در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا درباره آدم فضایی با مقدمه و نتیجه

    1 بازدید

    انشا درباره آدم فضایی با مقدمه و نتیجه را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    انشا درباره آدم فضایی با مقدمه و نتیجه گیری 97-98 کامل و خوانا - پرتال دکتر سلام

    انشا درباره آدم فضایی با مقدمه و نتیجه گیری 97-98 کامل و خوانا - پرتال دکتر سلام

    انشا درباره آدم فضایی با مقدمه و نتیجه گیری

    انشاء در مورد آدم فضایی تخیلی مقدمه برای آدم فضایی

    مقدمه : از کودکی تا بزرگسالی سوالی که برای همه ی ما پیش آمده این بوده که آیا آدم فضایی ها وجود دارند؟ برخی از ما ترس این را داشتیم که یک وقت آدم فضایی ها ما را با خود نبرند و برخی می گفتیم چرا من را پیش خود نمی برید؟!

    انشا : من همیشه در آرزوهایم دیدن ادم فضایی بوده و شب ها لب پنجره ی اتاق می نشستم و به آسمان سیاه و ستاره های چشمک زن نگاه می کردم و از همان جا با آدم فضایی ها صحبت می کردم.همیشه می گفتم که چرا من را به پیش خود نمی برید؟!

    همیشه در کتاب های داستان کودکیم ادم فضایی ها را مانند موجودات عجیب و غریب معرفی کرده اند و من در تصوراتم ان ها را مانند موجوداتی سبز رنگ با سه چشم بزرگ و قدهای کوتاه می دانستم..

    در همین شب هایی که باز هم با آدم فضایی ها حرف می زدم لب پنجره ی اتاق به خواب می رفتم و در خواب ،خود را در حجایی پر از چاله دیدم که پر بود از صخره ها و پستی بلندی ها ..

    ناگهان مان موجود سبز رنگ تصوراتم را در واقعیت دیدم که به سمت من می اید و با زبان عجیب و غریب خود با من حرف می زند.من در آن لحظه بسیار خوشحال بودم که در نهایت به آرزویم رسیده ام،اما در همین حین از خواب پریدم و خود را لب پنجره ی اتاق دیدم ..

    درست است که از این موضوع و این رویا سال ها می گذرد اما من هم چنان بعد از سال ها که به آن رویا فکر می کنم لبخند بر لب هایم می نشیند و در چشمانم ستاره ها دوباره چشمک می زنند.

    نتیجه گیری : هیچ آرزویی دست نیافتنی نیست..بلکه این خود ما هستیم که بافکر های اشتباه آن ها را غیر ممکن می دانیم.این ارزو ها چه در رویا و چه در واقعیت ،رسیدنشان حقیقت دارد تنها کمی تلاش و انگیزه می خواهد.

    انشا در مورد آدم فضایی

    منبع مطلب : hidoctor.ir

    مدیر محترم سایت hidoctor.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد آدم فضایی پایه نهم

    انشا در مورد آدم فضایی پایه نهم

    انشا در مورد آدم فضایی

    انشا صفحه 21 کتاب نگارش پایه نهم

    انشا اول درباره آدم فضایی

    مقدمه : همه جا را گرد و غبار گرفته، به سختی می توانم نفس بکشم . محصولات کشاورزی یکی پس از دیگری از بین می روند و شرکت های بزرگ مثل برگ های پاییز به زمین می خورند . خورشید دیگر مثل گذشته مهربان نیست . خورشید را آنقدر عصبانی کرده ایم که الان دارد ما را می سوزاند.

    بدنه : اینجا دیگر جای زندگی نیست . زمین دیگر صبرش تمام شده و نمی تواند ما را تحمل کند . زمین حس مادری را دارد که بچه هایش بزرگ شده اند و نه تنها به حرف هایش گوش نمی دهند، بلکه در روی او هم ایستاده اند.باید زمین را هرچه زودتر ترک کنیم . به خاطر خودمان و هم به خاطر زمین.

    بله. درست سرموقع آمده اند؛ آدم فضایی ها را می گویم. آسمان پر از سفینه های آن ها شده است.با عجله سوار یکی از آن ها می شوم تا هرچه زودتر فرار کنم.دختر همسایه هم هست.به جز ما دو تا ، بقیه آدم فضایی اند ، موجوداتی لاغر با چشمانی درشت و بدنی آبی رنگ. هر موقع هم که از آن ها می پرسم کجا می رویم ، سرشان را بر می گردانند و جوابی نمی دهند.

    در یک لحظه ، هزاران سفینه به پرواز در می آیند.زمین بیچاره از فضا به طرز خارق العاده ای زیبا است و به نظر می رسد بهترین مکان برای زندگی انسان هاست ولی در حقیقت اینطور نیست.مثل خیلی چیز های دیگر.ای وای ! چه شده؟سفینه ها از هم جدا می شوند و هر یک به جهتی متفاوت می روند.یعنی دیگر پدر و مادرم را نمی توانم ببینم؟آه . چه قدر بد!

    در ابتدا فکر می کردم قرار است همگی به مریخ برویم ولی نه این طور نیست. کم کم داریم از منظومه شمسی خودمان خارج می شویم و همان طور که داریم از جایی خارج شویم ، به سیاه چاله بزرگی هم نزدیک می شویم. سرعت مان سریع تر و سریع ترمی شود.انگار داریم با سرعت نور می رویم. نمی دانم چه بلایی سر فرمول های انیشتن آمده ولی ما داریم با سرعت نور به سمت آن طرف سیاه چاله می رویم.چشمانم کم کم دارد به سیاهی می رود.چرا سرم دارد گیج می رود ؟

    نتیجه : با صدای گریه دختر همسایه از خواب بیدار می شوم.هنوز به نبود خانواده اش عادت نکرده .به من می گوید حتی یک نفر هم اینجا نیست. دلداریش می دهم و می گویم زندگی همین است. ولی در درونم به این فکر می کنم زندگی با ما بی رحم است یا ما با آن بی رحم بوده ایم!همیشه می خواستم بدونم انسان های اولیه چطور آدم هایی بودن.حالا دیگه خودم یه انسان اولیه هستم.

    انشا دوم در مورد آدم فضایی

    مقدمه : جهان هستی پر است از معما و رمز و راز های گوناگون است  . رمز و راز هایی از میلیاردها کهکشان ، میلیون ها ستاره و بی نهایت هایی همچون شب تاریک ؛ گویا این تاریکی پر رمز و راز صبحدمی نخواهد داست .

    بدنه : با وجود این ها ، گل های آفتاب گردانی نیز بوده و هستند که همواره به دنبال خورشید می گردند تا وجود خود را از آن سیراب کنند و در سایه تلاش ها و کوشش های بی وقفه و ارزشمند به نتایج و فرضیات گران بهایی دست یافته اند . آدم فضایی ها یکی از موضوعاتی هستند که ذهن دانشمندان و متفکران را به خود مشغول کرده است .

    آدم فضایی ها به سیاره زمین حمله می کنند و قدرت را از چنگ ما انسان ها در می آوردند ، یا بالعکس به کمک انسان های می آیند و انسان ها را از نابودی نجات می دهند؛ این ها موضوع دسته ای از فیلم های علمی تخیلی است که بینندگان را به تفکر فرو می برد.تفکر در باره اینکه آیا موجودی به غیر از ما انسان ها نیز در هستی وجود دارد؟اینکه آدم فضایی ها واقعی هستند یا خیال و افسانه ای بیش نیستند؟

    تحقیقات بسیار زیادی توسط پژوهشگران در این باره صورت گرفته است.این تحقیقات احتمال می دهند که چندین هزار سال یش موجوداتی غیر زمینی به سیاره ما آمده اند.حتی عدده ای از محققان برخی از نقاشی های قدیمی روی غار ها را به موجودات غیر زمینی نسبت می دهند .با این وجود دسته ای از دانشمندان و محققان نیز هستند که آدم فضاییها را زائده خیال و توهم انسان می دانند.

    جالب اینجاست که عده ای از محققین ، ساخت اهرام ثلاثه مصر را که یکی از از عحایب هفتگانه جهان است،این گونه تشریح کرده اند که موجوداتی غیر زمینی به مصری ها در ساختن این اهرام کمک کرده اند ؛ چرا که ساختن این بنا های عظیم ، بدست مصری های آن زمان ، امری محال و غیرقابل قبول به نظر می رسد.

    نتیجه : حال اینکه موجودات آدم فضایی ها در حال حاضر بسیار عجیب و مبهم هستند ولی باید این نکته را نیز در نظر گرفت که آدم فضایی ها ، یقینا نقش مهمی در جهان هستی دارند.چه بسا روزی فرا برسد که تاریکی ها کنار برود و خورشید حقیقت از پشت کوه های بلند ، شروع به فروزش کند

    ( گذر رودخانه , آدم فضاییاذان , شانس , فیل و فنجان )

    انشا درمورد ادم فضایی صفحه ۲۱ کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم

    منبع مطلب : 7sc.ir

    مدیر محترم سایت 7sc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا درباره ی آدم فضایی - مهارت های نوشتاری نهم - درس کده

    انشا درباره ی آدم فضایی - مهارت های نوشتاری نهم - درس کده

    انشا آدم فضایی

    در این ساعت از سایت برای شما انشای ادم فضایی کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم را برای شما آماده کرده ایم

    نام انشا: آدم فضایی

    نام انشا به انگلیسی: Alien

    کتاب: مهارت های نوشتاری کلاس نهم

    صفحه ۲۱

    انشا آدم فضایی صفحه ۲۱ کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم:

    انشا آدم فضایی به صورت ادبی و غیر ادبی و با رعایت مقدمه ساختمان بند و طبقه بندی

    میخاهم خاطره ای از رفتن من و دوسنانم به فضا  و دیدن آدم فضایی ها را برای شما تعریف کنم :

    زمانی که به محل پرتاب سفینه رسیدم دیدم که همه ی بچه ها درحال آماده شدن هستند و لباس های مخصوص فضانوردی را می پوشند و همه خوش حال بودند. من هم از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم شروع به پوشیدن لباس مخصوص کردم واز این که تا چنددقیقه ی دیگر با دوستانم در فضا خواهم بود شادی می کردم در این هنگام مسئول سفینه که ما به او مهندس می گفتیم گفت: بچه ها سوار شوید

    ما همگی سوار سفینه شدیم و سفینه پرید و به آسمان رفت از میان ستاره های زیبا وسیاره ای منظومه شمسی گذشتیم سفر واقعا تماشایی بود.

    سیاره ی مشتری نپتون پلوتون و زحل که از همه ی آن ها زیباتر بود را دیدیم حلقه ای طلایی وزیبا دور زحل را فرا گرفته بود. از کنار خورشید که گذشتیم دلمان می خواست به آن نزدیک

    شویم اما گرمای زیاد آن مانع از آن شد که به آن نزدیک شویم دوستم که خیلی هیجان زده شده بود دستش را از سفینه بیرون آورد اما دست او از گرمی و حرارت خورشید سوخت و تاول زد بعد از آن

    تصمیم گرفتیم به کره ی ماه برویم سطح کره ی ماه حفره های زیادی داشت و شبیه به پنیر بود

    مشغول نگاه کردن به اطراف بودیم که دیدیم ازپشت پستی بلندی های سطح ماه شاخک هایی در حال تکان خوردن هستند وقتی دقت کردیم متوجه شدیم جاندارانی با شاخک هایی بلند و چشمانی از حدقه بیرون آمده که روی کره ی ماه ساکن بودند ما را تماشا و کنترل می کردند در همین هنگام چند چیز تیز شبیه تیر به سوی ما پرتاب شد و ما همگی ترسیده بودیم هراسان به طرف سفینه دویدیم و سوار آن شدیم آن ها نیز به سفینه حمله کردند و به آن چسبیدند ما شروع به جیغ زدن کردیم درحال جیغ و داد بودیم که دیدیم یکی از آدم فضایی ها به سفینه ی ما چسبیده است ولی به دلیل سرعت زیادی که سفینه داشت از آن جدا شد و بر روی سطح ماه افتاد

    انشا شماره ۲ درباره ادم فضایی:

    من که نمیدانم آدم فضایی چیست

    حتما یک فامیلی است مثلا مهسا آدم فضایی شاید هم اسم یک دانشمند است .

    یا به آدم های بزرگ و آهنی و غول پیکر میگویند آدم فضایی ولی انها که وجود ندارند!

    چگیزخان مغول یک ادم غول پیکر بوده ولی همه میدانند که چگیزخان مغول زمینی بوده است.

    پدرم میگویند اصلا چیزی به عنوان آدم فضایی وجود ندارد فقط تو کتاب ها وجود دارند. بعضی ها که روبات میسازند به روباتشان میگویند آدم فضایی

    دیروز که به یک فروشگاه اسباب بازی فروشی رفته بودم یک پسربچه به مادرش گفت آن آدم فضایی را برایم میخری و مادرش هم قبول کرد.

    چند روز پیش هم شنیدم که یه نفر به کره ی ماه سفرکرده او یک مسافر فضایی بوده است حتما وقتی برگردد یک آدم فضایی شده است.

    ولی مادر آن پسر که نمیتواند ان رابخرد اصلا هم شبیه روبات نیست خارج از کتاب ها هم وجود دارد یک دانشمند فضایی هم است

    انشا شماره ۳ درباره ادم فضایی:

    چند تا آدم فضایی حوصله شان سر رفته بود. دوست داشتند بیایند و با آدم های زمینی دوست بشوند. آدم فضایی ها اخلاق آدم ها را نمی شناختند. آنها به زمین نزدیک شدند و وسط میدان شهر فرود آمدند.

    آدمها از دیدن سفینه ی فضایی و آدمهای عجیب و غریبش خیلی ترسیدند. همه جیغ می زدند و فرار می کردند. ماشینها با سرعت ویراژ می دادند و سعی می کردند از هم جلو بزنند تا زود تر فرار کنند. آدم فضایی ها هر چه سعی کردند با آنها حرف بزنند، نشد.

    آدم فضایی ها فکر کردن شاید اینها همهشان دیوانه اند. گفتند بهتر است برویم یک جای دیگر از زمین، شاید مردم آنجا حالشان خوب باشد. آنها دوباره سوار سفینه شان شدند و راه افتادند این بار اتفاقا وسط یک ارتش که همگی تفنگ داشتند فرود آمدند. ولی تا می خواستند از سفینه پیاده شوند آدمهای زمینی شروع کردند به شلیک کردن. آدم فضایی ها ترسیدند و دوباره سوار سفینه شان شدند.

    آنها تصمیم گرفتند به سیاره خودشان برگردند چون حال مردم زمین خوب نبود.

    فضایی ها سفینه شان را روشن کردند و راه افتادند . آنها به مردم زمین نگاه می کردند و برایشان دست تکان می دادند و می رفتند اما هیچیک از مردم زمین به آسمان نگاه نمی کرد.دل آدم فضایی ها گرفت. تا اینکه یکدفعه دیدند از داخل یک خانه ی قشنگ چند تا آدم که البته کوچک بودند، برای آنها دست تکان می دهند و هورا می کشند.

    آدم فضایی ها انقدر ذوق کردن که تصمیم گرفتند یک بار دیگر روی زمین فرود بیایند. آنها با دقت به سمت همان خانه ی قشنگ رفتند. آنجا یک مهد کودک بود. سفینه فضایی روی دیوار مهد کودک نشست. آدم فضایی ها اول یواشکی به بچه ها نگاه کردند . بچه ها نه ترسو بودند، نه عصبانی! خیلی هم خوشحال بودند و می خندیدند. مثل اینکه هر کسی می توانست با بچه ها دوست بشود.

    آدم فضایی ها از سفینه  بیرون آمدند . یک ساعت با بچه ها بازی کردند. انقدر بچه ها مهربان بودند که آدم فضایی ها اصلا دلشان نمی خواست دیگر به سیاره خودشان برگردند. اما یکدفعه در باز شد و مربی مهد وارد شد و شروع کرد به جیغ زدن. آدم فضایی ها خیلی سریع سوار سفینه شان شدند و جیم شدند. آنها یک عالمه عکس بچه های زمینی را برای دوستان فضایی شان به عنوان سوغاتی بردند

    پایان انشا آدم فضایی اگه لذت بردید کلیک روی دکمه +۱ رو فراموش نکنید

    يكي از موضوع های زير را انتخاب كنيد و پس از طراحی نقشه ی ذهني به كمک يكي از راه هاي پرورش فكر متني درباره آن بنويسيد

    همه انشا های صفحه ۲۱ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

    منبع مطلب : darskade.ir

    مدیر محترم سایت darskade.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ودا 26 روز قبل
    0

    عالی

    ساحل 5 ماه قبل
    2

    خوبه

    مهدی 7 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید