در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    آیا مصباح یزدی مرجع تقلید است

    1 بازدید

    آیا مصباح یزدی مرجع تقلید است را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    محمدتقی مصباح یزدی

    محمدتقی مصباح یزدی

    تقی مصباح[۸] (با نام اصلی تقی گیوه‌چی،[۹] ۱۱ بهمن ۱۳۱۳ – ۱۲ دی ۱۳۹۹)[۱۰] مشهور به محمدتقی مصباح یزدی، مجتهد و فیلسوف شیعه بود. او همچنین بنیان‌گذار و رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهش امام خمینی، نماینده منتخب مردم استان خراسان رضوی در مجلس خبرگان رهبری، عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، رئیس سابق شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت و یکی از استادان حوزهٔ علمیهٔ قم بود. مصباح به عنوان استاد اخلاق و پدر معنوی جبهه پایداری شناخته می‌شد. با توجه به تفکرات و سخنرانی‌های مصباح یزدی، برخی او را روحانی تندرو[۱۱] و همچنین از مروجان خشونت برای حذف مخالفین در جمهوری اسلامی می‌دانند.[۱۲][۱۳][۱۴]

    وی از منظر دینی به دلیل نوشتارهایش در زمینه تفسیر موضوعی قرآن، و فلسفه اسلامی - به ویژه یکی از کتاب‌های درسی حوزه تحت عنوان «آموزش فلسفه» که به زبان‌های عربی، انگلیسی و غیره نیز ترجمه شده‌است.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸] استاد فلسفه و تفسیر خوانده می‌شد. مصباح که از دوره دوم مجلس خبرگان رهبری نماینده استان تهران در آن بود، در انتخابات دور پنجم در سال ۱۳۹۴ موفق به کسب رای کافی نشد و از انتخاب مجدد برای ورود به این مجلس بازماند.[۱۹][۲۰][۲۱] او در انتخابات میان‌دوره‌ای خبرگان در اسفند ۱۳۹۸ از حوزه استان خراسان رضوی نامزد شد و توانست به عنوان نماینده منتخب مردم خراسان رضوی به مجلس خبرگان راه یابد، با این حال پیش از تحلیف برای نمایندگی خبرگان پنجم، درگذشت.

    اوایل زندگی و تحصیلات

    او ۱۱ بهمن ۱۳۱۳ در یزد به دنیا آمد. مجتبی مصباح یزدی، فرزند دومش گفته بود که «مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بوده که قرآن متولد شده»[۲۲] و مفسر خواب به آنان می‌گوید که «فرزندی که متولد می‌شود پسر است و بشارت باد که او عالم و حامی قرآن خواهد بود».[۲۳]

    تحصیلات ابتدایی خود را در هفت سالگی آغاز کرد. سپس وارد حوزهٔ علمیهٔ یزد شد و دورهٔ مقدمات و سطح را همان‌جا به اتمام رساند، سپس در سال ۱۳۷۱ ه‍.ق عازم نجف شد، و پس از یک سال برای ادامهٔ تحصیل به قم هجرت کرد و حدود ۸ سال به‌طور مداوم در درس فقه حسین طباطبایی بروجردی شرکت کرد. وی در سن ۲۵ سالگی به درجهٔ اجتهاد رسید؛[۲۴] اما با این حال تا ۸ سال در دروس فقه و اصول روح‌الله خمینی و تا ۱۵ سال در درس فقه محمد تقی بهجت و تا ۲ سال در درس محمد علی اراکی شرکت می‌کرد. وی از شاگردان درس تفسیر و فلسفهٔ محمدحسین طباطبایی نیز به‌شمار می‌رود و با پایه‌گذاری مدرسه حقانی توسط علی قدوسی و محمد حسینی بهشتی استاد و عضو هیئت مدیره این مدرسه می‌شود.[۲۵] اما بعدها به دلیل اختلافات شدیدش با علی شریعتی از این سمت کناره گرفته و به مؤسسه «در راه حق» می‌پیوندد[۲۶]

    فعالیت‌های فرهنگی

    پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ او در تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و در جهت تحول و بازسازی نظام حوزه نقش فعالی ایفا کرد. او بنیاد علمی پژوهشی باقرالعلوم و سپس مؤسسهٔ آموزشی پژوهشی امام خمینی را در قم پایه‌گذاری کرد. وی هم‌اکنون رئیس مؤسسهٔ علمی پژوهشی امام خمینی و همچنین رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت و عضو جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم می‌باشد.

    فعالیت‌های سیاسی

    در سال ۴۸ جلسه‌ای در حضور علی خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و مصباح یزدی در منزل قدوسی برگزار می‌شود و از مصباح یزدی خواسته‌می‌شود که به انقلابیون بپیوندد، اما او مخالف می‌کند. هاشمی رفسنجانی در این مورد می‌گوید که مصباح یزدی ضمن حرام دانستن مبارزه، اعلام داشته که می‌خواهد به کار علمی و فرهنگی بپردازد. شخص مصباح یزدی می‌گوید که به علت عدم شناخت از مخالفان، در این جلسه اعلام کرده است که با آنها همکاری نمی‌کند.[۲۷][۲۸]

    او در دوران انقلاب هرگز توسط ساواک دستگیر یا زندانی نشد. علی خامنه‌ای در خاطراتش گفت که او «تا آخرش هم لحمدلِلَّٰه گیر نیفتاد، از بس که ایشان آرام و با ملاحظه کار می‌کرد.».[۲۹]

    مصباح یزدی در در دوران خمینی چندان فعالیت رشد نیافت و رابطه او با خامنه‌ای نیز تا زمان رهبر شدن وی تیره و تار بود. محسن کدیور در تحقیقی که دربارهٔ رهبر شدن خامنه‌ای نوشته، نقل کرده‌است که مصباح یزدی خرداد سال ۶۸ در جلسه‌ای در قم گفته بود خامنه‌ای «حتی یک صفحهٔ رسائل را بدون اعراب نمی‌تواند از رو بخواند». اما پس از به قدرت رسیدن خامنه‌ای، مصباح یزدی شروع به ستایش وی کرد و نقش سیاسی او نیز در جمهوری اسلامی پر رنگ شد.[۳۰][۲۲] مصباح یزدی در واکنش به رویدادهای پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ گفت: «سلسله جنبان این قضایا هر که بود درصدد حذف ولایت فقیه از نظام سیاسی کشور بود.» وی «ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت» دانسته و گفت: «دشمنان می‌خواستند یا این رکن اساسی را حذف یا تضعیف و کمرنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر نمودند».[۳۱] او همچنین در ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی در قم این‌گونه استدلال کرد که وقتی رئیس‌جمهوری از جانب رهبری نصب و تأیید می‌شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می‌شود و لذا «وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز مثل اطاعت از خداست.»[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸] وی همچنین از رهبران جبهه پایداری انقلاب اسلامی است که طی سال‌های اخیر به عنوان یک گروه سیاسی ظهور و بروز کرده‌است. مؤسسه مطالعاتی امریکن اینترپرایز نیز در تحلیلی اظهار داشت که محمد تقی مصباح یزدی و عزیز خوشوقت از نزدیکان سید علی خامنه‌ای هستند.

    در زمان دولت یازدهم ایران، مصباح از مخالفان این دولت محسوب می‌شد و از برنامه انفرادی خود و اعضای جبهه پایداری برای در دست‌گرفتن اکثریت اعضای دوره دهم مجلس شورای اسلامی صحبت کرده‌است. وی در جلسات خود با نمایندگان دوره نهم مجلس شورای اسلامی که عضو جبهه پایداری هستند، از سعید جلیلی و باقری لنکرانی، به عنوان بهترین گزینه‌ها برای در دست گرفتن ریاست دوره نهم مجلس شورای اسلامی سخن گفته‌است.

    مصباح که از دور دوم مجلس خبرگان رهبری نمایندگی استان تهران در آن را برعهده داشته‌است از کسب آرای کافی برای انتخاب مجدد در انتخابات ۷ اسفند ۱۳۹۴ بازماند. وی نوزدهم شد و نتوانست در بین شانزده نماینده منتخب جای بگیرد. بسیاری از شاگردان و نزدیکان او نیز در انتخاب شدن ناکام ماندند.[۳۹] در ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، سید علی خامنه ای، رهبر ایران که پیش از انتخابات نیز دربارهٔ برنامه‌ریزی برای حذف برخی چهره‌ها از مجلس خبرگان هشدار داده بود، در حمایتی آشکار از رأی نیاوردن محمد یزدی و محمدتقی مصباح ابراز نارضایتی کرده و نبودن آن‌ها در مجلس خبرگان پنجم را مایهٔ خسارت دانست.[۴۰]

    تقی مصباح در انتخابات میاندوره‌ای خبرگان در اسفند ۱۳۹۸ از حوزه استان خراسان رضوی نامزد شد و توانست به عنوان نماینده منتخب این استان به مجلس خبرگان راه یابد اما قبل از مراسم تحلیف و پیوستن رسمی به این مجلس درگذشت.

    دیدگاه‌ها و کنش‌های سیاسی

    مصباح یزدی از حامیان اسلام بنیادگرایانه و طیف اصولگرا بود. او علی‌رغم باور به ریشه‌داشتن اصلاح‌طلبی در «نظام ارزشی اسلام»،[۴۱] از مخالفان جدی جریان اصلاح‌طلبی رایج در ایران بود، چنان‌که در حسینیه شهدای قم اصلاح‌طلبان را «احیاکنندگان سنت کفار ۲۵۰۰ سال پیش ایران» نامید.[۴۱] وی همچنین اصلاح‌طلبی با معیارهای مطرح شده از سوی رهبر جمهوری اسلامی را، مطلوب دانسته و بیان کرد که «این اصلاح‌طلبی را می‌خواهیم».[۴۱]

    به نوشته رادیو فردا مصباح یزدی یکی از فقیهان متنفذ، لجوج، متعصب، قدرتمند و پابوس خامنه‌ای بود.[۲۲] او به دلیل سخنرانی‌هایش در دفاع از قتل و خشونت اسلامی و تقدیس آن، به «تئوریسین خشونت» معروف شد.[۴۲][۴۳] وی یکی از صادر کنندگان فتوای قتل نویسندگان و روشن‌فکران… در جریان قتل‌های زنجیره‌ای ایران بود.[۲۲] همچنین در جریان قتل‌های محفلی کرمان یکی از متهمان گفته بود که زیر تأثیر سخنان مصباح یزدی، خودش وارد عمل شده و بر اساس ظن خودش به کشتن شماری از شهروندان و مرتدان پرداخته‌است.

    برخی از شخصیت‌ها و منابع، از او به عنوان شخصیتی افراطی، دشمن دموکراسی،[۴۴] «پدر معنوی» بسیاری از جریان‌های تندروی داخل حاکمیت ایران،[۴۵] (از جمله، جبهه پایداری انقلاب اسلامی[۴۶]) و اثرگذار بر گروه‌های سیاسی تندروی[۴۷] پشتیبان سید علی خامنه‌ای[۴۸] یاد کرده‌اند.

    وی موضع‌گیری‌های تندی دربارهٔ علوم انسانی داشته و خواهان اسلامی شدن آن‌ها بود. در میانه دهه ۷۰ خورشیدی، تنها حوزوی مورد اعتماد خامنه‌ای بود که مأموریت «تقویت» مبانی اعتقادی و سیاسی دانشجویانطلبههای) بسیجی و نیز برخی از بازیگران جوان را بر عهده گرفت و در یک دورهٔ ۲۰ ساله توانست ۶۰ هزار نیرو را آموزش دهد که برخی از آن‌ها جزو مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.[۴۹]

    قرارگاه عمار یک قرارگاه بود که برای سرکوب اعتراضات سراسری سال ۱۳۸۸ تأسیس شد و محمدتقی مصباح یزدی در راه‌اندازی آن، نقش داشت.[۵۰]

    وی مخالفت با ولایت فقیه و خامنه‌ای را شرک می‌پنداشت.[۵۱]

    ارهاب و خشونت

    سال ۵۴ مصباح یزدی در مدرسه حقانی با وارد کردن انتقادات تندی به علی شریعتی اعلام می‌کند که باید با او برخوردی متناسب با منکر ضروریات دین شود. در همان زمان، سید محمد بهشتی با واکنش تندی به این درخواست مصباح می‌گوید «اگر قرار باشد فکر هر کسی را نپسندیم فرمان قتل آن را دهیم ربطی به اسلام ندارد.»[۵۲] همچنین بهشتی اعلام می‌کند که «من مکرر به جناب آقای مصباح هم گفته‌ام. گفته‌ام دوست عزیز، چرا این بحث‌هایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد، باید این‌طور مطرح شود؟ … بحث من در اینجا بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است. به ایشان هم در این ۱۰، ۱۵روز قبل عرض کردم. گفتم آقا! بحث، بحث روش تربیتی مدرسه است… شما طلاب مدرسه نمی‌توانید با این اسلوب بار بیایید وگرنه لااقل بنده نمی‌توانم در چنین مدرسه‌ای ذره‌ای در کارها سهیم باشم. مدرسه‌ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج، پرخاشگر بیجا و متعصب تربیت کند، نتوانند با هم دو کلمه حرف بزنند، چه ارزشی دارد؟ در این صورت چه خدمتی به اسلام و به حق کرده‌اند؟ به چه انگیزه‌ای؟ … اگر قرار است در روحانیت کسی به‌عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس‌خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود، لااقل من که یکی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به‌عنوان کارشناس صاحب‌نظر این فن می‌گویم این «اتمام حجت» های شما خطرناک است. «اتمام حجت» چیست؟! می‌گویم این، تمام رشته‌های این ۳۰، ۴۰ سال را پنبه می‌کند.»[۵۳]

    مصباح یزدی، در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران در خرداد سال ۷۸ می‌گوید: «مردم اگر با دلایل قطعی برای شان ثابت شود که توطئه علیه نظام در کار است و می‌خواهند نظام را براندازند، دیگران به هر دلیلی توجه ندارند یا صلاح خودشان نمی‌دانند، اگر مردم قطع پیدا کردند، خودشان باید اقدام کنند. این هم از مواردی است که تمسک به خشونت جایز است.»[۵۴][۵۵] همچنین او در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران در تاریخ ۱۵/۵/۷۸ می‌گوید: «ما در قرآن دستور ارهاب داریم و افرادی که با ادبیات عرب آشنا هستند بروند معادل ارهاب را پیدا کنند. حالا اگر من الان بگویم معنایش چیست فردا روزنامه‌ها تیتر می‌کنند که فلانی طرفدار تروریسم است.»[۵۶][۱۴] این سخنان باعث شد که برخی مصباح یزدی را از مروجان و نظریه‌پردازان خشونت برای حذف مخالفان در ایران بنامند. همچنین برخی تفسیر مصباح‌یزدی از «ترهبون» که معادل «ترور» مخالفان گرفته شده‌است را اشتباه می‌دانستند.[۱۴][۵۷] اکبر گنجی، در کتاب‌هایی که در مورد شیوهٔ قتل‌های زنجیره‌ای انتشار داد، محمدتقی مصباح یزدی را صادرکنندهٔ فتوای قتل‌ها یا همان، «مراد عالیجنابان خاکستری» خواند.[۵۸]

    مصباح یزدی دهه هشتاد در سخنان خود در یکی از مساجد کرمان می‌گوید که «اگر کسی خلاف شرعی مرتکب شود مؤمنان وظیفه دارند به او تذکر دهند، در مرحله بعد وظیفه دارند که به پلیس معرفی اش کنند، و اگر بعد از چند بار به این نتیجه رسیدند که پلیس و دستگاه قضایی نیز این افراد را مجازات نمی‌کنند، خودشان می‌توانند دست به کار شده و خاطیان را به سزای اعمال خود برسانند.» تحت تأثیر این گفته‌ها، در خلال قتل‌های محفلی کرمان، چند نفر از بسیجیان کرمانی، پنج نفر از شهروندان کرمانی را که به ظن شان گناه‌کار بودند را به شکل فجیعی به قتل رساندند. مصباح یزدی با فرستادن نامه‌ای به دادگاه صدور فتوا را تکذیب نمود. اما گفت تمام سخنانش در کرمان «استنساخ از منابع معتبر فقهی بوده‌است.»[۵۹]

    حمایت و تعریف از علی خامنه‌ای

    او بارها چندین بار از علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی تعریف و تمجید کرده‌است. او در آذر ۱۳۹۳ گفت: رهبر جمهوری اسلامی (سیدعلی خامنه‌ای) فراتر از لیاقت مردم ایران است.[۶۰] روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله‌ای با تیتر «دفاع بد چرا؟» اظهارات محمدتقی مصباح یزدی را «دفاع بد از رهبری» با «بی مهری به مردم» توصیف کرد و نوشت: سخنان مصباح یزدی «یکی از مصادیق بارز فعالیت برای تضعیف ولایت است.».[۶۱] در بهمن سال ۷۲ مصباح یزدی در گفت‌وگویی ده‌ها صفت در ستایش خامنه‌ای به کار برد و آخر هم گفت: «حقش را نمی‌توانم ادا کنم.»[۲۲] او حتی معتقد بود که مخالفت با ولی امر مسلمین یعنی علی خامنه‌ای «به نوعی شرک است» و این مخالفت را مخالفت با خدا و اهل بیت می‌دانست.[۶۲] او در دیداری با علی خامنه ای سعی کرده بود که پای او را ببوسد که به «پابوس خامنه‌ای» مشهور شد. مرداد ۱۳۹۹، وقتی یکی از مسئولان دفتر خامنه‌ای به دیدار او رفت، مصباح گفت «خیلی دوست داشتم پای» خامنه‌ای را ببوسم ولی موفق نشدم و خواست که به نیابت از او پای خامنه‌ای بوسیده شود.[۲۲]

    به‌روایت هاشمی رفسنجانی، رابطه مصباح یزدی و خامنه‌ای پیش از انقلاب ۵۷ چندان خوب نبود و از سال ۴۸ تا ۵۷ به دلیل اختلاف‌نظر آن‌ها دربارهٔ فعالیت‌های سیاسی، با هم قهر کردند و خامنه‌ای «یک کلمه» هم با مصباح یزدی حرف نزد و روابط آنان تا رهبر شدن علی خامنه ای تیره بود. محسن کدیور در تحقیقی که دربارهٔ رهبر شدن خامنه‌ای نوشته، نقل کرد که مصباح یزدی خرداد سال ۶۸ در جلسه‌ای در قم گفته بود خامنه‌ای «حتی یک صفحهٔ رسائل را بدون اعراب نمی‌تواند از رو بخواند».[۲۲]

    حمایت از محمود احمدی‌نژاد

    مصباح یزدی از حامیان اصلی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات سال ۸۴ بود و از او در مقابل دیگر جریان‌های سیاسی دفاع می‌کرد.[۶۳] پس از پیروزی احمدی‌نژاد او دربارهٔ وی گفت: «آیندگان به این نتیجه خواهند رسید که انتخاب، مشحون به کرامات و معجزات بود و ازاین‌رو توفیق شکر این نعمت را از خداوند خواستاریم. عنایات حضرت ولی‌عصر (عج) یار ملت ایران بود که به چنین موفقیتی دست یافت.»[۶۴] وی همچنین در سخنانی گفت که در خواب «یکی از علمای اهواز ندا آمده که برخیز و برای احمدی‌نژاد دعا کن، زیرا امام زمان نیز در حال دعا برای رای آوردن احمدی‌نژاد است.».[۶۳] او گفته بود که «احمدی‌نژاد ذخیره خداوند برای امروز ماست» و «وجود مقدس ولی‌عصر برای احمدی‌نژاد دعا می‌کنند».[۲۳] مصباح یزدی در ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی در قم این‌گونه استدلال کرد که وقتی رئیس‌جمهوری از جانب رهبری نصب و تأیید می‌شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می‌شود و لذا «وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز مثل اطاعت از خداست.»[۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱]

    پس از آنکه احمدی‌نژاد اسفندیار رحیم مشایی را علی‌رغم مخالفت علی خامنه ای انتخاب کرد، روابط مصباح با او به تیرگی رفت. نزدیکان مصباح یزدی مشایی را «غیرخودی»، «بودار» و عامل یا مأمور انحراف احمدی‌نژاد می‌دانستند که اهل «هیپنوتیزم، مرتاضین و طلسم» است، به‌روایت شاگردان مصباح یزدی، او یک بار برای حل مشکل به منزل احمدی‌نژاد رفت و «سه ساعت» با احمدی‌نژاد حرف زد ولی فایده نداشت. او حمایت از احمدی‌نژاد را حرام خواند و حتی حلقه اطراف او را «فراماسون» توصیف کرد.[۲۲] مصباح یزدی در هفته‌نامه شما وابسته به حزب موتلفه اسلامی گفت که بیش از ۹۰ درصد احتمال می‌دهد که احمدی‌نژاد را شخصی (مشایی) سحر کرده باشد.[۷۲][۷۳] وی بعداً نیز اعلام کرد که «اقدامات احمدی‌نژاد را تأیید نمی‌کنم و در او یک حالت انحرافی می‌بینم.»[۷۴]

    شهادت به نفع باقری لنکرانی

    در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۹۲ به دنبال نام‌نویسی کامران باقری لنکرانی برای نامزدی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مصباح یزدی در اظهار نظری گفت: «بینی و بین الله شهادت می‌دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلحتر از آقای لنکرانی نمی‌شناسم حتی یک مورد خلاف شرع و خلاف قانون از او مشاهده نشده و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی در کارنامه ۸۰ ساله من باشد.»

    وی با اشاره به شناخت دیرینه خود از باقری لنکرانی گفت: «من از شش تا هفت سال پیش فکرش را کردم و به این نکته رسیده بودم و به کسی اعلام نکرده بودم و مطمئنم همه حوادث عالم در اراده من سر سوزنی اثر نداشته‌است.»[۷۵][۷۶]

    اما به دنبال انصراف باقری لنکرانی از نامزدی درست قبل از اعلام احراز صلاحیت کاندیدا ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان، مصباح یزدی در مورد سعید جلیلی اظهار داشت که علی خامنه‌ای «به‌دلیل نبوغ ذاتی و بیش از سی سال حضور در مدیریت کلان نظام اسلامی، بسیاری از مسائل نظام را بهتر از دیگران درک» می‌کند و خامنه‌ای «بر چند مسئله از جمله استکبار ستیزی و حفظ عزت اسلامی تأکید» کرده‌است. او در ادامه گفت که «سعید جلیلی در اصول و مبانی ضعف ندارد و در مواردی مانند پایبندی به دین، عشق به ولایت، جدیت در اجرای احکام و اهتمام به ارزشهای اسلامی، بیش از حد نصاب را دارد.»[۷۷]

    نعمت دانستن جمهوری اسلامی

    در ۹ دی ۱۳۹۸ او جمهوری اسلامی را «بزرگترین نعمت خدا» توصیف کرد و گفت «این گرانی‌ها و بیکاری‌ها یک امتحان الهی بوده» است.[۷۸]

    دیدگاه‌های مذهبی

    دموکراسی و ولایت فقیه

    مصباح از منتقدان جمهوریت بود و به رأی گذاشتن نظام توسط روح‌الله خمینی را به معنای اعتقاد او به جمهوریت و حاکمیت رأی مردم نمی‌دانست. او در سخنانی گفت: «مردم، ناصر (کمک‌کننده) ولی فقیه هستند، نه ناصب (منصوب‌کننده) و مشرع (مشروعیت دهنده) او». از دیدگاه وی فقها در دوران غیبت نایب عام حجت بن الحسن (مهدی موعود به اعتقاد اهل تشیع دوازده‌امامی) حاکم هستند و نتیجتاً انتخاب حاکم توسط مردم فاقد اعتبار است.[۷۹][۸۰][۸۱] این اظهارات وی مورد مخالفت بسیاری حتی بخشی از جناح راست و اصولگرا قرار گرفت، چنان‌که روزنامه جمهوری اسلامی در جریان انتخابات شوراها در سال ۱۳۸۵ با موضع‌گیری در برابر مصباح یزدی، مواضع وی در باب ولایت فقیه را متفاوت با نظرات رهبری دانست و در مقاله‌ای با عنوان «مخالفت رهبری با عملکرد مصباح یزدی» نوشت: «احدی از آحاد ملت حق ندارد از رهبری جلو بیفتد، آیا رهبری از عملکرد و موضع‌گیری‌های شما راضی است؟ ما قرائتی داریم که نه، شما اگر دلیلی بر رضایت ایشان از عملکرد خودتان دارید، ذکر فرمایید، البته اینکه ایشان به مؤسسه شما کمک مالی بکنند یا شما در دفتر ایشان سخنرانی کنید دلیل نمی‌شود».[۸۲] مصباح یزدی بارها تأکید کرده که ملاک دانستن رأی مردم خلاف احکام اسلامی است. او گفت: «متأسفانه برخی باورشان این نیست که حکم اسلامی مقدم بر رأی مردم است.»[۸۳]

    بنا به اعتقاد وی ضدیّت با ولایت فقیه به معنی شرک به خداست.[۸۴]

    انکار حقوق شهروندی برابر

    وی معتقد بود نباید به بهانه حقوق شهروندی منکر فرق میان پیروان ادیان مختلف شد. به گفته وی «نباید با بهانه حقوق شهروندی بگوییم بهایی، یهودی و مسلمان هیچ فرقی با هم ندارند چون احکام ذمه در اسلام برای چنین مواردی بیان شده‌است. غرب از آزادی بتی ساخته که باید آن را شکست و قدم در راه صحیح گذاشت.» وی نه تنها برای غیر مسلمانان حقوق شهروندی برابر قائل نبود، که اهل سنت را نیز معتقدان به «دین ناحق» می‌دانست. وی با بیان این که مسلمانان به‌طور یکسان از نعمت دین بهره‌مند نیستند خواستار ترویج کتاب‌های شیعه در بین اهل تسنن شد تا «کسانی که تعصب کمتری دارند، زودتر به دین حق دست پیدا کنند.» مصباح یزدی همچنین از تدوین منشور حقوق شهروندی توسط حسن روحانی انتقاد کرد، زیرا به زعم او در این منشور «بهائی و مسلمان، انقلابی و ضدانقلاب برابرند.»[۸۳]

    منظور از «اهل ذمه» غیرمسلمانان اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) هستند که از میان سه گزینه «پذیرش اسلام، جنگ یا التزام به شرایط ذمه» راه سوم را انتخاب کرده‌اند و به دولت اسلامی جزیه می‌پردازند.[۸۵]

    ارتداد و مجازات قتل

    مصباح در سخنرانی‌های خود بارها صراحتاً از اجرای حکم اعدام برای افرادی که مرتد شده‌اند دفاع کرده‌ بود، چنان‌که یکبار خواستار حکم اعدام برای هاشم آغاجری به اتهام اهانت به امامان شیعه و مراجع تقلید شیعه و همچنین اهانت به محمد شد.[۸۶] همچنین احمد قابل در نامه‌ای به علی خامنه‌ای، ضمن اشاره به اصرار و شهادت مصباح یزدی، مبنی بر کفرآمیز بودن مطالب و مرتد بودن حبیب‌الله آشوری به جرم انتشار کتاب «توحید» که منجر به اعدام وی شد، از وی انتقاد کرد.[۸۷]

    وجود امدادهای غیبی در جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله لبنان با اسرائیل

    مصباح یزدی اظهار کرده‌ بود: در جنگ ۳۳ روزه اتفاقاتی افتاد که جز به صورت امداد غیبی قابل تفسیر نیست، من از شخص سید حسن نصرالله شنیدم که گفت اسرائیلی‌ها به نیروهای حزب‌الله حمله می‌کردند، ولی پس از عقب‌نشینی نیروهای حزب‌الله نیروهای اسرائیلی پیشروی نمی‌کردند، دلیل را که از سربازان اسرائیلی جویا شدند، آن‌ها گفتند که مردانی با لباس‌های سفید با شمشیر با ما می‌جنگند. وی اضافه کرد: سربازان اسرائیلی قضیه جنگیدن مردانی با لباس‌های سفید به همراه شمشیر را در مصاحبه با شبکه‌های اسرائیلی گفتند و در جنگ ۳۳ روزه داستان‌های عجیبی اتفاق افتاد که مصادیق امداد غیبی زنده شد.[۸۸]

    واکنش نسبت به سخنان حسن روحانی

    مصباح یزدی در خرداد ۱۳۹۳ در سالروز مرگ خمینی در جمع اعضای کاروان پیادهٔ عازم حرم وی در واکنش به سخنان حسن روحانی که گفته بود برخی دچار توهم هستند و مدام غصه دین مردم را می‌خورند در حالی که نه دین را می‌شناسند و نه آخرت را، گفت که «جدایی دین از سیاست و بیان این مطلب که دین وظیفه روحانیت است، نه دولت، همان شعار جبهه ملی است که متأسفانه امروز از سوی برخی مسئولین عمامه به سر مطرح می‌شود.»[۸۹]

    در پی سخنان مصباح یزدی، علی مطهری و سید مهدی طباطبایی از وی انتقاد کردند. سید مهدی طباطبایی در واکنش به سخنان وی گفت که «مصباح بهتر است به درس و بحث و کار علمی» بپردازد.[۹۰] علی مطهری نیز در پاسخ به وی گفت که چرا در زمان احمدی‌نژاد «فقط گاهی به اشاراتی اکتفا می‌کردید؟»[۹۱]

    مرگ

    محمدتقی مصباح یزدی چند روز پس از بستری شدن در بیمارستان و درپی مشکلات حاد گوارشی، در عصر جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۳۹۹ درگذشت.[۱۰][۹۲]

    کتاب‌شناسی

    وی دارای تألیفات و آثار متعددی در زمینه‌های فلسفهٔ اسلامی، الهیات، اخلاق و عقاید می‌باشد؛ از جمله[نیازمند منبع]:

    شاگردان

    وی در طول سالیان تدریس خود تعداد بسیاری از شاگردان را تربیت کرده‌است که اکثر آنان هم‌اکنون از استادان حوزه و دانشگاه هستند از جمله:[۹۳]

    جستارهای وابسته

    پانویس

    منابع

    پیوند به بیرون

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    در مورد مصباح یزدی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

    زندگینامه

    محمد تقی مصباح یزدی در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی در شهر کویری یزد دیده به جهان گشود. وی تحصیلات مقدماتی حوزوی را در یزد به پایان رساند و برای تحصیلات تکمیلی علوم اسلامی عازم نجف شد. از سال ۱۳۳۱ تا سال ۱۳۳۹ ه. ش. در دروس امام راحل (ره) شرکت و در همین زمان، در درس تفسیر قرآن، شفای ابن سینا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبایی (رحمه الله) کسب فیض کرد.

    ایشان در تاریخ-۱۲دی ماه- ۱۳۹۹ و پس از تحمل یک دوره رنج بیماری دار فانی را وداع گفتند.

    دوران جوانی و مبارزات انقلابی

     وی حدود پانزده سال در درس فقه آیت الله بهجت (ره) شرکت داشت. بعد از آن که دوره درسی ایشان با امام (ره) به علت تبعید حضرت امام قطع شد، به تحقیق در مباحث اجتماعی اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حکومت اسلامی، پرداخت.

    وی در مقابله با رژیم پهلوی نیز حضور داشت که از آن جمله، همکاری با شهید بهشتی، شهید باهنر و مرحوم هاشمی رفسنجانی است و در این بین، در انتشار دو نشریه با نام های "بعثت" و "انتقام" نقش داشت.

    فعالیت‌های علمی فرهنگی

    پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران او در تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و در جهت تحول و بازسازی نظام حوزه نقش فعالی ایفا کرد. او بنیاد علمی پژوهشی باقرالعلوم و سپس مؤسسهٔ آموزشی پژوهشی امام خمینی را در قم پایه‌گذاری کرد. وی هم‌اکنون رئیس مؤسسهٔ علمی پژوهشی امام خمینی و همچنین رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  است.

    انتخابات مجلس شورای اسلامی دهم

    در زمان دولت یازدهم ایران، مصباح از مخالفان این دولت محسوب می‌شد و از برنامه انفرادی خود و اعضای جبهه پایداری برای در دست‌گرفتن اکثریت اعضای دوره دهم مجلس شورای اسلامی صحبت کرده‌است. وی در جلسات خود با نمایندگان دوره نهم مجلس شورای اسلامی که عضو جبهه پایداری هستند، از سعید جلیلی و باقری لنکرانی، به عنوان بهترین گزینه‌ها برای در دست گرفتن ریاست دوره نهم مجلس شورای اسلامی سخن گفته‌است.

     			 				 					وظیفه اهل سیاست توجه به آخرت مردم نیست

    مسئولیت ها

    مصباح یزدی هم اکنون ریاست مؤسّسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله) را از جانب رهبر انقلاب برعهده دارد. ایشان در سال ۱۳۶۹ به عنوان نماینده دومین دوره مجلس خبرگان رهبری از استان خوزستان، و پس از آن نیز در دوره‌های سوم و چهارم این مجلس از سوی مردم تهران به نمایندگی برگزیده شد.

    آثار و تألیفات

    او دارای تألیفات و آثار متعددی در زمینه های فلسفه اسلامی، الهیّات، اخلاق و عقاید است که از جمله این آثار می توان به آذرخشی دیگر از آسمان کربلا ، آزادی؛ ناگفته‌ها و نکته‌ها ، آفتاب مطهر، آفتاب ولایت‏،  
    آموزش عقاید، آموزش فلسفه جلد ۱، آموزش فلسفه جلد ۲، آیین پرواز، اخلاق اسلامی، اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد اول، اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد دوم، اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد سوم، اصلاحات، ریشه‏‌ها و تیشه‏‌ها‏‏‏‏، انسان‌سازی در قرآن (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن ۷)، انسان‌شناسی (معارف قرآن ۳)، انسان‌شناسی در قرآن (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن ۳)، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ ایدئولوژی تطبیقی و ...  اشاره کرد.

    درس ها

    آیت الله مصباح یزدی در سال های گذشته کلاس درس های مختلفی را در شهر قم برای طلاب حوزه علمیه و سایر پژوهشگران موضوعات دینی برگزار کرده است که از جمله آنها می توان به شرح دعای مکارم الاخلاق؛ درس‌های اخلاق، موانع التزام به ایمان، درس‌های اخلاق، اخلاق و سیاست، شرح رویش، تا ملاقات خدا و ... اشاره کرد.

    مواضع

    مصباح یزدی معتقد است که زمامدار صالح باید ذهن مردم را نسبت به آنچه از اسلام نمی‌دانند هوشیار کرده و به آن‌ها آموزش دهد؛ البته در هر زمانی نیز نیاز‌های مردم مختلف است؛ در هر صورت باید بدانیم که مخالفت با، ولی امر مسلمین به نوعی شرک است.

    وی با برشماری ارکان مهمی که حوزه را در تراز انقلاب اسلامی نگاه می‌دارد، معتقد است: سه رکن مهم در رابطه با حوزه تراز انقلاب اسلامی وجود دارد. اولین رکن، شناخت صحیح نسبت به اسلام است. هم اینکه چه موضوعاتی را باید دانست و هم اینکه چطور باید آن‌ها را فراگرفت. امروز سوالات در جامعه فراوان است، اما پاسخ‌ها به اندازه کافی نیست. همه ما نیز می‌دانیم که با چنین وضعی جامعه اصلاح نخواهد شد.

    مصباح یزدی اظهار می کند که دومین رکن، عامل درونی برای عمل است. صرف دانستن، دردی را دوا نمی‌کند بلکه باید آنچه را آموخته ایم به کار گیریم و سومین رکن، بصریت اجتماعی است. اگر درک اجتماعی و شناخت مسائل روز و حیله‌های دشمنان را به خوبی بشناسیم و هر سه رکن را در حوزه علمیه پیاده کنیم، در برابر خداوند متعال رو سفید خواهیم بود وگرنه به هیچ وجه نخواهیم توانست پاسخگوی خون‌هایی باشیم که در راه این هدف ریخته شده است.

    بیماری و مرگ

    ایشان در تاریخ-۱۲دی ماه- ۱۳۹۹ و پس از تحمل یک دوره رنج بیماری دار فانی را وداع گفتند.

    منبع مطلب : www.tabnak.ir

    مدیر محترم سایت www.tabnak.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آیت الله مصباح یزدی به لقاء الله پیوست؛ پیام های تسلیت | خبرگزاری بین المللی شفقنا

    آیت الله مصباح یزدی به لقاء الله پیوست؛ پیام های تسلیت | خبرگزاری بین المللی شفقنا

    حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با صدور پیامی، درگذشت آیت الله مصباح یزدی را تسلیت گفتند.

    به گزارش شفقنا، متن پیام مرجع تقلید شیعیان به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خبر رحلت عالم ربانی، مجاهد خستگی ناپذیر حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمدتقی مصباح موجب تأثر و تاسف گردید. عالمی فرزانه، فاضل و با تقوا که همواره از نظام اسلامی دفاع نمود. شاگردان فاضلی تربیت کرد و سخنرانی های بسیار سودمندی داشت و زندگی او سراسر خدمت به اسلام و مکتب اهل بیت(ع) بود.

    اینجانب این ضایعه‌ی بزرگ را به حوزه های علمیه، شاگردان و خصوصاً بیت مکرم ایشان تسلیت عرض می کنم و علو درجات او را از خداوند مسألت نموده و برای تمامی وابستگان ایشان صبر و اجر فراوان خواهانم.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    قم ـ ناصر مکارم شیرازی

    ۱۳ / ۱۰ / ۱۳۹۹

    حضرت آیت الله سبحانی: آیت الله مصباح یزدی در علوم عقلی و معارف اسلامی آثار ارزنده ای دارد

    منبع مطلب : fa.shafaqna.com

    مدیر محترم سایت fa.shafaqna.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید