توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    آرایه های ادبی درس ششم فارسی هفتم

    1 بازدید

    آرایه های ادبی درس ششم فارسی هفتم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    فارسی : درس ششم ، علم زندگانی

    فارسی : درس ششم ، علم زندگانی

    کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز                     به جرئت کرد روزی بال و پر باز

    قافیه : پرواز - باز

    1 جمله

    آرایه ادبی :

    مراعات نظیر : کبوتر ، پرواز ، بال ، پر

    تشخیص : جرئت داشتن را به جوجه کبوتر نسبت داده است . 

    روزی جوجه کبوتری به شوق پرواز با شهامت شروع به پرواز کرد .

    پرید از شاخکی بر شاخساری                   گذشت از بامکی بر جو کناری

    قافیه : شاخساری - کناری

    2 جمله

    نکته :
    شاخک یعنی شاخه ی کوچک     

    بامک یعنی بامِ کوچک

    شاخسار : قسمت بالای درخت که پُر شاخه باشد.

    از شاخه ی کوچکی به شاخه کوچک دیگری پرید و از کنار بام کوتاهی به کنار جوی آبی پرید

    نمودش بس که دور آن راه نزدیک        شدش گیتی به پیش چشم تاریک

    قافیه : نزدیک - تاریک

    2 جمله  

    نکته : شدش ضمیر « ش » در مرتب کردن پس از چشم قرار می گیرد ،

             یعنی چشمش .

    آن راه نزدیک از بس که به نظرش دور آمد دنیا پیش چشم او سیاه شد .

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه               ز رنج خستگی درماند در راه

    قافیه : ناگاه - راه

    2 جمله 

    آرایه ادبی :

    مراعات نظیر : سست ، رنج ، خستگی ، درماند

    ز ترس زیاد درجا سست و بی حال شد و از سختی خستگی در راه درمانده شد و نتوانست راه را ادامه دهد

    گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد                گه از تشویش سر در زیر پر کرد

    نه فکرش با قضا دمساز گشتن                  نه‌اش نیروی زآن ره بازگشتن

    نه گفتی کآن حوادث را چه نام است             نه راه لانه دانستی کدام ست

    نه چون هر شب حدیث آب و دانی               نه از خواب خوشی نام و نشانی

    فتاد از پای و کرد از عجز فریاد                 ز شاخی مادرش آواز در داد

    قافیه : فریاد - داد

    3 جمله 

    آرایه ادبی :

    فتاد از پای کنایه از ناتوانی خستگی

    از پا افتاد و ار ناتوانی فریاد کشید ، مادرش از شاخه ای صدایش زد

    کزین سان است رسم خودپسندی                چنین افتند مستان از بلندی

    بدن خردی نیاید از تو کاری                      به پشت عقل باید بردباری

    ترا پرواز بس زودست و دشوار                 ز نو کاران که خواهد کار بسیار ؟

    قافیه : دشوار - بسیار

    3 جمله

    مصراع دوم استفهام انکاری دارد . یعنی پرسشگر خود پاسخ پرسش

    را می داند اما به خاطر این که روی مسأله ای تأکید کند یا نسبت به

    رفتاری اعتراض کند جمله ی خبری خود را به صورت پرسشی مطرح

    می کند.

    برای تو پریدن بسیار زود و سخت است و هیچ کس از افراد بی تجربه و تازه کار انتظار کارهای بزرگ ندارد ؟

    بیاموزندت این جرئت مه و سال                 هَمَت نیرو فزایند، هم پر و بال

    هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است             هنوز از چرخ ، بیم دستبرد است

    هنوزت نیست پای برزن و بام                   هنوزت نوبت خواب است و آرام

    قافیه : بام - آرام

    3 جمله

    آرایه ادبی :

    تکرار : هنوز 

    هنوز قدرت رفتن به کوچه و پرواز به بر روی پشت بام نداری. اکنون وقت خوابیدن و استراحت توست.

    هنوزت انده بند و قفس نیست                    به جز بازیچه، طفلان را هوس نیست

    نگردد پخته کس با فکر خامی                    نپوید راه هستی را به گامی

    تو را توش هنر می باید اندوخت                 حدیث زندگی می باید آموخت

    قافیه : اندوخت - آموخت

    2 جمله 

    آرایه ادبی :

    توش ِ هنر اضافه ی تشبیهی . هنر به توشه و ذخیره تشبیه شده

                             است .

    تو باید هنر و فن و تجربه لازم را به دست بیاوری و راو و رسم زندگی کردن را یاد بگیری

    بباید هر دو پا محکم نهادن                       از آن پس، فکر بر پای ایستادن

    قافیه : نهادن - ایستادن

    2 جمله 

    آرایه ادبی :

    تکرار پا

    برپا ایستادن کنایه از استقلال ، به خود متکی بودن

    ابتدا باید دو پایت را محکم بر زمین بگذاری بعد از آن به فکر برپا ایستادن باشی و بخواهی به خودت متکی باشی

    پریدن بی پر تدبیر، مستی است                  جهان را گه بلندی، گاه پستی است

    به پستی در، دچار گیر و داریم                  به بالا، چنگ شاهین را شکاریم

    من این‌جا چون نگهبانم تو چون گنج            تو را آسودگی باید، مرا رنج

    قافیه : گنج - رنج

    4 جمله

    آرایه ادبی :

    من چون نگهبانم تشبیه من به نگهبان           

    تو چون گنج تو به گنج تشبیه شده .

    مراعات نظیر : گنج و نگهبان

    رنج ≠ آسودگی

    تکرار تو

    من اینجا مانند نگهبانی هستم و تو گنج هستی ، تو باید استراحت کنی و من سختی بکشم

    تو هم روزی روی زین خانه بیرون             ببینی سحربازیهای گردون

    از این آرامگه وقتی کنی یاد                     که آبش برده خاک و باد بنیاد

    نه‌ای تا زآشیان امن دلتنگ                     نه از چوبت گزند آید، نه از سنگ

    مرا در دام ها بسیار بستند                      ز بالم کودکان پرها شکستند

    قافیه : بستند - شکستند

    2 جمله

    بسیار اتفاق افتاده است که مرا اسیر کردند و کودکان پر و بالم را نیز شکسته اند .

    گه از دیوار سنگ آمد گه از در                گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

    قافیه : در - سر 

    4 جمله

    آرایه ادبی :

    مراعات نظیر دیوار ، در

    تکرار : گه

    گاه از سوی دیوار و گاه از در خانه به من سنگ پرتاب کردند.گاهی چنگال هایم و زمانی سرم زخمی شد

    نگشت آسایشم یک لحظه دمساز               گهی از گربه ترسیدم، گه از باز

    قافیه : دمساز - باز  

    3 جمله  

    آرایه ادبی :

    تشخیص : دمساز شدن با آسایش

    تکرار : گه

    استراحت یک لحظه بامن همدم نشد ، گاهی از گربه و گاهی هم از باز شکاری ترسیدم

    هجوم فتنه‌های آسمانی                          مرا آموخت علم زندگانی

    قافیه : آسمانی - زندگانی

    1 جمله

    آرایه ادبی :

    هجوم فتنه ، فتنه مرا آموخت ؟

    بلاهایی که از زمین و هوا به من هجوم می آورد و به من روش زندگی کردن را یاد داد .

     نگردد شاخک بی بن برومند    زتو سعی و عمل باید ز من پند 

    قافیه : برومند - پند

    3 جمله

    نهال کوچک بدون ریشه قوی نمی شود و ریشه نمی کند تو باید برای زندگی تلاش کنی و

    من با تجربه هایم تو را نصیحت می کنم .

     دانش های زبانی و ادبی :

    در درس های گذشته خواندیم  که بعضی جمله ها با نهاد


    و فعل خاص کامل می شوند .

    نهاد + فعل خاص

    بعضی جمله ها برای کامل شدن ، علاوه بر نهاد و فعل خاص

    به مفعول هم نیاز دارند .

    نهاد + مفعول + فعل خاص

    بعضی جمله ها  ، علاوه بر نهاد ، مفعول و فعل خاص به نقش

    دیگری بنام متمم نیاز دارند . متمم گروه اسمی است که پس از

    حرف اضافه می آید .

    نهاد + متمم + فعل خاص

    و یا :

    نهاد + مفعول + متمم + فعل خاص

    حروف اضافه عبارتند از :

    به ، با، از، بر، تا، در، اندر ، پیش ، پس ، برای ،

    بهر و از بهر ( در متن های کهن به کار می رفت  . ) ،

    بی ، بدون ، چون ( = مانند ) ، درباره ٔ، مانند ، جز ،

    مگر ( = جز )

    به جمله های زیر توجه کنید .

    می گویند :

     اسکندر   در      ســفــــر   بــــــــه   شــهـــــری رسید .
                  حرف    متمم      حرف       متمم
                 اضافه                اضافه

    و  از    گورستان عبور کرد ،
      حرف    متمم
     اضافه

    لوح قبور را خواند

    حالا ادامه ی این داستان را بخوانید و حرف اضافه و نهاد را در

    آنها مشخص کنید .

    و به حیرت فرو رفت ؛

    زیرا مدت حیات صاحبان قبور که بر رو ی سنگ ها حک شده بود ،

    هیچ کدام از ده سال تجاوز نمی کرد .

    یکی از بزرگان شهر را پیش خواند

    و به او گفت :

    شهری باصفا ، با هوای خوب و آب گوارا چرا زندگی

    مردمش چنین کوتاه است ؟

    آن مرد بزرگ در پاسخ گفت :

    ما زندگی را با نظری دیگر می نگریم .

    زندگی به خوردن و خفتن و راه رفتن نیست ،

    ـ که در این قسمت ما و حیوانات تفاوتی نداریم ـ

    زندگی حقیقی آن است

    که در جستجوی معرفت بگذرد .

    بدین قرار هیچ کس بیش از پنج یا شش و حداکثر ده سال

    زندگی نمی کند ؛

    زیرا قسمت اعظم عمر به غفلت سپری می شود .

              

                         نکته ی دوم : جا به جایی واژه ها در شعر 

    وقتی شعر بهترین سرآغاز را می خوانید ، ، از مصراع اول

    تا پایان شعر ، آهنگ و یکنواختی خاصی را درمی یابید . در

    بقیه ی شعرها هم ، این هماهنگی را احساس می کنید .

    در صورتی که وقتی یک متن ساده ، یک داستان  و یا یک

    مقاله را می خوانید ، از این هماهنگی خبری نیست .

    به همین دلیل گاه شاعر مجبور است ، بعضی از واژه ها را

    در جمله جابه جا کند ، تا بتواند این آهنگ را در شعر خود

    ایجاد کند .

     به مصراع ها و بیت های زیر توجه کنید  .

    شدش گیتی به پیش چشم تاریک :

    - گیتی به پیش چشمش تاریک شد .

    کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز     

    به جرئت کرد روزی بال و پر باز

    - کبوتر بچه ای با شوق پرواز روزی به جرئت بال و پر باز

       کرد .

    حالا نوبت شماست . با باز کردن یک صفحه ی تمرین برای

    خود ، جمله های زیر را کپی و سپس مرتب کنید . 

    پرید از شاخکی بر شاخساری                  

    -

    گذشت از بامکی بر جو کناری

    -

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه             

     -

     ز رنج خستگی درماند در راه

    -

    فتاد از پای و کرد از عجز فریاد

    -

    ز نو کاران که خواهد کار بسیار

    -

    گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

     -

    هجوم فتنه‌های آسمانی                         

     مرا آموخت علم زندگانی

    -

    نگردد شاخک بی بن برومند 

    منبع مطلب : asemune7iha.blogfa.com

    مدیر محترم سایت asemune7iha.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات پایه هشتم ( درس ششم راه نیک بختی )

    این درس نوشته  شاعر معاصر ایرج میرزا است که از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود تحصیلاتش در مدرسه دارلفنون  تبریز صورت گرفت .  ابتدا شاعر درباره  قاجاریه بو اما به زودی از شاعری درباره کناره گرفت. شعر ایرج میرزا ساده و روان و مشتمل بر کلمات و تعبیرات عامیانه است  و مسایل مختلف اجتماعی را با زبانی ساده و شوخی های نیشدار بیان می کند . 

     راه نیک بختی  یک ترکیب وصفی است .( راه ) موصوف / ( نیک بختی ) صفت 

    متن درس  : یکی از مهارت های اصلی زبان ...... درک پیام متن .

    دانش ادبی و زبانی و معنی کلمات متن : گام ( قدم ) / باز خوانی ( باز  قید تکرار  ) به معنی دوباره خوانی / تلفظ ( خواندن  )/مطابقت (هم خانواده اش تطبیق) در کنار هم قرار دادن و مقایسه کردن /  تلفظ ( نحوه خواندن ) / خوانش ( اسم مشتق ) خوان + -ِش  که ( بخوان ) بن فعل مضارع است /

    متن درس : بنابر این  خواندن ...... مخاطب آن ا ندرز است .

    دانش ادبی و زبانی و معنی متن : درون مایه ( محتوا ) / ( تناسب ) مناسب و هم خانواده متناسب و مناسب است / پیکارانه ( جنگی ) / ستایش ( حمد کردن ) / نیایش ( رازو نیاز کردن باخدا ) / فروتنی و خاکساری ( مترادف ) یعنی تواضع داشتن / محتوی ( درون مایه ) / می خوانیم ( مضارع اخباری) / به گونه ای ( به شکلی ) مخاطب آن اندرز است ( مورد پذیرش است ) / شنونده حس کند که خودش مخاطب می باشد . 

    قالب این شعر مثنوی است و مثنوی شعری است که هر بیت قافیه ای جداگانه ای  دارد .

    قافیه در  بیت اول ( جویم وگویم ) و در بیت دوم ( سحرخیز و بپرهیز) و در بیت سوم ( مهربان و جان ) و در بیت چهارم ( پدر و سر) و دربیت پنجم (خرسند و خداوند ) و در بیت ششم ( تمیز و عزیز ) و در بیت هفتم ( استاد و باد )  و در بیت هشتم ( راست و ضررهاست ) و در بیت نهم ( خواب و باب ) و در بیت دهم ( افزود و سود ) و دربیت یازدهم ( کار و شمار ) 

    معنی بیت اول : هدف من از گفتن این نصیحت سعادت و خوشبختی توست بنابراین هر چه را می گویم گوش کن و بپذیر.

    دانش ادبی :( جویم و  گویم ) قافیه است و جناس ناقص اختلافی است . 

    دانش زبانی : ( زین ) مخفف از این /  ( زین گفته ) گروه اسمی ، هسته ( گفته ) وابسته پیشین ( از این ) / (سعادت تو) گروه اسمی ، هسته ( سعادت) و مفعول،  وابسته پسین ( تو ) که مضاف الیه است / مضارع اخباری (جویم ) فعل امر ( یاد بگیر) / گروه اسمی ( هرچه )  که ( هر ) صفت میهم ( چه ) هسته / مضارع اخباری ( گویم ) که می گویم بوده است / بیت سه جمله است 

    معنی بیت دوم : در تمام زندگی خود سحرخیز باش و از خواب صبحگاهی دوری کن . 

    دانش ادبی : (سحرحیز و بپرهیز) قافیه است . 

    دانش زبانی : بیت از دو جمله تشکیل شده است/ ( می باش ) فعل امر / ( سحر خیز) مرکب / ( وز) مخفف  و  از / (سحر گهان ) مشتق به معنی هنگام سحر ، مخفف کلمه سحرگاهان و ( ان ) علامت زمان است و (سحر +گاه )( گاه ) پسوند زمان و مکان است / ( بپرهیز ) فعل امر به معنی دوری کن 

    معنی بیت سوم : با مادر خودت مهربان باش و حالت رفتارت مهربانانه باش و از دل و جان خدمت به او باش 

    دانش ادبی :  کنایه در مصرع دوم  ( آماده خدمت کسی بودن ) آماده خدمت باتما دل و جان بودن / واج آرایی در حرف (ش)

    دانش زبانی :بیت دارای دو جمله است / ( مهربان ) مسند / ( به جان ) متمم قیدی ( چون حرف اضافه ( به ) و متمم ( جان ) هر دو قابل حذف هستند قید می شوند . ) 

    معنی بیت چهارم : با پدرت محترمانه رفتار کن و از دستورش سر پیچی نکن ( از پدرت اطاعت کن ) 

    دانش ادبی : ( چشم ادب ) تشخیص / ( چشم و سر ) مراعات النظیر/ ( سر مپیچ ) کنایه از نافرمانی /  ( را ) ردیف / ( پدر و سر ) قافیه 

    دانش زبانی : ( چشم ادب ) اضافه استعاری / ( را ) حرف اضافه به معنی ( به )  ( به پدر ) که ( پدر ) متمم / (را ) در مصرع دوم نشانه مفعول است / ( نگر ) فعل امر است

    معنی بیت پنجم : وقتی که پدر و مادر از تو راضی باشند حداوند هم ازتو راضی وخشنود می شود .

    دانش ادبی : ( خرسند و خداوند ) قافیه / ( تو و دو  ) جناس / ( خرسند و خرسند ) تکرار  / مصرع دوم تلمیح دارد به آیه (رضی الله فی رضی الوالدین ) 

    دانش زبانی : ( چون ) قید زمان / ( این دو  )  گروه اسمی  (این ) صفت شمارشی ( دو ) هسته 

    معنی بیت ششم : اگر مودب و صاحب تشخیص  باشی نزد همه عزیز و دوست داشتنی خواهی بود.

    دانش ادبی : باشی  و باشی  ( ردیف ) / تمیز و عزیز  (قافیه ) 

    دانش زبانی : ( چون ) به معنی اگر حرف شرط / ( با ادب )  حرف اضافه و متمم  / ( باشی ) مضارع اخباری / ( پیش ) حرف اضافه به معنی ( نزد ) / ( همه کس ) متمم   ( همه ) حرف اضافه و صفت مبهم و وابسته پیشین ( کس ) هسته گروه اسمی  / ( عزیز )  گروه اسمی و چون یک کلمه هست خودش هسته هست و نقش آن مسند  / ( باشی ) فعل ا سنادی / 

    معنی بیت هفتم : تلاش کن که هر چه را معلم به تو می گوید و آموزش می دهد همه را با سرعت و زیرکی یاد بگیری 

    دانش ادبی : ( استاد و یاد ) قافیه 

    دانش زبانی : ( می کوش ) فعل امر به معنی تلاش کن ( بکوش ) / ( گوید ) می گوید و مضارع اخباری است / ( یاد )  در اصل یاد بگیری بوده است و مضارع التزامی  / ( چابکی ) با سرعت 

    معنی بیت هشتم : اگر که همیشه حرف راست بگویی و از دروغ دوری کنی حتی اگر گفتن سخنان راست و ضرر تو باشد .

    دانش ادبی : مصرع اول تلمیح دارد به حدیث ( قل الحق ان کان مرا ) و ( النجاه فی الصدق )است که ترجمه ی آن ها چنین است ( حق را بگو اگر چه تلخ باشد ) و ( نجات انسان در راستی است ) / و تلمیح به حدیث پیامبر هم دارد که می فرماید ( قولو ا الحق و لو علی انفسکم ) 

    دانش زبانی : ( زنهار ) اصوات و به معنی آگاه باش و شبه جمله است / ( مگو ) فعل نهی / ( تو را) برای تو که حرف اضافه و متمم / ( ضررهاست ) ضررها است  و ( است ) به معنای وجود داشتن است و فعل غیر ربطی است  / بیت دارای سه جمله است . 

    معنی بیت نهم : هنگامی که هر شب برای خوابیدن به رختخواب می روی در این باره خوب فکر کن .

    دانش ادبی : ( جامه خواب ) مجاز از رختخواب / بیت نهم و بیت دهم از نظر معنا کردن بهم ارتباط دارند که به این ارایه  موقوف المعانی می گویند . 

    دانش زبانی : ( روی ) می روی مضارع اخباری / جامه ( لباس ) / ( اندر ) در / ( باب )  موضوع و زمینه ( تامل ) اندیشه کردن 

    معنی بیت دهم : که امروز چه قدر به علم و دانش تو اضافه شد و از کارهایی که انجام دادی چقدر سود بردی 

    دانش ادبی : این بیت با بیت نهم باید معنی کردو موقوف المعانی است 

    دانش زبانی : ( کان ) که آن / ( چه ) در مصرع اول ضمیر پرسشی است و درمصرع دوم صفت پرسشی است به معنی چه سود برده ای ؟ 

    معنی بیت یازدهم : روزی را که در آن کار مفیدی انجام نداده ای جز روزهای تلف شده بدان و از روزهای عمرت به حساب نیار 

    دانش ادبی : ( کار و مشمار ) قافیه است 

    دانش زبانی :( ی  )  در روزی  نکره است / ( مشمار ) فعل نهی است  

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    دانش های زبانی و ادبی درس فارسی هفتم

    انواع جمله

    جمله : کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به

    دیگران می رساند.

    جمله از نظر پیام و مفهوم یا شیوه ی بیان : 

    1 ـ خبری : خبری را به ما می رساند. (علامت این نوع جمله ( .) می باشد.)

    2 ـ امری :کاری را درخواست می کند. (علامت این نوع جمله (.) می باشد.)

    فعل امر دو ساخت دارد 1)دوم شخص مفرد بدون شناسه مانند

    برو /بخوان /بنشین گاهی نشانه "ب"از اول فعل امر حذف میشود

    مانند رو که در خانه ی خود بسته ایم                                         برو فعل امر


     دوم شخص جمع مانند:بروید/ بخوانید /بنشینید

    3 ـ پرسشی :سؤالی را مطرح می کند. (علامت این نوع جمله (؟) می

    باشد.) جمله پرسشی به دو گونه می اید همراه با نشانه های پرسشی ایا؟

    چگونه ؟چرا؟مگر؟کدام؟کدامین؟و هیچ ؟ مانند ایا درس خوانده ای؟

    بدون نشانه های پرسشی مانند درس خوانده ای ؟

    در این جمله ها از طریق تغییر لحن و اهنگ متوجه می شویم که جمله پرسشی است 

    4 ـ عاطفی:یکی از عواطف انسان مانند:تعجّب،تأسف،آرزو،دعا،نفرین و...را بیان 

    می کند.(علامت این نوع جمله ( ! ) می باشد.) 
                                                            

    * جمله هایی که بوسیله ی آن ها برای کسی دعا می کنیم،« جمله ی دعایی » 

    نامیده می شوند.فعل این نوع جملات معمولاً « باد ـ مباد ـ مبادا ـ بادا »می باشد و

     این جملات جزء «جملات عاطفی » محسوب می شوند. 

    تمرین در کلاس

    نوع جمله های زیر را از لحاظ پیام و محتوا مشخص کنید .

    بر ورق سبز برگ/ خط خدا را بخوان

    افرین جان افرین پاک را

    مردم بالا دست چه صفایی دارند

    با بهاری که میرسد از راه          سبزشو تازه شو بهاری شو

    با خودش زیر لب چنین می گفت:        ارزوهایتان چه رنگین است

    شبروان مست ولای تو علی             جان عالم به فدای تو علی

    چه فرهادها مرده در کوه ها            چه حلاج ها رفت بر دارها

     مراعات نظیریا شبکه معنایی

    مُراعات النظیر(شبکه ی  معنایی ـ تَناسب ـ  زنجیره معنایی): 

    آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند 

    از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و... باشد.

    مثال

    اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ)

     در این بیت از حافظ واژه های  اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل هستند

    ابر وباد ومه و خورشید و فلک در کارند 

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است

    حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است 

    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو         

    یادم از کشته ی خویش آمد هنگام درو

    تمرین  کار در خانه

    با شبکه های معنایی زیریک جمله بسازید

    الف ) درخت /شاخه / پرنده

    ب)آسمان/ستاره /شب  

    جواب ب) آسمان پر ستاره در شب زیباست 

    ج)رشد /نوجوانی /نشاط

    2)در بیت ها و نثرها زیر واژه ها ی مراعات نظیر را پیدا کنید 

    الف)امروز دشمنان نمی خواهند دانشگاه و درس و مدرسه و معلم باشد

     ب)زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غو غا شد 

    نهاد

    نهد یعنی کننده کار یا پذیرنده ی حالت مانند :

         با دیدن روی گل قناری                                    سر داده ترانه ی بهاری

    همان طور که میبینید در شعر نهاد جای مشخصی ندارد  برای به دست آوردن نهاد

    کافی است به اول فعل چه چیزی یا چه کسی اضافه کنیم مانند

    از لانه پرنده ی خوش آواز    بگشوده دوباره بال پرواز

    چه چیزی بگشود ه؟پرنده خوش اواز

      کرد بازرگان تجارت را تمام

    چه کسی تمام کرد ؟بازر گان نهاد

    زمان فعل ها را هم کار کنید

    سجع


    تضمین

    گاهی شاعران و نویسندگان در ضمن شعر یا نوشته خود مصراع یا بیتی از شعر شاعری دیگر ویاسخنی از نویسنده ای را می آورند به این کار تضمین گفته می شود مانند درس شعر خوانی جلوه ی روی خدا که  محمود کیانوش در  شعرش  شعر  سعدی را به کا ربرده است واز تضمین استفاده کرده است .

    هر ورقش دفتری است معرفت کردگار  این شعر سعدی که کیانوش از آن بهره برده است 

    هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده‌است.

    مثال  بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم 

    این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده‌است.


    تلمیح (اشاره)

    هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

    (اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)


    ارکان تشبیه

    یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند .

    هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است :

    ۱- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم .

    ۲- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

    ۳- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون، چون، مثل، مانند، به سان، شبیه، نظیر، همانند، به کردار و ... .

    ۴- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترک بین مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

    مثال : علی مانند شیر شجاع است . به ترتیب: مشبه (علی)؛ ادات تشبیه(مانند)؛ مشبه به(شیر)؛ وجه شبه(شجاع) اگر تشبیهی ادات تشبیه داشته باشد تشبیه را مرسل میگویند.

    کنایه

    به جملات زیر توجه کنید

    تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش

    با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی بر سرم بریزم؟

    در جمله های بالا دو عبارت مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور هستنداما معنی دور ان ها مورد نظر است . خط بکش در اصطلاح یعنی نادیده بگیر وچه خاکی به سرم بریزم یعنی چه کار باید بکنم در جمله های ذکر شده این معانی دور مورد نظر است و معانی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده را نمی رساند و به این کار برد کنایه می گویند[۱] مثال هنوزم از دهانت بوی شیر می اید : بوی شیر کنایه از خردسال بودن هست

    تشخیص(جان بخشی)

    هر گاه صفات انسان را به غیر جاندار ربط بدیم از تشخیص استفاده کردیم مثال: من این کتاب را می خوانم

    این کتاب من را به خواندنش دعوت می کند نکته: اگر اشیا  یا موجودات غیر انسان  را با حرف ای مورد خطاب قرار دهیم مانند

    ای  ماه امشب چه غمگینی  نیز ارایه تشخیص دارد.

     مفعول 

    1ـ مفعول : کلمه ای است که کار بر  آن واقع می شود .

    مانند : کبوتر  پرواز را  دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است.

      نشانهمفعول « را » است ،امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛

     یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی« را » می آید.گاهی هم «ی » به مفعول

     می چسبد. مانند من کتابی خواندم .

    به طورِ کل،مفعول به شکل هایِ زیر می آید :بیشتر بدانیم 

    الف ) من  پرنده  را دیدم.  ( با نشانه ی « را » ) پرنده : مفعول

    ب ) من  پرنده ای  دیدم.  ( با نشانه ی « ی » ) پرنده ای : مفعول

    پ ) من  پرنده ای   را دیدم.  (با نشانه ی « را » و « ی ») پرنده ای : مفعول

    ت ) من   پرنده   دیدم.  ( بدونِ هیچ  نشانه ای  )  پرنده : مفعول


    راه شناختِ مفعول : به اوّل فعل ، « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ »

    اضافه می کنیم ، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در 

    جواب « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ » می آید؛

    هم نامه ی نا نوشته خوانی  = چه چیز را خوانی ؟ 

     نامه ی نانوشته را  = نامه ی نا نوشته : مفعول 

    ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن .  =چه کسی را راهنمایی کن ؟    

     ما را   = ما : مفعول

     مصراع /بیت /قافیه /ردیف 

     ـ مصراع (مصرَع):در لغت به معنیِ  «یک لنگه ی در» و در اصطلاح به کوتاه ترین پاره ی 

    سخنِ موزون که نیمی از یک بیت است گفته می شود.

     مانند : نابرده رنج،گنج میسّر نمی شود         مزد آن گرفت جان برادر  که کار کرد ( سعدی )    

               مصرع اول                                                                   مصری دوم 

    2 ـ بیت :در لغت ، به معنی «خانه» است و در اصطلاح ،حدّاقل ِ شعر است که از دو مصرع تشکیل شده باشد 

    مانند :  

     ای نام تو  بهترین سر آغاز   /  بی نامِ  تو  نامه  کی  کنم  باز بیت     

    3ـ قافیه : به کلماتی می گویند که آهنگ و حرفِ آخرشان یکی باشد و در پایانِ هر مصرع قرار می گیرند 

                       ای یاد تو مونس روانم    جز نام تونیست بر زبانم 

    تمرین در کلاس : ارایه بیت چیست ؟ج) تلمیح به ایه 28 سوره رعد الا بذکر الله تطمئن القلوب  بیت چند جمله دارد؟ 3جمله  ای جمله اول که منادا یعنی خدا حذف شده  یادتو مونس روانم جمله دوم که فعل آن است حذف شده است جزنام تو نیست بر زبانم جمله سوم است . 

     ـ ردیف : هر گاه ، یک یا چند کلمه یا عبارت و یا جمله عیناً ، در آخر همه ی اشعار،

    پس از قافیه تکرار شده باشد، آن را ردیفمی گویند : 

    ای  عقلِ  مرا  کفایت  از  تو  /  جُستن  ز  من و هدایت  از  تو     

                                   ردیف                                    

           آوردنِ ردیف درشعر،اختیاری است؛یعنی، بعضی ازشعرهادارایِ ردیف هستندو بعضی ها  بدون ردیف می باشند.

    در مورد ردیف باید توجّه داشت که :کلماتی می توان ردیف گرفت که علاوه بر اینکه عیناً مثل هم باشند،       باید دارایِ یک معنی نیز باشند .

    در غیر این صورت باید آن ها را  قافیه حساب کرد. 

    به طورِ کلّی، ردیف باید به یک شکل و یک معنی باشد.         

    تمرین  

    آیا در بیت زیر بتافت قافیه است یا ردیف ؟

    جوانی سر از رأی  مادر بتافت   /  دل دردمندش  به آذر  بتافت   

                     

    چون سر بتافت در مصراع اوّل به معنیِ سرپیچی کرد و بتافت در مصراعِ دوّم یعنی سوزاند پس دو کلمه ردیف نیستند . بلکه قافیه هستند .

     مثلا ده  جایی به معنی روستا و جایی به معنی بده باشد 

    ـ کلمات هم خانواده : واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند را هم خانواده گویند .

    در هم خانواده  لغات عربی سه حرفِ اصلی کلمه باید  به ترتیب در کلمات 

    در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشد      ظالِم : ظُلم ، مَظالِم ، مَظلوم ، ظُلُمات، ظُلمَت / مسائل : مسئله ، سؤال ، سائِل و../شاهد : شهید ،شُهدا ، مشهد و   /ظاهِر : تظاهُر، مُتَظاهر،مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ظُهورو../ مُتَعال : تَعالی ، مُتَعالی، عالی ، اعلا ،علیا و...  /   جماعت: جُمعه،جامِع ،اجتماع،جمیع،مجتمع،جوامع و... 

    نکته* در فعل ها ، بن فعل ،چه بن  ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان 

    هم خانواده به کار رود.مانند:   روان : رفتار ، روش ، رفته ، رونده و

    ـ دیدار : بینا ، بینش ، دیده ، دیده بان ، بیننده و ...  

    کلماتِ مُخَفَّف : شاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در

     شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف

     کند.

     کلمات هم آوا  (مُتَشابه) :به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده می شوند اما املا و معنای آ ن باهم فرق دارد .

    مانند :

    خار : تیغه هایِ همراهِ گُل    خوار : ذلَّت : پَستی ذلیل / صَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری   سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن

     اساس : بنیاد ، پایه   اَثاث : لوازمِ خانه   /حَیات : زندگی        حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه  

    خاست : بلند شد   خواست:طَلَب کردن،خواستن/خان  : مرد بزرگ ، سرا    خوان : سُفره   

    خرد : کوچکی      خورد : میل کردن/    خویش : خود ، فامیل      خیش : گاو آهن 

    رازی : اهلِ ری                      راضی : خشنود      اَمَل : آرزو                                عَمَل : کار         

    ثواب : پاداش ،اَجر            صَواب : صَحیح ، دُرُست     خویش :خود   خویش : فامیل 

    صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.     سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع) 

    پرتقال : یک نوع میوه   پرتغال :  نامِ کشوری در اروپا  اَرز  : واحد پولِ خارجی       اَرض : ز مین               عَرض : پهنا  

     ـ تَضاد ( طِباق ،مُتَّضاد ، مُخالف ) :

    دو کلمه از نظر معنی،مُخالف همدیگر باشند.  

    نادانی ≠ دانایی        استوار ≠ سُست        آزادی ≠ اِسارَت          فَقر ≠ ثِروَت 

    خنده  ≠  گریه                      دانا ≠ نادان                   غَمناک ≠ خوشحال، شاد      

    زنده ≠  مُرده               خالص ≠ ناخالص                     جَهل ≠ عِلم ،دانش

    نَشیب ≠ فَراز            نافرمانی≠ اطاعت                         لَیل   ≠  نَهار     

                    

     کلماتِ زیر به همراهِ مُخَفَّفِ  آن آمده است :

    گر =  اگر            ار  =  اگر      سَحرگَهان   =    سَحرگاهان

    بُرون  =  بیرون             سپَه  =  سپاه                 ز   = از

    به    =  بهتر                 کِه   = کوچک تر       

                                                                                     

    ـ کلمات چند شکلی:

    در زبان فارسی کلمه هایی وجود داردکه چند شکل شبیه 

    به هم دارندو از آن ها در موقعیّت های مختلف استفاده می شود:

    هوشیار:  هشیار             آینه : آیینه                    پرهیزکار : پرهیزگار  

    اِفریقا : آفریقا         پیامبر :  پیغامبر             سپید : سفید    

                          

     «معنای واژه با  تشدید و بدون تشدید» (جهت مطالعه بیشتر) در زبان فارسی،برخی

    از واژه ها،شکل نوشتاری یکسانی دارند امّا درتلفّظ ومعنا با یکدیگر متفاوت اند.

    (در واقع برخی از کلمه ها تنها با گرفتن تشدید معنی و تلفّظ شان تغییر می کند.)

    آن چه باعث تشخیص تفاوت بین این کلمه هامی شود،کاربرد این واژه ها در جمله است.نشانه ی دیگری که در تشخیص درست آن ها به ما کمک می کند،وجود نشانه «تشدید» است.

    مُقدّم : گرامی داشتن  ـ برتر بودن    مَقدَم : قدم گذاشتن/قوت :  وعده ی غذایی           قُوَّت :  نیرو ـ توان  

    مُسلِم :  مُسلمان     مُسَلَّم : قطعاً ـ حتمی/ مَسکَن :  خانه ـ منزل             مُسَکِّن : آرام بخش 

     مُعین : کمک ـ یاری ـ فریاد رَس      /  مُعَیَّن : مشخّص ـ تعیین شده   مُبین : آشکار              مبیّن : بیان شده 

     کلمات هم نویسه : کلماتی که دارایِ  املایِ یکسانی هستند ولی از لحاظِ تلفّظ ومعنی هیچ ارتباطی با هم ندارندمانند :

    حُسن : خوبی                              حَسَن : نیکو

    قَمَری : منظور ماهِ قمری               قُمری : نوعی پرنده 

    شُکر: سپاس گذاری ، تشکّر          شکَر : شکرِ خوراکی 

    کِرم :  نوعی حیوان                    کَرَم : بخشش ، بزرگواری

     واج آرایی (نغمه ی حروف): هر گاه یک حرف چندین بار برای تاًکید تکرار شود.به زودی خواهید خواند 

    مثال :

     جان  بی جمال جانان میل جهان ندارد /هر کس که این ندارد حَقّا که آن ندارد 

    (واج آرایی با تکرار صامت « ج»  )

     رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

     (واج آرایی با تکرار صامت « س» )

    ـ تکرار : هر گاه یک یا چند کلمه بیش از دو بار در شعر یا نثر بیاید به طوری که برزیبایی سخن یا شعر بیفزاید.مثال:

     از دَر  دَر آمدی و من اَز خود به دَر شُدم  / گویی کَزین جَهان به جَهان دگر شدم 

    ( تکرار واژه ی « در» و « جهان» )

     تَضاد ( طِباق ،  مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی، مُخالف همدیگر باشند

    مثال :

     ـ شاه وگدا به دیده دریادلان یکیست / پوشیده است پست وبلند زمین درآب

    ضَربُ المَثَل ( تَمثیل ) : جهت مطالعه 

     سُخَنی که در میان عُموم مردم معروف شده و در بَردارنده ی

      نکته یا لطیفه یا پندی باشد .   

    (درباره ی نیکی کردن)تو نیکی می کُن و دَر دجله اَنداز /  که ایزَد دَربیابانَت دَهَد باز 

     (درباره ی دوستی): دوست آن باشد که گیرَد دست دوست / دَر پریشان حالی ودَرماندگی  (سعدی )  

    (درباره ی امیدواری) : دَر نااُمیدی بَسی  اُمید است / پایانِ شَب سیه سپید است (نظامی گنجَوی )  

    (درباره ی نداشتنِ غرور):آینه چون نقش تو بنمود راست  /خودشکن آینه شکستن خَطاست (نظامی گنجَوی)

     (درباره ی کار بیهوده کردن):(زیره به کرمان می برد چُغُندَر به هَرات) (آب در هاوَن کوبیدَن)

    (درباره ی صبر و بردباری داشتن):  گر صبر کُنی ز غوره حَلوا سازی  یا  « صبر و ظَفَر هر دو دوستانِ قدیم اند  /  بر اثرِ صبر  نوبتِ ظَفَر  آیَد»

    تخلّص : به اسم شاعر ، تخلّص می گویند که معمولاً در بیت آخر یا یک بیتمانده به آخر می آید.

    مثال :

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد (سعدی: تخلّص)

    قالب هایِ شعری : 


    قالب:شکلی است که قافیه به شعرمی دهد و بر اساس این نامگذاری،شعردارایِ

    قالب هایِ گوناگون می شود.مانند :  

    1 ـ مثنوی(دوگانی):شعری است که هر بیتِ آن،دو مصراعِ هم قافیه دارد.به عبارت دیگر،هر بیت قافیه ای جداگانه دارد و مصراع های آن، دو به دو هم قافیه اند.تعداد بیت های قالب مثنوی را ،حداقل دو بیت دانسته اند و حداکثری برای آن قایل نشده اند و به جهتِ این که تنها قالب شعری است که مصراع هایش دو به دو هم قافیه اند«دوگانه» هم نامیده می شودخاص زبان فارسی است واز قدیمی ترین قالب های شعری است. *مناسب ترین قالب برای بیان داستان ها و مطالب طولانی است . مطالب زیر در مورد مثنوی جهت مطالعه بیشتر است 

     از نظر موضوع به 4 دسته تقسیم می شوند : 1 ـ حماسی و تاریخی ؛مانند :شاهنامه ی فردوسی ، اسکندر نامه ی نظامی گنجه ای 2 ـ اخلاقی و تعلیمی ؛ مانند : بوستان سعدی 3 ـ عاشقانه و بزمی ؛ مانند : خسرو و شیرین ،لیلی و مجنون نظامی

    4 ـ عارفانه ؛ مانند : حدیقه ی سنایی ،مثنوی معنوی مولوی ،منطق الطیر عطار نیشابوری 

    به نام خداوند جان و خرد      کزین برتر اندیشه بر نگذرد

    خداوند نام و خداوند جای       خداوند روزی ده رهنمای

    خداوند کیوان و گردان سپهر     فروزنده ماه و ناهید و مهر

    ز نام و نشان و گمان برتر است   نگارنده بر شده پیکر است

    به بینندگان آفریننده را        نبینی مرنجان دو بیننده را

    شکل قالب  مثنوی : 

    ـــــــــــــــــــــــــــــــ *                            ـــــــــــــــــــــــــــــــ * 
    ــــــــــــــــــــــــــــــــ ×                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــ × 
    ــــــــــــــــــــــــــــــــ +                      ــــــــــــــــــــــــــــــــ   + 
    ــــــــــــــــــــــــــــــــ   ÷                     ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  ÷ 

     دو بیتی :  جهت مطالعه

    شعری است که از دو بیت تشکیل شده که گاه مصراع سوّم آن قافیه ندارد. *درون مایه و موضوع دوبیتی:عاشقانه وعارفانه     

    *رایج ترین قالب در میان روستاییان است. دو بیتی را در فارسی،ترانه می گویند.

    نمونه هایی از شعرهای « باباطاهر» که در قالب دوبیتی سروده شده است :

    یکی درد  و یکی  درمان  پسندد /  یکی   وصل  و  هجران  پسندد

    من از درمان و درد و وصل و هجران /  پسندم  آنچه  را  جانان پسندد

    شکل قالب  دوبیتی  :

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  *                         ــــــــــــــــــــــــــــــــ *

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــ                              ــــــــــــــــــــــــــــــــ *

    چهار پاره

    نمونه ای از قالب شعری چهار پاره

     صبح یک روز نوبهاری بود                        روزی از روز های اول سال

     بچه ها در کلاس جنگل سبز                   جمع بودند دور هم خوشحال

     بچه ها گرم گفت و گو بودند                   باز هم در کلاس غوغا بو

     هر یکی برگ کوچکی در دست               باز انگار زنگ انشا بود

     تا معلّم ز گرد راه رسید                           گفت با چهره ای پر از خند

     باز موضوع تازه ای داریم                         "آرزوی شما در آینده"


    '''شعر نیمایی'' سبکی از شعر معاصر فارسی است که نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی بوده و برآمده از نظریه ادبی [[نیما یوشیج]] شاعر معاصر ایرانی است. * منظومه‌ای بلند و موزون که در آن مشکل قافیه پس از هر چهار مصراع با یک مصراع آزاد حل شده است.* توجه شاعر به واقعیت‌های ملموس و در عین حال نگرشی عاطفی و شاعرانهٔ او به اشیا.
    * فرق نگاه شاعر با شاعران گذشته و تازگی و دور بودن آن از تقلید.


    مُتَمّم : واژه ای که بعد از حرفِ اضافه می آید . 

    مانند : 

      او  به  مدرسه  رفت . مدرسه : متمّم 


    برخی از حروفِ اضافه : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ اندر ـ برای ـ از برایِ ـ از بهرِ ...

    کبوتر      پرواز          را                    در             آسمان        دوست  دارد .

    نهاد      مفعول     حرفِ نشانه     حرفِ اضافه     متمّم         فعل غیراسناد

     مسند

    منبع مطلب : fereidoonkarimy.blogfa.com

    مدیر محترم سایت fereidoonkarimy.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 13 روز قبل
    -1

    ممنونم

    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    این درس ششم فارسی نیس ک

    مهـــدی 2 ماه قبل
    2

    اووووف خدااآا

    1
    خســــتهـ 2 ماه قبل

    ولش. کن بیخیال بریم یه سایت دیگه

    درس ششم ادبیات هفتم نوع انواع 2 ماه قبل
    -1

    ادبیات فارسی

    گمشید 2 ماه قبل
    1

    ببببند

    سلام من شیوا پورحبیب هستم 3 ماه قبل
    -1

    خیلی عالی بود ممنون

    سما 9 ماه قبل
    -1

    سلام حیلی کامل نبود

    مبینا 10 ماه قبل
    0

    اگه برای تمام درسها آرایه هاشون رو مشخص میکردن عالی بود ولی به هر حال ممنون

    مرینت 1 سال قبل
    -2

    این درس ۷ هستش

    0
    ناشناس 2 ماه قبل

    اره

    هنگوین 1 سال قبل
    1

    بعضی از کلمه ها دو املایی اند بعضی به دو شکل نوشته می شوند مانند اتو .اطو ......

    هنگوین 1 سال قبل
    0

    دوستون دارم

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    ممنون از لطف شما

    رویا 1 سال قبل
    2

    هیچی کم نبود همه چیز مثل همیشه عالی

    پری 1 سال قبل
    -1

    این درس ،درس 7 هستش داخل کتاب ادبیات امسال ما

    1
    رویا 1 سال قبل

    نه مال ما درس ششم هستش

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    ناشناس 2 ماه قبل

    این درس شش نیس

    برای ارسال نظر کلیک کنید