیم که حتما تصمیم درست را گرفته‌ایم یا نه. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، مسلما حسرت‌هایی هم در زندگی داشته‌ایم، اما بیشتر آن‌ها به‌خاطر شانس‌ها یا فرصت‌هایی است که سر راهمان قرار گرفته‌اند و از آن‌ها استفاده نکرده‌ایم.

    منبع مطلب : www.chetor.com

    مدیر محترم سایت www.chetor.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فرصت زندگی کوتاه است؛ قدر آن را بدانیم

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    فرصت زندگی کوتاه است. همچون برق و باد می‌گذرد. قدرشناس باشیم. زندگی زیبا است، زندگی را باید زندگی کرد و لذت برد.

    چند سال دارید؟ در طی سال‌هایی که از عمرتان گذشته، چه خاطراتی را در ذهن خود نگه داشته‌اید و چه خاطراتی را سعی کرده‌اید به فراموشی بسپارید؟ چه خاطراتی را اصلا به یاد نمی‌آورید؟

    زندگی کوتاه است. زمان همچون برق و باد می‌گذرد. هر ثانیه‌ای که می‌گذرد، هر دقیقه، هر ساعت و هر روزی که می‌گذرد، گذشته و دیگر باز نمی‌گردد. هیچ کس نمی‌تواند زمان رفته را بازگرداند. اگر اکنون ۲۰ سال سن دارید، هیچ گاه و هیچ گاه نمی‌تواند مجددا به ۱۵ سالگی بازگردید. موفقیت و ثروت، موضوعاتی هستند که برای بسیاری اهمیت دارند. در این عمر کوتاه چقدر برای محقق ساختن آن تلاش کرده‌ایم؟

    چگونه باید زندگی کنیم که افسوس روزهای گذشته را نخوریم؟ چگونه باید قدر زمان و فرصت‌های خودمان را بدانیم؟ شاید این سوال برایتان پیش بیاید که پرسودترین سرمایه گذاری عمر چیست؟ الان در هر سنی که هستید، ممکن است افسوس عمر گذشته را بخورید. البته ممکن است برایتان گذر عمر چندان هم مهم نباشد. افراد در برخورد با گذر عمر به چند دسته تقسیم می‌شوند. برخی برای کارهایی که نباید انجام می‌دادند ولی زمان خود را صرف آن کرده‌اند افسوس می‌خورند و برخی دیگر برای کارهایی که باید انجام می‌شد و انجام نشد، افسوس می‌خورند.  برخی هم اصلا متوجه گذر عمر نیستند و برایشان فرقی نمی‌کند عمرشان گذشته یا نگذشته است.

    زمانی که رفت باز نمی‌گردد. یکی از محاسن ارتباط با افراد مسن و سالخورده این است که آنها به‌خوبی معنی و مفهوم پیری و گذشت زمان را می‌فهمند و درک می‌کنند.

    مطالعه بیشتر: ویدئو انگیزشی آخرین روز عمر با صحبت‌های دکتر احمد محمدی

    مطالعه بیشتر: جذابیت درونی می‌‌تواند از شما فردی محبوب و دوست داشتنی بسازد

    داستان زندگی انسان از تولد تا مرگ

    هر یک از ما روزی پا به این جهان گذاشته‌ایم و لاجرم روزی نیست باید بار سفر ببندیم و این جهان را ترک کنیم. اما این سفر کوتاه را چگونه گذرانده‌ایم؟ محصول و ثمره‌ی این عمر چه بوده است؟ از خودمان چه به یادگار گذاشتیم و رفتیم؟

    شاید بارها و بارها شنیده باشیم که باید قدر جوانی و عمر و فرصت‌های زندگی را بدانیم ولی در عمل چقدر عمل این موضوع را درک کرد‌ه‌ایم؟ ولی واقعیت این است که روزی ما به پایان سفر خودمان در این جهان نزدیک می‌شویم و روزی درنهایت از این جهان به دیار باقی می‌رویم.

    در این جهان هر کسی داستانی دارد. سناریو هر چه که باشد، مهم این است که ما نقش اول این داستان هستیم. باید ببینیم در روز آخر نقش خودمان را خوب بازی کرده‌ایم یا نتوانسته‌ایم با هنرمندی پیش برویم؟

    داستان زندگی‌تان را از ابتدا به صورت سریع مرور کنید. ببینید چه زمان‌هایی در نقشقهرمان در زندگی خودتان حضوری پررنگ داشته‌اید و چه زمان‌هایی نقش بازنده را داشته‌اید؟ ببینید چه زمان‌هایی توانسته‌اید ثمر و محصول خوبی داشته باشید و چه زمان‌هایی بی‌بار و محصول بوده‌اید؟ چه زمان‌هایی عمر خودتان را تلف کرده‌اید و چه زمان‌هایی درست زندگی کرده‌اید؟

    داستان زندگی‌تان هر چه باشد می‌تواند به دست خودتان و با حمایت خداوند تغییر کند. داستان زندگی‌تان هر چه بوده، می‌توانید درس‌هایش را بگیرید و زندگی جدیدی را از نو بسازید. تاریخ تولد ما مشخص و معلوم است. اما مشخص نیست چه تاریخی از این جهان می‌رویم. هر چه تا الان گذشته را می‌توانید به‌عنوان تجربه‌ای برای ورود به مرحله‌ی طلایی و خوب زندگی در نظر بگیرید.

    از اشتباهات گذشته درس بگیرید ولی آن اشتباه را تکرار نکنید

    برخی افراد با مرور زندگی خود و اتفاقاتی که در زندگی‌شان رخ داده است، خود را آنقدر مقصر می‌دانند و سرزنش می‌کنند که دیگر توان و انرژی برای حرکت کردن به سمت جلو برایشان باقی نمی‌ماند. همه اشتباه می‌کنند و ما هم به‌عنوان انسان جایزالخطا ممکن است اشتباهاتی کرده باشیم. اگر اشتباه و خطا ناآگاهانه باشد، قابل اغماض است. وقتی فرد آگاه شد، آن خطا را انجام نمی‌دهد.

    اشتباهات ما در زندگی چند دسته هستند.

    افرادی که ناآگاه هستند ولی تلاشی برای آگاه شدن نمی‌کنند

     برخی از اشتباهات را به دلیل ناآگاهی مرتکب می‌شویم. برخی افراد آگاهی کافی ندارند و دچار اشتباه می‌شوند. اما نباید اینطور تصور کنیم که همه اشتباهات خودمان را با این حرف توجیه کنیم که من نمی‌دانستم و اشتباه کردم.

    برخی آگاهی کافی در زندگی ندارند ولی تلاشی هم برای آگاه شدن نمی‌کنند. ترجیح می‌دهند به خودشان سختی ندهند. همین ناآگاهی می‌تواند تبعات جبران ناپذیری برای ما به‌همراه داشته باشد. از سوی دیگر وقتی عدم آگاهی دلیل بروز اشتباهات است، آن فرد موظف است که دانش و اطلاعات خود را بالا ببرد و کاری کند که دیگر آن اشتباه تکرار نشود. برخی اشتباهاتی که به دلیل ناآگاهی برای ما پیش می‌آیند دیگر قابل جبران نیستند یا جبران آنها سخت می‌شود.

    مثلا تصور کنید، فردی از روی ناآگاهی با فرد نامتناسب با خودش ازدواج کند که اگر تحقیق و جستجو و بررسی بیشتری می‌کرد، مطمئنا سرنوشت زندگی متاهلی‌اش تغییر می‌کرد. ولی وی از روی تنبلی به دنبال آگاه شدن و کسب اطلاعات در مورد انتخاب درست برای ازدواج نمی‌رود و ازدواج ناهماهنگی را برای خودش رقم می‌زند. آیا این اشتباه جبران پذیر است؟ آیا عمر رفته باز می‌گردد؟ حتی اگر هم این فرد، جدایی را انتخاب کند و سعی کند مسیر جدیدی را برای خودش رقم بزند ولی باز هم چندین سال از عمر جوانی‌اش به بهای تجربه‌ای تلخ از دست رفته است.

    افرادی که ناآگاه هستند و برای آگاه شدن تلاش می‌کنند

     این افراد از اشتباهات گذشته درس می‌گیرند و با آینده نگری مراقب هستند در آینده اشتباهی را به دلیل ناآگاهی مرتکب نشوند. این افراد در مسیر  رشد هستند. چون تلاش می‌کنند، آموزش ببینند و رشد کنند. اگر هم خطایی رخ بدهد، از آن درس می‌گیرند. بهای خطا و اشتباه خود را می‌دهند ولی خطا کردن برای آنها تجربه‌‌ای خوب برای پیشرفت و رشد فراهم می‌‌‌کند.

    افرادی که از درمسیر رشد و آگاهی قرار دارند و به آگاه شدن دیگران هم کمک می‌‌کنند. این گروه افرادی هستند که خودشان را همواره نیازمند آگاه‌تر شدن می‌دانند. این افراد معمولا و در اکثر مواقع در حال آموزش دیدن هستند. می‌دانند اگر بخواهند جلوی اشتباهات بیشتری را بگیرند باید همواره در حال رشد و آگاه شدن باشند.

    افرادی که اصلا از وضعیت خود بی‌خبر هستند

    گروه سوم افرادی هستند که کلا نمی‌دانند چه کار می‌کنند. هر بادی می‌تواند زندگی آنها را دستخوش تغییراتی بسیاری کند. از وضعیت خود بی‌اطلاع هستند. شبیه به افرادی که خوابی سنگین بر چشمان آنها نشسته است. حتی ذهن‌شان نیز خواب است و هوشیاری ندارد.

    این افراد نسبت به هیچ چیز آگاهی ندارند. درگیر مسایل و مشکلات زیادی هستند و دست روی دست گذاشته و با سختی و تقلا زندگی را پیش می‌برند.

    اگر درگیر مسایل مختلفی هستید و نمی‌دانید چه کار باید بکنید، این هشدار جدی است؛ زندگی می‌گذرد و هر روز خسته‌تر و درمانده‌تر از روز قبل می‌شوید. وقتی مشکلات در زندگی فردی ریشه می‌دواند، و وی با تمام فکر و ذهن و افکار منفی این ریشه را تغذیه می‌کند. به رشد مشکلات و مسایل کمک کرده و در نتیجه مسایل بیشتر و بیشتر می‌شوند.

    چگونه قدر فرصت‌های زندگی را بدانیم؟

    همه می‌‌گویند قدر زندگی‌ات را بدان. قدر جوانی‌ات را بدان. قدر سلامتی‌ات را بدان. ولی کسی نمی‌گوید چگونه باید قدرشناس این همه نعمت باشیم؟ کسی راهکاری برای قدرشناسی از جوانی مطرح نمی‌‌کند. براستی چطور باید قدر جوانی‌مان را بدانیم؟

    اول: نعمت‌ها را ببینید

    وقتی می‌خواهیم قدر چیزی را بدانیم اول باید ایمان و باور داشته باشیم که آن چیز  هست. بسیاری از ما نمی‌توانیم قدر جوانی را بدانیم چون اصلا جوانی را نمی‌بینیم. به چشم ما نمی‌آید که جوانی نعمت است. برای ما عادی است که جوان باشیم. برای ما سلامتی در سنین جوانی امری عادی به نظر می‌رسد و ما اصلا چنین موهبتی را نمی‌بینیم. آنقدر برایمان عادی شده که تصور قدرشناسانه‌ای نسبت به آن نداریم.

    ولی وقتی فردی پیر می‌شود و با مسایل دوران پیری و کهولت دست‌وپنجه نرم می‌کند، جوانش برایش معنا پیدا کرده و آن را می‌بیند. پس باید نعمت‌ها را ببینیم. قدر هر چیزی را که می‌خواهید بدانید باید آن را ببینید، با ابعاد مختلف آن آشنا شوید. نبودن آن را درک کنید. مثلا اگر می‌‌خواهیم جوانی را درک کنیم، باید بفهمیم پیری و نبودن جوانی چه معنایی دارد؟

    دوم: عملگرا باشید

    بعد از اینکه نعمت را دیدیم و باور داشتیم که هست. می‌‌توانیم قدم دوم را برداریم. باید مرد و زن عمل باشیم. عملگرایی موضوع بسیار مهمی است. مثلا تصور کنید می‌خواهیم قدرشناس جوانی‌‌مان باشیم. اگر در قدم اول دیده باشیم که جوانی یعنی سلامتی بیشتر جسمی نسبت به دوران پیری. برای قدرشناسی و عملگرایی به این نتیجه می‌رسیم که در جوانی کارهایی انجام ندهیم که باعث صدمه زدن به سلامتی‌مان شود.

    افرادی هم هستند که در دوران جوانی از بیماری‌هایی رنج می‌برند. ولی صحبت ما عمومی است. تصور کنید جوانی که در بهترین سن خود، به سمت کشیدن سیگار و مصرف مشروبات الکلی روی می‌آورد. چنین فردی قدرشناس جوانی خودش نیست. چون دقیقا درک نکرده که این رویکرد چه تاثیر مخربی بر دوران پیری‌ و سلامتی‌اش در همین سن جوانی‌ می‌گذارد.

    در حالی‌که ما می‌توانیم در جوانی عملگرا باشیم و قدرشناس. مثلا ورزش کردن در جوانی، پیری بهتری را برای ما رقم می‌زند. فرصت زندگی کوتاه است و باید قدر آن را بدانیم.

    سوم: برای فرصت کوتاه زندگی، برنامه داشته باشیم

    تصور کنید قرار است کار مهمی را انجام دهید و زمان کمی دارید. در این زمان کوتاه، چگونه باید عمل کنید که هم به اهداف خودتان دست پیدا کنید و هم اینکه بتوانید از این زمان کوتاه بهترین استفاده را بکنید. اگر برای زمان خود برنامه‌ی خوبی نداشته باشید، نمی‌توانید کار خود را پیش ببرید.

    برای هر روز و هر ساعت باید برنامه‌ای داشته باشید. اینگونه قدر فرصت‌های زندگی را بهتر می‌دانید. اگر برای برنامه‌ریزی و هدفگذاری مشکلی دارید، محصول آکادمی بازار به نام موفقیت و ثروت در ۹۰ روز می‌تواند مشکل شما را به‌خوبی حل کند.

    برنامه‌ی شما با توجه به اهدافی که تعیین کرده‌اید می‌تواند شامل یادگیری مهارت‌های مختلف باشد. پس نگران نباشید. آکادمی بازار در این زمینه می‌تواند به شما کمک کند. برنامه‌ریزی از موضوعات مهمی است که می‌تواند تغییراتی اساسی در زندگی ما ایجاد کند.

    چهارم: در فرصت کوتاه زندگی از افکار منفی دوری کنید

    در فرصت کوتاه زندگی، دو راه بیشتر نداریم. یا باید با افکار منفی، اتفاقات ناخوشایند و ناگوار را برای خودمان رقم بزنیم یا اینکه باید مسیر دیگری را انتخاب کرده و با انرژی مثبت، حرکت رو به جلو داشته باشیم.

    دوری کردن از افکار منفی موضوع بسیار مهمی است که بسیاری بدان توجه نمی‌‌کنند. تصور کنید زمان کوتاهی را می‌توانید با دوست داشتنی‌ترین موجود زندگی‌تان بگذرانید. آیا تمام این زمان را صرف حرف‌های منفی و تخریب کننده می‌کنید یا اینکه از زمان خود به بهترین شکل استفاده می‌کنید؟ تصور کنید این زمان با هم بودن بسیار کوتاه است، آیا این زمان را هدر می‌دهید یا هر ثانیه‌اش برایتان با اهمیت است؟

    زندگی نیز همچنین حالتی دارد. از فرصت‌ کوتاه زندگی باید بهترین استفاده را برد. باید بهترین دقایق و ساعات را برای خودمان رقم بزنیم. افکار منفی، انرژی منفی و حرکت در مسیر منفی، زندگی ما را به سمت نابودی می‌برد. اگر زندگی‌مان برای ما اهمیت دارد باید بتوانیم بهترین بهره را از آن ببریم. زندگی را باید با افکار مثبت بسازیم.

    افکار منفی همه‌چیزهای منفی را به سمت ما جذب می‌کند. می‌توانید مقاله‌ی ۶ راهکار برای غلبه بر افکار منفی و داشتن ذهنیت مثبت را مطالعه کنید. آکادمی بازار علاوه بر برگزاری دوره‌های آموزشی، مقاله‌های مختلفی در زمینه‌ی جلوگیری از افکار منفی منتشر کرده است. می توانید مقاله‌ی چند استراتژی شگفت انگیز برای خودداری از افکار منفی را مطالعه کرده و ویدئوی انگیزشی  مطالعه اخبار منفی و داشتن تفکرات منفی چه تاثیری در زندگی ما دارد؟ را مشاهده کنید.

    مطالعه بیشتر: تاثیر افکار مثبت و نحوه جهان بینی در افزایش درآمد

    مطالعه بیشتر: تاثیر افکار و باورها بر افزایش درآمد و جذب ثروت

    برای آنکه قدر فرصت‌های زندگی را بدانیم، می توان کارهای بسیاری انجام داد. برخی از این موارد را در این مقاله ذکر می‌کنیم ولی هرکسی می‌تواند به تناسب وضعیتی که دارد کارهای مختلفی انجام دهد.

    پنجم: از توانمندی‌‌های خود به بهترین شکل استفاده کنید

    هر کسی توانمندی‌های مختلفی دارد. باید بتوانیم از توانمندی‌های خودمان به بهترین شکل استفاده کنیم. مثلا کسی قدرت بیان خوبی دارد. می‌تواند از این توانمندی برای ساختن زندگی خودش بهترین استفاده را ببرد. وقتی از توانمندی‌های خودمان استفاده می‌کنیم، در واقع نشان میدهیم که قدر آن نعمت و توانمندی را می‌دانیم.

    از تلاش کردن نترسید. تلاش و کوشش و پشتکار می‌تواند زندگی شما را احیا کند.

    منبع مطلب : bazaracademy.ir

    مدیر محترم سایت bazaracademy.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    انشا عالی بود

    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    یه سوال داشتم این انشا طبقه بندی شده؟

    N.m 2 ماه قبل
    0

    عالی✌🏻

    مهدی 6 ماه قبل
    0

    عالی

    مهدی 7 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید