در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    الم نجعل له عینین و لسانا شفتین

    1 بازدید

    الم نجعل له عینین و لسانا شفتین را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آیه 8 سوره بلد

    أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ «8» وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ «9» وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ «10» فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ «11» وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ «12» فَکُّ رَقَبَةٍ «13» أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ «14» یَتِیماً ذا مَقْرَبَةٍ «15» أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَةٍ «16»

    «8» آیا برای او دو چشم قرار ندادیم. «9» و یک زبان و دو لب؟ «10» و دو راه (خیر و شرّ) را به او نمایاندیم. «11» امّا او در آن گردنه سخت قدم نگذاشت. «12» و چه می‌دانی که آن گردنه چیست؟ «13» آزاد کردن برده. «14» یا غذا دادن به روز گرسنگی. «15» به یتیمی خویشاوند «16» یا بینوایی خاک نشین.

    نکته ها

    «نجد» به معنای مکان بلند، در برابر «تهامه» به معنای گود است. به فرموده امام صادق علیه السلام به راه خیر و شر، نجدین می‌گویند. «1»

    تشبیه راه خیر و شر به راهی که در ارتفاعات است. شاید برای آن باشد که پیمودن راه خیر

    «1». کافی، ج 1، ص 163.

    جلد 10 - صفحه 486

    بخاطر مبارزه با هوسها و پیمودن راه شر به علّت عواقب تلخ آن. همچون عبور از راه مرتفع است، و برای هر عاقلی مسئله خیر و شر مثل زمین بلند روشن و برجسته است.

    «عقبة» به معنای گردنه و گذرگاه باریک و سخت است و «اقتحام» به معنای خود را به سختی انداختن است. «مَسْغَبَةٍ» به معنای گرسنگی، «مَقْرَبَةٍ» به معنای خویشاوندی و «مَتْرَبَةٍ» از تراب به معنای خاک نشینی است.

    در حدیثی می‌خوانیم که امام رضا علیه السلام هنگام غذا خوردن، سینی بزرگی کنار سفره‌اش قرار می‌داد و از هر چه در سفره بود بهترینش را در آن می‌گذاشت و برای فقرا می‌فرستاد و آیه‌ «أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ» را تلاوت کرده و می‌فرمود: خداوند می‌داند همه مردم توان آزاد کردن برده را ندارند، لذا راه دیگری را برای بهشت رفتن مردم باز کرد. «1»

    در آیه قبل خواندیم: آیا انسان گمان می‌کند که احدی او را نمی‌بیند؟ در این آیه می‌فرماید:

    آیا ما برای او دو چشم قرار ندادیم؟ چگونه انسان می‌بیند؟ ولی خیال می‌کند خدا او را نمی‌بیند؟

    خداوند برای چشم، چند محافظ قرار داده است:

    جایگاه آن را در میان گودالی از استخوان‌ها قرار داده و چون چشم از پیه ساخته شده، آن را با اشک شور مخلوط کرده است تا فاسد نشود.

    مژه، دربان و پلک، پوشش چشم است. ابرو، سایبان و خطوط پیشانی برای انحراف عرق به دو سوی صورت است.

    هر شبانه روز ده‌ها هزار عکس رنگی می‌گیرد، بدون آنکه به فیلم و یا تنظیمِ خاصی نیاز داشته باشد. راستی آیا وجود دوربینی که از پیه ساخته شده و دهها سال عکسبرداری و فیلمبرداری می‌کند، نشانه قدرت معجزه‌گر الهی نیست؟!!

    چشم، مظهر عاطفه و غضب و مظهر تعجب و ادب و مظهر زیبائی و عشق است.

    چشم، رابط انسان با جهان خارج و زبان، وسیله ارتباط انسان با دیگر انسانها و بهترین و

    «1». تفسیر نور الثقلین.

    جلد 10 - صفحه 487

    ارزان‌ترین و ساده‌ترین و عمومی‌ترین وسیله مبادلات علمی و فرهنگی و اجتماعی است.

    شاید تأکید قرآن بر دو چشم، به خاطر آن باشد که تخمین مسافت و فاصله و عمق اشیا با یک چشم امکان‌پذیر نیست.

    بگذریم که چشم نقش ویژه‌ای در زیبائی افراد دارد و یکی از راه‌های شناحت افراد است. اگر گوش یا دهان افراد پوشیده باشد به راحتی می‌توان آنان را شناخت در حالی که اگر چشم بسته باشد، شناخته نمی‌شوند.

    چشم، دریچه دل و عشق است. شاعر می‌گوید:

    زدست دیده و دل هر دو فریاد

    که هر چه دیده بیند دل کند یاد

    بسازم خنجری نیشش ز فولاد

    زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

    چشم، راه نفوذ در دیگران است. تفاوت شاگردی که استاد را ببیند و در چشم او نگاه کند با شاگردی که از طریق بلندگو یا نوار سخنی را بشنود، بسیار است.

    زبان و لب، با هم کلمه را می‌سازند و بدون همکاری آنها بسیاری از حروف ساخته نمی‌شوند.

    انواع زبان‌ها و لهجه‌ها، از آثار قدرت خداست. انسان در آفریدن کلمات و جملات محدودیّتی ندارد. زبان همچنین وسیله چشیدن و تشخیص مزه‌هاست. جالب آنکه هر گوشه‌ای از زبان برای تشخیص نوعی از مزه‌هاست و با قدرت الهی مقدار آبی که نیاز دارد در درون دهان تولید می‌شود، زبان غذا را به زیر دندان‌ها هل می‌دهد بدون آنکه خودش آسیب ببیند، زبان لقمه‌ها را بازرسی می‌کند که اگر استخوان و یا موئی در آن باشد شناسائی کند و در پایان، دهان را جاروب می‌نماید. از طریق همین شکاف ساده‌ای که ما آن را لب می‌نامیم، مکیدن، فوت کردن، جویدن، چشیدن و سخن گفتن صورت می‌گیرد.

    چشم و زبان و لب، هم می‌توانند ابزار خیر باشند و هم ابزار شرّ، لذا خداوند هر دو راه را به ما نشان داده است.

    نجات دیگران از فقر و اسارت، لازم است، حتّی اگر کافر باشند. لذا در آیه، شرط آزاد کردن برده و سیر کردن فقیر، ایمان داشتن برده و فقیر نیست.

    جلد 10 - صفحه 488

    شرایط زمانی و مکانی و خصوصیات افراد ارزش کارها را تغییر می‌دهد:

    اطعام ارزش دارد، ولی در زمان قحطی ارزش بیشتری دارد. «فِی یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ»

    یتیم نوازی با ارزش است، ولی یتیمی که فامیل باشد اولویّت بیشتری دارد. «ذا مَقْرَبَةٍ»

    رسیدگی به فقرا مهم است، به خصوص آنانکه از شدّت فقر خاک‌نشین هستند. «ذا مَتْرَبَةٍ»

    دل کندن از مال به نفع فقرا همچون عبور از گردنه‌هاست، و راه بهشت از میان این گردنه‌ها می‌گذرد.

    شاید بتوان برای این آیات، مصادیق معنوی در نظر گرفت و گفت: مراد از «فَکُّ رَقَبَةٍ» آزاد کردن مردم از آتش دوزخ، با هدایت است و مراد از اطعام‌ «أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ» اطعام روحی نیازمندان به وسیله تعلیم و ارشاد است و مراد از «یَتِیماً ذا مَقْرَبَةٍ» ایتام آل‌محمّد صلی الله علیه و آله هستند و مراد از «مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَةٍ»، نیازمندان به هدایت هستند.

    ناگفته نماند که برای تأکید این معانی، در حدیث می‌خوانیم: مراد از آیه‌ «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی‌ طَعامِهِ» «1» نظر به علمی است که انسان می‌آموزد که طعام معنوی است. «2»

    در حدیثی می‌خوانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «عتق رقبه» آن است که شخصی خودش به تنهائی برده‌ای را آزاد کند، ولی «فکّ رقبه» آن است که به آزاد کردن برده‌ای کمک کند. «3»

    پیام ها

    1- بهترین راه خداشناسی، دقّت و مطالعه در آفریده‌های حکیمانه خداوند است.

    أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ‌ ...

    2- با سؤال‌های مناسب، وجدان‌های خفته را بیدار کنید. أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ‌ ...

    3- همه انسانها از طریق عقل یا فطرت یا راهنمایی انبیا و اوصیا و علما، خیر و شر را می‌شناسند. «هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ»

    4- انجام وظیفه و تکلیف، همچون عبور از گردنه است. «الْعَقَبَةَ»

    «1». عبس، 24.

    «2». تفسیر اطیب البیان.

    «3». تفسیر مجمع البیان.

    جلد 10 - صفحه 489

    5- افراد مرفّه و راحت‌طلب که از انجام کار و پذیرش مسئولیّت فرار می‌کنند، مورد انتقاد قرآن‌اند. «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»

    6- انسان، مسائل معنوی را بدون هشدارهای الهی درک نمی‌کند. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ»

    7- آزاد سازی بردگان و اسیران در رأس کارهای خیر است. «فَکُّ رَقَبَةٍ»

    8- همیشه کلی گویی مفید نیست، گاهی باید نمونه‌ها و مصادیق را نام برد. فَکُّ رَقَبَةٍ ... إِطْعامٌ‌

    9- برای تحریک عواطف مردم و بیدارسازی وجدانها دردها را مطرح کنید.

    مَسْغَبَةٍ ... مَقْرَبَةٍ ... مَتْرَبَةٍ

    10- برای تشویق مردم به کارهای خیر، ابتدا الطاف خدا را یادآور شوید. «عَیْنَیْنِ‌- لِساناً وَ شَفَتَیْنِ‌- یَتِیماً ذا مَقْرَبَةٍ»

    11- اسلام به مسائل مادی طبقه محروم و لزوم حل مشکلات آنان تأکید و اصرار دارد. «یَتِیماً مِسْکِیناً»

    12- سرمایه‌ها خرج می‌شود ولی مهم مسیر خرج است. أَهْلَکْتُ مالًا لُبَداً ... فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ... فَکُّ رَقَبَةٍ ... أَوْ إِطْعامٌ‌ ...

    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید